دانشگاه

بزرگترين شركت سدساز چيني 10 سد بزرگ در ايران مي‌سازد

 

رئيس كميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي در گفتگویی با خبرنگار مااعلام كرد بزرگترين شركت سدسازي چين در آينده 10 سد بزرگ در ايران خواهد ساخت. به گفته دانشيار 100 سد بزرگ در كشور در دست مطالعه و احداث مي‌باشد كه با توجه به حجم عظيم اين پروژه‌ها و تصميمات اتخاذ شده در كميته تخصصي بررسي‌كننده احداث سدهاي بزرگ در كشور، قرار است اين سدها با همكاري ايران و چين (50 درصد مشاركت هر كدام از طرفين) و با استفاده از نيروهاي مختصص طرفين و مشاركت مالي كامل چين ساخته شوند. گفته مي‌شود در فاز اول اين برنامه مقدمات واگذاري احداث 10 سد از مجموعه اين سدها به شركت چيني فراهم شده است و رياست جمهوري نيز با اين امر موافقت كرده است و احتمالا از جمله موافقت‌نامه‌‌هايي خواهد بود كه در جريان سفر آتي مقامات دو كشور به امضاء خواهد رسيد.  گفتني است سد ساز چيني شركت چاينا هيدرو مي‌باشد كه از تجارب گسترده‌اي در امر سدسازي در كشور چين و ديگر كشورها از جمله ايران برخوردار است. سد بزرگ طالقان از جمله ساخته‌هاي اين شركت چيني مي‌باشد كه با استفاده از تخصص مهندسان چيني و ايراني به تازگي و يك ماه قبل از موعد پيش‌بيني شده در قرارداد توسط اين شركت سدساز چيني به بهره‌برداري رسيد. ‏

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:58  توسط سارا محقق  | 

واژه نامه دانشگاهی

دانشجوی تازه وارد :

 کسی است روز اول ورود به دانشگاه با کت و شلوار سرمه ای اتو کشیده و پیراهن سفید یقه بسته و ریش و سبیل هفت تیغه شده در انظار عموم نظاره شود، کسی است که روبروی تالارها بایستد واز شما بپرسد : آقا ! تالار ها کجاست ؟ کسی که توی راهروی طبقه ی سوم مجتمع کلاسها از شما آدرس مجتمع کلاسها را بخواهد ، کسی که ساعت 8 صبح کلاس دارد ولی ساعت 4 صبح از خواب بیدار می شود و صبحانه نخورده خود را راس ساعت 6 به محل کلاس می رساند ، کسی که وقتی درس ریاضی 1 را گرفت ، تمامی کتابهای ریاضی مو جود در بازار (لیتهلد ، سیلورمن ، توماس و ... ) را از بازار جمع آوری می کند . کسی که با کتاب فرهنگ هالیدی سر کلاس مکانیک حاضر می شود.

 

خورشت چمن :

نوعی خورشت عالی که بک روز پس از شنیدن صدای ماشینهای چمن زنی در سطح دانشگاه در یک روز رویایی به خورد شما داده می شود .

 

دانشجو:

آواره ، بی خانمان، مایوس و ناامید و در عین حال امیدوار و صاحب آرزوهای عجیب و غریب و دور دراز ، کسی که شبها تا صبح بیدار است و صبح ها تا شب خواب ، کسی که کلاسهای صبحش را به تلاقی زمان با خواب حذف کرده است ، کسی که در پایان ترم اول بیش از صد تار مو بر سر نداشته باشد ، کسی که سر کلاس یا جزوه می نویسد یا چرت می زند و یا مدام به ساعت نگاه می کند ، کسی که هر روز صبح زود سر ساعت دوازده از خواب بیدار می شود ، کسی که در پایان هر ترم تصمیم به انصراف از تحصیل می گیرد ، کسی که به شروع امتحانات روزی هزار بار تصمیم می گیرد از طبقه پنجم خوابگاه یا دانشکده با سر به پایین شیرجه بزند ولی دل و جراتش را ندارد ، کسی که صبحانه اش را موقع ناهار ، ناهارش را هنگام عصرانه و شامش را بیست دقیقه قبل از روب آفتاب می خورد .

 

استاد :

متخصص در امر موی شما ، ماشین تدریس و تصحیح ، انسانی خوش تیپ ، شیک پوش و اتو کشیده که همیشه لبخند میزند و درزمینه ی بریدن سر با پنبه فوق تخصص دارد . سرور وسالار ، آن دسته از دکاتر (جع دکتر ) که با دانشجوین سروکلّه می زنند ، سخنش همان جزوه است ، طرف قرارداد انتشاراتی دانشکده ، سوژه جوکهای طایفه دانشجو ، اگه مردی بپرسی ، مرد محبوب اول ترم و آخر ترم مغضوب ، نوغ بی خیالش مطلوب است .

 

شماره دانشجویی :

عدد ورود به دنیای نمرات شما ، کلید آبرو و حیثیت ، شماره پلاک شما .

 

مشروط:

دربدری یا واحد های کمتر از چهارده ، محکوم به نصف یا قطع کمک هزینه ، اسم مفعول شرط ، تکرار آن به معنای اخراج است .

 

اخراجی:

لیسانس ندیده ، رها ، آزاد ، عاقبت به خیر .

 

دانشگاه :

تفرجگاه جماعت دانشجو ، کعبه آمال طایفه پشت دانشگاهی ، سر در نوع تهرانی اش جزو انواع 50 چوقی است ، محلی مناسب برای جزوه دادن و جزوه ستاندن ، ممنوع الورود برای نظامی ها و واجب الورود برای سیاسی ها ، پاتوق رجال و زعما ( البته در موارد خاص) ، به غلط هنوز برخی می پندارند هنوز محل دانش آموختن است ، دفتر چکنویس احزاب ، کارخانه بیکار سازی .

 

جزوه :

دفتر طراحی دانشجو ، کشکول مصور ، لاطائلات ، آنچه گرفتنش بهترین بهانه برای اولین صحبت با ... است ، آغازفصل آشنایی ، ککسیونی از شعر و یاد گاری ، تمرین امضا ، چکنویس مخارج اتاق ، کاریکاتور اساتید ، قلب تیر خورده و گل و بلبل، آنچه شما خواسته اید .

 

خوابگاه :

آسایشگاه ، کانون توطئه ، سازمان گقتگوی تمدنها ، جامعه باز ، چایخانه سنتی ، نوع تهرانی اش مطلوب لباس شخصی هاست ، مکانی که طایفه دانشجو پس ار اتمام کلاسها به آنجا رود ، بخورد ، بخوابد ، چای دم کند،کتری بار بگذارد ، نیمرو درست کند ، همولایتی پیدا کند ، جوک بگوید ، به تلفنها پاسخ دهد ، جزوه بخواند، بازی کند ، هوار بکشد ( در مواقع بیکاری ) بر اندازی کند ، مامن نه چنان امن طایفه دانشجویان ، حمامش محل برگذاری کنسرتهای عظیم دانشجویی و تقلید صداست .

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:39  توسط سارا محقق  | 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:32  توسط سارا محقق  | 

ژولیده، نامنظم، مضطرب ، همیشه غایب

من دانشجوهستم ، افسرده هستم

 

 سارا محقق : افسردگي و شيوه هاي متنوعي كه اين اختلال خود را به آن صورت نشان مي دهد، بخشي از يك واكنش هيجاني و بدني طبيعي به فراز و نشيب هاي زندگي است. زندگي پر مشغله و پرزحمت يك دانشجوي دانشگاه، اين فرض را معقول مي سازد كه تصور كنيم اكثر دانشجويان دوره هايي از افسردگي واكنشي (يا موقعيتي) را در دوره تحصيلات خود تجربه خواهند كرد. اما افسردگي عمده، يك نگراني عمیق است كه جسم، خلق، افكار و رفتار شخص را در بر مي گيرد. افراد مبتلا به افسردگي نمي توانند "كاري كنند"  تا بهتر شوند، افسردگي بر عملكرد دانشجو در زمينه هاي تحصيلي و اجتماعي اثر سوء مي‌گذارد. بدون درمان، علايم هفته ها، ماهها، يا سالها طول مي كشد. با وجود اين، درمان مناسب مي تواند به بيش از 80 درصد از كساني كه به افسردگي مبتلا هستند، كمك كند.به دليل اينكه علاوه بر دانشجویان همکلاسی یا هم خوابگاهی ، كاركنان دانشگاه  نزدیک ترین گروه در تعامل با دانشجويان هستند و بطور مرتب آنها را مشاهده مي كنند اغلب نخستين كساني هستند كه متوجه مي شوند دانشجويي افسرده شده است. شاخص هاي زير در زمينه تشخيص به شما كمك مي كند. اما لازم به تذكر است كه هر افسرده اي تمامي علايم را با هم تجربه نمي كند. برخي افراد علايم كمي را تجربه مي كنند و برخي ديگر علايم زيادي . همچنين شدت علايم از فردي به فرد ديگر تفاوت مي كند.

علايم افسردگي :

  1. غم مداوم، خلق مضطرب، يا "تهي"
  2. احساسات نااميدي، بدبيني
  3. از دست دادن علاقه يا فقدان لذت از سرگرمي هايي كه هر شخصي از آن لذت مي برد.
  4. بي خوابي، برخاستن زود هنگام صبحگاهي يا پرخوابي
  5. از دست دادن اشتها و يا وزن يا خوردن مفرط و بالا رفتن وزن
  6. نرسيدن به بهداشت شخصي
  7. كاهش انرژي، خستگي، "كند شدن"
  8. افكار مرگ يا خودكشي، اقدام به خودكشي
  9. علايم و ناراحتي هاي بدني مقاوم كه به درمان پاسخ نمي دهند مانند سردرد، اختلالات  احشايي، و درد مزمن
  10. حضور نامنظم در كلاس درس
  11. دانشجوياني كه افسردگي را تجربه مي كنند اغلب به مداخلات درماني بخوبي پاسخ مي‌دهند.

مداخلات زود هنگام، احتمال بهبودي سريعتر دانشجو را افزايش مي دهد. رهنمودهاي زير در مواجهه با دانشجوي افسرده مفيد خواهد بود:

    • اجازه دهيد دانشجو بداند كه شما مي‌فهميد احساس افسردگي مي كند و مايليد به او كمك كنيد. 
    • بيشتر با او همراهي كنيد، او را تشويق كنيد تا درباره چگونگي احساسات خود صحبت و بحث كند.
    •  اگردرجستجوي كمك برآيند مي توانيد رجوع به مركز مشاوره را پيشنهاد كنيد.

اقدامات زیر بر عکس هیچ گونه کمکی به دانشجو نخواهد کرد و نتیجه عکس دارد.

  • ناراحتي هاي فرد را كوچك جلوه دادن (يعني ، اوضاع را رو به بهبودي قلمداد كردن).
  • بمباران كردن دانشجو با راه حل ها و نصايح "معمول"
  • هراس از پرسش درباره افكار خودكشي اگر تصور مي كنيد چنين افكاري دارد.
  • ناديده گرفتن نشانه هاي خودكشي (در همه موارد نشانه هاي خودكشي را به مركز مشاوره گزارش كنيد.) 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:23  توسط سارا محقق  | 

نقش دانشگاه در حل مشكلات روحی دانشجو

    دانشجويان در طي دوره تحصيلات خود، استرسها و فشارهاي زيادي تجربه مي‌كنند (استرسهاي تحصيلي ، اجتماعي و مالي). بسياري از آنها با اين فشارها بطور موفقيت آميز مقابله مي كنند اما برخي از پا در مي آيند و مستأصل مي شوند. به دليل اينكه اختلالات عاطفي و رفتاري معمولاً روي عملكرد تحصيلي يا تعاملات اجتماعي دانشجويان تاثيرات سوء مي گذارند، شما در مقام يك عضو دانشگاه، معمولاً در موقعيت مناسبي براي تشخيص دانشجويان داراي مشكل قرار مي گيريد. اما شما نمي توانيد به هر دانشجويي كه داراي مشكل است كمك كنيد و يا شايد هر دانشجويي نيز كمك شما را نپذيرد. عليرغم اين واقعيت، ما معتقديم شما مي توانيد با برقراري رابطه اي صحيح، نقش مهمي در بازيابي تعادل هيجاني دانشجويان كه لازمه مقابله با فشارهاي زندگي است، ايفاء كنيد.اكثر استرسهايي كه دانشجويان تجربه مي كنند فشارهاي مربوط به مرحله گذار هستند؛ يعني، كم و بيش همه انسانها در دوره گذر از نوجواني به جواني اين فشارها را تجربه مي كنند. فرد نقش هاي جديدي را مي پذيرد و به تكاليف جديد گردن مي نهد. البته در مورد داشنجويان، نقشها و تكاليف مي تواند كمي پيچيده تر باشد. جامعه، خانواده و نيز دانشگاه، انتظارات خاصي از دانشجويان دارند. اكثر دانشجويان دور از خانواده بسر مي برند و مدام مورد ارزيابي قرار مي گيرند. جدايي يكباره از محيط مأنوس خانوادگي و دايره دوستان و ورود به فضايي يكسر متفاوت، همراه با شكل گيري انتظاراتي كاملاً جديد، فشار مضاعفي را بر فرد فرد دانشجويان وارد مي كند. تذكر اين نكته نيز ضروري است كه بسياري از بيماريهاي عمده رواني، اغلب براي نخستين بار در دهة سوم زندگي ظهور مي يابند. در نتيجه ظهور پاره اي از علايم در دانشجويي خاص مي تواند فراتر از يك واكنش طبيعي به مرحله گذار رشدي تلقي شود و بروز نخستين نشانه ها و علايم يك مشكل رواني جدي تعبير گردد.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:10  توسط سارا محقق  | 

ضرورت های وجودی مشاوره دانشجویی

 

دفتر مركزي مشاوره دانشجويي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري از سال 1375 به منظور برنامه‌ريزي ، ساماندهي ، هدايت فعاليت‌ها و ارزيابي از ارائه خدمات مشاوره و بهداشت رواني در دانشگاهها تأسيس گرديد و تاكنون اقدامات مفيدي در توسعه كمي و بهبود كيفي خدمات مشاوره‌اي و بهداشت رواني در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي انجام داده است. دکتر رحمت اله نورانی پور دانشیار و رئیس مرکز مشاوره دانشگاه شهید بهشتی ، یکی از صاحب نظران باسابقه مشاوره که از سال 72 تا 76 مسئولیت دفتر مرکزی مشاوره را بر عهده داشته و ریاست اولین هیات مدیره انجمن مشاوره ایران از جمله سوابق علمی ایشان می باشد در خصوص ضرورت وجودی دفتر مرکزی مشاوره می نویسند:

امروزه روشن و معلوم شده است كه داشتن تفكر علمي و تحقيقاتي ، توليد علم و فناوري، اداره امور كشور توسط دانشمندان و متخصصان در رشته‌هاي متنوع و گوناگون علمي كليد پيشرفت ، تعالي ، بالندگي و در نتيجه اقتدار سياسي ، اقتصادي ، نظامي ، فرهنگي، رشد اخلاقي هر جامعه و رفاه مادي و معنوي افراد آن جامعه است. تحقق بخش اعظم اين اهداف مهم از طريق فعاليت‌هاي آموزشي ، تحقيقاتي و فرهنگي دانشگاهها انجام مي‌شود. لذا دانشجويان و مؤسسات آموزش عالي از افراد ارزنده و نخبگان هر جامعه محسوب مي‌شوند.

دانشجويان بزرگسالاني هستند كه با سنين مختلف ، فرهنگ‌هاي گوناگون ، وضعيت تأهل متفاوت از هر دو جنس بخشي از ارزنده‌ترين سال‌هاي دوران بزرگسالي خود را در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي به تحصيل علم و دانش و كسب تجربيات و مهارت‌هاي لازم براي ورود به عرصه زندگي مسئولانه براي انجام وظايف فردي ، خانوادگي ، شغلي ، اجتماعي و فرهنگي مي‌گذرانند تعداد قابل توجهي از دانشجويان در هنگام ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي با مشكلات عاطفي ، روابط بين فردي، درون فردي ، رفتاري ، سازگاري و خانوادگي دست به گريبان هستند. پس از ورود به دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و رويدادهاي بعدي زندگي در دانشگاه ( آشنايي و مجالست و معاشرت با افراد داراي فرهنگ‌هاي گوناگون ، دوري از خانه و خانواده ، تحصيل هر دو جنس در كنار هم در دانشگاه ، تحولات شناختي تحت تأثير محيط دانشگاه ، عدم استعداد يا علاقه به رشته تحصيلي منتخب ، واردشدن در عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و ... ) دانشجويان با مشكلات تحصيلي ، شغلي ، معيشتي ، رشدي ، رفتاري ، عاطفي ، درون فردي ، ازدواج ، زناشويي ، خانوادگي ، ارتباطي ، جنسي و اعتياد روبرو مي‌شوند.

با توجه به اهميت و نقش آموزش عالي و فعاليت‌هاي آن در زندگي فردي ، اجتماعي ، فرهنگي و حساس‌بودن اين مرحله از زندگي و عمر لازم است در دانشگاهها علاوه بر فعاليت‌هاي آموزشي و پژوهشي و فرهنگي خدماتي وجود داشته باشد تا دانشجويان را در نيل به موفقيت و پيشرفت تحصيلي ، انتخاب‌ها و تصميم‌گيري‌هاي سنجيده ، بهره‌برداري بهينه و احسن از قابليت‌ها ، استعدادها و توانمندي‌ها و علايق شخصي و منابع و امكانات آموزش عالي و جامعه ، برخوردهاي مؤثر و ثمربخش و منطقي در موقعيت‌هاي مختلف و در نتيجه سازگاري با زندگي و پيشگيري و حل مشكلاتشان ياري دهند. برهمين اساس بوده است كه مراكز خدمات مشاوره‌اي از سال 1368 تاكنون در دانشگاهها ايجاد گرديده و توسعه يافته و اقدامات مفيد و مؤثري در رشد دانشجويان ، پيشگيري از مشكلات و گرفتاري‌هاي آنان و كمك به حل مشكلات و تأمين بهداشت رواني ايشان بعمل آورده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 10:50  توسط سارا محقق  | 

 

تقلب،دوپينگ علمي يا اخلاقي‎ ‎

 

در پايان ترم دانشگاه‌ها همه ساله يكي از بيشترين مباحث مطرح شده در كميته‌هاي انضباطي مربوط به تقلب‌هاي انجام شده از سوي دانشجويان در جلسات امتحانات پايان ترم‌ها مي‌باشد. به گفته كارشناسان مراكز مشاوره دانشگاه‌ها ريشه اصلي اين عمل ناپسند مربوط به شخصيت اجتماعي و رواني دانشجويان است. در گزارش ذيل و ديدگاه‌هاي تعدادي از اساتيد و كارشناسان در مورد تقلب تقديم خوانندگان مي‌گردد

ارايه طرح درس و فعال کردن دانشجو در کلاس از بروز تقلب جلوگيري مي‌كند‎ ‎

به گفته معاون آموزشي دانشکده داندانپزشکي مشهد، ارايه طرح درس و فعال کردن دانشجو در کلاس از بروز تقلب جلوگيري مي‌كند.‏

دکتر جميله قدوسي، با بيان اينكه تقلب حق کشي و توهين به استاد است گفت: افراد متقلب بايد شخصيتشان مورد سوال واقع شود چرا که اين افراد قطعا مشکل دارند که سعي مي‌کنند حقي که شايسته آن نيستند را به زور از آن خود کنند.‏

قدوسي اظهار داشت: افراد بايستي از کودکي و در محيط خانواده به گونه‌اي تربيت شوند که هميشه به بهره‌هوشي خود قانع بوده و چيزي بيشتر از توانمندي خود نخواهند.‏

معاون آموزشي دانشکده دندانپزشکي مشهد اظهار داشت: فعال کردن دانشجويان در کلاس درس و اهميت دادن به حضور و شرکت آنان در مباحث کلاس سبب ايجاد انگيزه در آنان براي مطالعه و آموختن بدون رفتن به مسيرهاي نادرست مي‌شود.‏

وي با تاکيد بر اينکه اساتيد بايد انگيزه مطالعه را در دانشجويان ايجاد کنند، افزود: تفهيم دروس، بيان اهداف در طول درس و ارايه بايدها به دانشجو و نشان دادن توانمندي‌هاي آنان در طول ترم سبب تشويق و گرايش آنان به مطالعه و تحقيق و يادگيري مي‌شود بايد دانست عدم رعايت برخي از اين مسايل توسط معلمان، باعث ايجاد زمينه‌هاي تقلب در دانشجو مي‌شود.‏

قدوسي با تاکيد بر اينکه ارايه طرح درس در سيستم آموزشي دانشگاه هاي ما مسکوت مانده است تصريح کرد: ارايه يک طرح و برنامه درسي باعث مي‌شود استاد بتواند دانشجو را در مسير هدايت قرار دهد.‏

وي خاطرنشان كرد: ارزشيابي دانشجويان در طول ترم عاملي است که سبب مي‌شود همه حجم درس براي شب امتحان نماند و اين خود سبب کاهش انگيزه تقلب در فرد مي‌شود.‏

 

براي کنترل تقلب بايد کار فرهنگي انجام شود‎ ‎

عضو هيات علمي دانشگاه آزاد مشهد با بيان اينكه تقلب بايد درست معنا و به عنوان پديده ضد اخلاقي شناخته شود، گفت: تقلب به معناي دغل کاري و کاري را به سود خود و زيان ديگران انجام دادن است و اگر اين پديده درست معنا شود مطمئنا ميزان تقلب‌ها نيز کمتر مي‌شود.‏

دکتر رمضان‌پور افزود: تقلب را از چند جهت مي‌توان بررسي کرد، از جهت دانشجويان مي توان گفت شيريني پيروزي در رقابت سبب مي‌شود به هر گونه‌اي در پي کسب آن باشيم.‏

رمضان‌پور افزود: اين رفتار نادرست بر رفتار ساير دانشجويان نيز تاثير گذار است اما افراد با داشتن هدف متعالي هرگز به تقلب روي نمي‌آوردند.‏

عضو هيات علمي دانشگاه آزاد در ادامه اظهار داشت: گاهي رفتار معلمان و سخت‌گيري‌هاي بيش از حد براي تقلب، افراد را ترغيب به تقلب کردن مي‌کند.‏

وي با اشاره به اينکه نظام آموزشي ما نيز در گرايش افراد به تقلب تاثير گذار است افزود: زماني که معيار ارزشيابي‌ها تنها نمره کتبي باشد مطمئنا تقلب‌ها نيز فراينده خواهد بود اما ارزشيابي دروني‌تر و گرفتن امتحانات شفاهي و علمي امکان تقلب را کمتر مي‌کند.‏

وي افزود: استخدام و داشتن شغل مناسب نيازمند نمره بالاست و اين خود انگيزه تقلب در افراد را بيشتر باشد.‏

رمضان پور تاکيد کرد: براي پيشگيري از تقلب بايد کار فرهنگي صورت پذيرد و اساتيد دروس اخلاقي، بايستي براي از بين بردن اين پديده غير اخلاقي راهنمايي بيشتري به دانشجويان ارايه دهند.‏

 

رابطه استاد و دانشجو عاملي در جلوگيري از تقلب است‎ ‎

رئيس مرکز مشاوره دانشگاه آزاد مشهد گفت: رابطه استاد و دانشجو عاملي در جلوگيري از تقلب است‎ ‎‏.‏

دکتر صفاريان گفت: استاد با احترام و رفتار خوب انتظاراتش را به طور غير مستقيم بيان مي‌کند و اين خود زمينه تقلب را از دانشجو مي‌گيرد چرا که افراد نسبت به کساني که حساسيت دارند محتاط‌تر عمل مي‌کنند.‏

وي اذعان داشت: کساني که متقلبند ابتدا بايد شخصيتشان مورد بررسي قرار گيرد که اغلب اينگونه افراد تمايلاتشان بر شخصيتشان حاکم است که سبب کم‌رنگ‌شدن اخلاق مي‌شود و اينگونه افراد متقلب‌تر هستند.‏

وي با تقسيم‌بندي نگاه افراد به تقلب گفت: عده‌اي تقلب در فضاي تحصيلي را با کلاه گذاردن بر سر همه متفاوت مي‌دانند که اگر ديد اين افراد تا اين حد پايين باشد چندان تاثير منفي در آينده آنان نخواهد داشت.‏

عضو هيات علمي دانشگاه آزاد مشهد افزود: گروهي که معتقدند در هر جايي به هر طريق ممکن بايستي کارها را پيش برد، بدون در نظر گرفتن اخلاق، علاوه بر تاثير منفي در آينده خود فرد وجدان اخلاقي و اجتماعي را نيز ضعيف مي‌کند.‏

وي با اشاره به اينکه بسياري از افراد اخلاقيات را در شخصيتشان نمي‌پذيرند گفت: ما ياد گرفته‌ايم اميالمان را ارضا کنيم و اين سبب فراموش کردن اخلاقيات در زندگي‌مان شده است.‏

رئيس مرکز مشاوره دانشگاه آزاد مشهد خاطر نشان کرد: ‌تقلب بر رفتار ساير دانشجويان نيز اثر موجي خواهد داشت و به خصوص در خصوص افرادي که در مورد خوب و بد بودن تقلب شک دارند تاثير بسزايي خواهد داشت و آنان را نيز متمايل بر امر تقلب مي‌کند.‏

وي با اشاره به اينکه اضطراب از نمره امتحان مي‌تواند يکي از علل تقلب باشد افزود: ارزشيابي‌هاي گسسته راهي براي کاهش اضطراب‌ها محسوب مي‌شود.‏

صفاريان اذعان داشت: تقلب فاکتوري است که در همه اجتماعات وجود دارد ما در برخي افراد اين رفتار بالاتر از حد عرف است به گونه‌اي که تقلب تيپ اخلاقي فرد مي‌شود و بايد مراقب بود تا اين امر اتفاق نيفتد.‏

وي گفت: تقلب در افراد بايد نظارت شود و افراد بايد به حق و حقوق واقعي‌شان برسند و هميشه تفاوتي بين کساني که سالم مطالعه مي‌کنند و کساني که تقلب مي‌کنند وجود داشته باشد.‏

وي برخورد انضباطي با دانشجويان را در برخي موارد ضروري عنوان کرد و افزود: قبل از اينگونه برخوردها بايد از طريق اساتيد برخوردهاي روحي و رواني صورت بگيرد.‏

صفاريان هم چنين برخورد و انضباطي را براي عدم گسترش تقلب و پيشگيري از اثر موجي آن مثبت دانست‏‎ ‎

 

افزايش ارزيابي‌هاي ميان ترمي و طراحي سوالات مفهومي در كاهش تقلب موثر است‎ ‎

عضو هيات علمي دانشگاه فردوسي با بيان اينكه تقلب پديده‌اي ضد اخلاقي و توهين به استاد و ساير دانشجويان است، گفت:‌ افزايش ارزيابي‌هاي درون ترمي و طراحي سوالات مفهومي دركاهش تقلب موثر است.‏

دکتر فرهنگ حداد، بهترين راه پيشگيري از تقلب را كاهش تاثير امتحانات پايان ترم در ارزيابي دانشجويان و پررنگ کردن ارزيابي‌هاي بين ترمي عنوان و تصريح کرد: حجم زياد دروس در آخر ترم، فرد را تحت فشار و استرس قرار مي‌دهد و سبب روي آوردن به تقلب مي‌شود در حالي که برگزاري امتحان در طول ترم و ارزيابي مستمر از دانشجويان امکان اينگونه اعمال را از دانشجو مي‌گيرد.‏

وي يکي از علل گرايش به تقلب را گرفتن نمرات بهتر و بازدهي بالاتر در دانشجويان عنوان کرد و وظيفه اساتيد را از بين بردن زمينه اين کار عنوان کرد.‏

وي با بيان اينکه دانشجوياني که در طول ترم تلاش کرده باشند حتما پاداش آن را خواهند گرفت خاطر نشان کرد: دانشجوياني که تقلب مي‌کنند تنها براي گذراندن واحد درسي است و از اين جهت احجافي در حق دانشجويان ممتاز نخواهد شد.‏

وي عدم تناسب بين پذيرش در مقاطع تحصيلي بالاتر و تعداد فارغ‌التحصيلان و همچنين امکان استفاده از مزاياي نمره و معدل بالا را عاملي براي وسوسه شدن افراد براي تقلب کردن عنوان كرد.‏

حداد اظهار داشت: انگيزه برخي دانشجويان براي درس خواندن در طول ترم از بين رفته است و براي حضور در کلاس با مسايل درسي درگير نمي‌شوند.‏

اين عضو هيات علمي دانشگاه به دانشجويان توصيه کرد: فرصتي را که در دانشگاه در اختيار دارند قدر بدانند چرا که دانشگاه سرمايه‌گذار زندگي علمي آينده آنهاست و بايستي با ايجاد انگيزه در خود و اهميت دادن به جايگاهشان، براي ارتقاي آن تلاش کنند.‏

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 14:40  توسط سارا محقق  | 

دست سازه هایی برای آموزش توابع و دیگر مفاهیم ریاضی

 

یکی از مهمترین ابزاری که برای درک بهتر و ساده تر مفاهیم مجرد ریاضی  به کار می رود، استفاده از نمودار یا تعبیر هندسی آنها (در صورت وجود) است .اما نمودارهایی که در کتاب های درسی یا در پای تابلو (هنگام تدریس رسم می شوند،به صورت ثابت هستند و نمی توان بعضی از خطوط آن را به صورت متحرک در آورد . استفاده از طلق شفاف و مقوا برای ساخت دست سازه های ریاضی ، علاوه بر ساخت آسان و ارزان قیمت بودن آنها ،این فرصت را به سازنده و کسانی که از آن استفاده می کنند ، می دهد تا به جای کشف ارتباط بین مفاهیم مجرد  و تئوری ریاضی،از آموخته های خود در شرایط عملی استفاده ی بهینه کنند . بسیاری از دبیران ریاضی بخاطر نداشتن ایده و تجربه ی عملی مناسب برای ساخت و به کارگیری دست سازه ها ، از آنها چندان در طول تدریس خود استفاده نمی کنند و حتی بعضی از آنها استفاده از این وسایل را اتلاف وقت و بی نظمی در سر کلاس می دانند . از طرف دیگر متخصصان تکنولوژی آموزشی بخاطر عدم آشنایی با مطالب و ارتباط بین مفاهیم ریاضی ، نمی توانند ایده ی مناسبی برای ساخت دست سازه های ریاضی ارائه کنند .

 

 

تعریف تکنولوژی و مواد آموزشی   

 

از وقتی تکنولوژی آموزشی فعالیت رسمی خود را به منظور تسهیل آموزش شروع کرده ،هدف و محتوای آن دچار تغییرات فراوان شده است . در ابتدا تکنولوژی آموزشی به معنای «استفاده از وسایل سمعی و بصری مانند اورهد و اوپک بود » اما بعد معنای آن به صورت «فرایند طراحی ،اجرا و ارزشیابی وسایل کمک آموزشی »تغییر کرد . امروزه تکنولوژی آموزشی را به معنای«فرایند حل مسئله »در نظر می گیرند . یعنی هر وسیله و روشی که به حل ساده تر مسئله کمک کند ،در حیطه ی تکنولوژی آموزشی قرار دارد .

رسانه آموزشی :وسیله یا کانال ارتباطی است که کل پیام را منتقل می کند . برای مثال کتاب هندسه ی سال اول یک رسانه ی آموزشی است .

مواد آموزشی (وسایل آموزشی ):وسیله یا کانال ارتباطی است که به انتقال بخشی از پیام کمک می کند . بنابر این دست سازه های آموزشی که برای مباحث مختلف ساخته می شوند ( مثل وسیله ایی برای درک بهتر قضیه ی فیثاغورث )به عنوان مواد آموزشی به حساب می آیند

 

.فایده استفاده از وسایل کمک آموزشی

1- ایجاد انگیزه برای یادگیری بیشتر و اصلاح یادگیریهای نادرست .

2- بالا بردن سرعت و عمق یادگیری

3-ارائه مطالب تئوری و انتزاعی ریاضی به صورت ملموس و قابل درک

4- آشنایی با خلاقیت های عملی و یافتن مهارت استفاده از خط کش ، گونیا ،نقاله و پرگار .

5-تقویت توانایی حل مسائل عملی با تکیه بر آموخته های تئوری

6-متحرک سازی خط ثابت نمودارها و تقویت قوه ی تخیل

 

مخروط تجربه ی آموزشی ادکاردیل

 

 این مخروط سطح یادگیری را با روش های متفاوت نشان می دهد . بر اساس این مخروط هر چه به سمت پایین مخروط بیاییم ، سطح یادگیری بالاتر می رود ، زیرا نوع یادگیری عینی تر می شود و بالعکس هر چه به سمت بالای مخروط می رویم نوع یادگیری به سمت انتزاعی تر شدن پیش می رود                      

بنابر این استفاده از دست سازه ها در آموزش ، به جای آنکه مفاهیم مجرد ریاضی را فقط با خواندن کتاب یا حداکثر به کمک بعضی نمودارها یاد یگیریم ، می تواند سطح یادگیری را بالا ترببرد .

ویژگی های یک دست سازه ی مناسب ریاضی

 

 1-افزایش سرعت یادگیری : متوسط زمان لازم برای یادگیری را کاهش می دهد .

2- افزایش عمق یادگیری : سبب یادگیری دقیق تر و صحیح تر شود .

3- قابلیت دسترسی و کاربرد آسان : ساخت آن برای عموم امکان پذیر و به خصوص استفاده از آن آسان باشد .

4- وسعت اطلاعات : بیشترین مقدار اطلاعات را به صورت منظم و طبقه بندی ظده در اختیار ما گذارد .

 

قابلیت رجوع مکرر : دست سازه نباید  یک بار مصرف باشد . یعنی آن را باید به گونه ای ساخت که بتوان دست کم چند مرتبه از آن استفاده کرد . توجه داشته باشیم که منظور این نیست که مواد به کار رفته در دست سازه باید خیلی محکم یا گران قیمت باشد . بلکه منظور آن است که در ساخت آن باید مواردی که سبب استحکام بیشتر دست سازه می شود را رعایت کنیم . گاهی چسباندن یک تکه نوار چسب بر روی بعضی قسمت های مقوای دست سازه یا استفاده از برش ها یا تا زدن های مناسب یک مقوا به جای استفاده از چسب های شیشه ایی ، می تواند به استحکام وسیله کمک کند .

6- درگیری بیشتر حواس در یادگیری : هر چه دست سازه بتواند حواس بینایی ، شنوایی و لامسه را درگیر کند، مناسب تر است .

صحت علمی : دست سازه باید هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ تئوری صحیح باشد . مثلا دست سازه ی مثال زیر با وجود آنکه بسیار ساده است ولی از لحاظ علمی  نادرست است .

مثال : نمودار تابع  x2 y =  را بازای 0   x   و   x <  0 روی دو تکه طلق شفاف با مازیک رسم کرده و دکمه قابلمه مبدا آنها را به هم وصل می کنیم . اگر بخواهیم با چرخش شاخه های تابع y=x2 حول مبدا و جمع کردن شاخه های آن ، نمودار توابع   y=x4  و y=x6  را نشان دهید آنگاه مرتکب اشتباه بزرگی شده ایم . زیرا در فاصله ی ( 1 و 0) نمودار x4  در زیر نمودار x2 قرار می گیرد در حالی که دست سازه ی ساخته شده عکس این مطلب را نشان می دهد .

 

برای چه مطالبی در ریاضی می توان دست سازه ساخت :

معمولا برای مطالب ریاضی ( چه از نوع قضیه ، تعریف ، مسئله یا خاصیت ) که دارای نمودار یا تعبیر هندسی مشخصی هستند می توان دست سازه ی مناسب ساخت . زیرا اگر مطالبی دارایتعبیر هندسی مشخصی یا نمودار باشد آنگاه طریقه ی نمایشی برای آن وجود دارد و بنابر این ، بهتر می توان در مورد ساخت یک وسیله برای آن فکر کرد . مطالب و مسائل ریاضی را بر حسب دارا بودن نمودار یا تعبیر هندسی می توان به سه دسته تقسیم بندی کرد .

1-     مطالبی که تعبیر هندسی یا نمودار مشخصی دارند . مانند مشتق یا تابع .

2-     مطالبی که تعبیر هندسی یا نمودار مشخصی ندارند ولی می توان برای آنها تعبیر هندسی ساختگی در نظر گرفت . مانند مجموعه ها یا دترمینان .

3-     مطالبی که تعبیر هندسی ساختگی ندارند و پیدا کردن تعبیر هندسی یا فیزیکی برای آنها مشکل است . مانند اعداد اول و مرکب یا قاعده ی هوپیتال .

 

دست سازه ای برای ک م م

 

مثال 1) برای مفهوم ( ک. م. م. ) می توان تعبیر فیزکی مناسبی در نظر گرفت . فرض کنید دو چرخ دنده Aو B با شعاع 27 و45 سانتی متر به یک تسمه به هم مربوط شده اند اگر دو چرخ دنده در یک نقطه روبروی هم باشند آنگاه پس از چند دور دو چرخ دنده در یک نقطه به هم می رسند ؟

 

دست سازه ايي كه به حضورتون معرفي مي كنم جهت تدريس ك. م. م سال اول راهنمايي  است كه تعبير فيزيكي خوبي براي آن است و من نتيجه ي مثبتي از به كاربردن آن در كلاس داشته ام .

 

كوچكترين مضرب مشترك دو عدد

 

كوچكترين مضرب مشترك دو عدد a وb برابر عددي است كه اولا بر aوbبخش پذير باشد و ثانيا كوچكترين عددي است كه هم بر a  و هم بر b بخش پذير باشد .

 

مواد لازم : چوب نوپان با ابعاد 20×30 ، دو قرقره ي تخت با محيط هاي 27 و25 سانتي متر كه روي محيط آن داراي شيار باشد (البته مي توانيد اين قرقره ها را با چوب درست كنيد كه ماندنيتر باشند )،5/.متر نخ ابريشمي ، دو عدد ميخ

 

طريقه ي ساخت : ابتدا از مركز هر قرقره يك ميخ عبور داده و بعد با چكش آن را در چوب فرو كنيد به طوريكه قرقره ها بتوانند به راحتي حول آنها حركت كنند. نخ ابريشمي را از شيار روي قرقره ها عبور داده و دو سر آن را محكم به هم گره بزنيدو روي محيط قرقره ها ( در امتداد خط المركزين oo ) دو فلش روبروي هم رسم كنيد .

 

طريقه ي استفاده : چون135= 4۵و27 پس 3=45÷ 135و5=27 ÷ 135 مي باشد . بنا بر اين اگر قرقره ي بزرگتر را مرتبه 3 دور خودش بچرخانيم آنگاه قرقره ي كوچكتر 5 مرتبه دور خودش مي چرخد و مجددا دو فلش براي اولين بار روبروي هم قرار مي گيرند .

 

 

مثال 2) آیا می توانید برای اعداد مرکب و اول یک دست سازه ی مناسب بسازید ؟

 

حل) هر عدد مرکب را می توان به صورت آرایشی از نقاط به شکل مربع یا مستطیل نشان داد . اما عدد های اول بزرگتر از 2 را نمی توان به این صورت نمایش داد . زیرا همواره یک زائد اضافی در شکل آن به وجود می آید .

 

مراحل ساخت یک دست سازه ی مناسب ریاضی

 

1-     بهتر است بیشتر برای مطالبی دست سازه بسازیم که دارای تعبیر هندسی مناسب هستند .

2-     تسلط به موضوع درس و ارتباط بین مفاهیم مربوط به دست سازه

3-     آشنایی با مواد و ابزارهای مورد نیاز برای دست سازه.

4-     تهیه ی نقشه و ساخت که شامل انتخاب مواد ، شکل ظاهری ابعاد و نحوه ی ساخت آن است .

5-     اجرای کامل نقشه ی ساخت دست سازه

6-     نقد و بازنگری دست سازه به عنوان تایید صحت علمی آن .

 

 

انتخاب مواد و شیوه ی ساخت یک دست سازه ی مناسب ریاضی

 

اگر شکل نهایی دست سازه معلوم باشد آنگاه انتخاب مواد و نحوه ی ساخت آن ساده تر انجام می شود . مهم ترین عامل برای ساخت یک دست سازه ی مناسب ، داشتن ایده ی مناسب برای ساخت آن می باشد . معمولا بعد از یافتن ایده ی مناسب برای دست سازه ،شروع به انتخاب مواد برای ساخت آن می کنیم . اما نباید فراموش کرد که آگاهی از نحوه ی کار و طریفه ی استفاده از مواد ، میتواند به پیدا کردن ایده ی مناسبی برای دست سازه کمک کند . بنابراین ، ابتدا طریقه ی بهینه از طلق شفاف ، مقوا و کاغذ شطرنجی که ارزان ترین و ساده ترین مواد لازم بریا ساخت دست سازه هستند را تشریح می کنیم .

 

استفاده از کاغذ شطرنجی در ساخت دست سازه ها می تواند هم دقت محاسبه را بالا ببرد و هم خطوط موازی و عمود بر هم را نشان دهد . محاسبه ی دقیق اندازه ی خطوطو جهت زوایای نموداربه کار رفته در دست سازه بر روی کیفیت و صحت علمی آن تاثیر فراوان دارد . بنابر این لازم است علاوه بر آشنایی با طریقه ی استفاده از خط کش ، گونیا ، پرگار و نقاله ، با خواص هندسی یا جبری مطلبی که می خواهیم برای آن دست سازه بسازیم ، آشنا باشیم .

 

 طریقه ی ساخت و نوع مواد به کار رفته در دست سازه اثر زیادی بر روی زیبایی ، کیفیت و قیمت تمام شده ی آن دارد . برای مثال ممکن است ما بخواهیم برای محاسبه ی عملی شیب منحنی در یک نقطه ، از یک نقاله و خط کش معمولی استفاده کنیم . و برای افزایش دقت محاسبه و سهولت استفاده از آن ، نقاله را بر روی خط کش طوری پرچ می کنیم تا هم نقاله به راحتی بر روی خطکش دوران کند و هم خط کش ( بدون فاصله ) بر روی صفحه ی منحنی قرار گیرد .زیرا اگر بخواهیم از سوراخ کردن نقاله و خطکش و وصل آنها به کمک یک پیچ و مهره کوچک استفاده کنیم آنگاه پیچ و مهره ی ساخته شده سبب می شوند که دست سازه ی ساخته شده از صفحه ی منحنی با فاصله باشد . در حالی که می توانیم نقاله ، گونیا و خط کشض سر همی به صورت آماده از فروشگاه لوازم التحریر تهیه کرد که هم ارزان تر و با دقت بیشتری ساخته شده و هم برای ساخت ان وقت ما تلف نمی شود

 

 

استفاده از طلق برای متحرک سازی خطوط اصلی نمودار

 

 همانطور که گفته شد برای مطالب ریا ضی که تعبیر هندسی یا نمودار مناسب داشته باشند می توان دست سازه ساخت . بنا براین اگر می خواهید به صورت مستقل یک دست سازه بسازید بهتر است به دنبال مطالبی بگردید که دارای نمودار مشخص یا تعبیر هندسی ساختگی هستند . اما عیب نمودارها این است که همه خطوط آنها ثابت هستند و نمی توان در جاهایی که لازم است  خطوط اصلی نمودار را به حرکت درآورد . برای حل این مشکل می توان از یک یا چند طلق شفاف استفاده کرد . یعنی با استفاده از طلق شفاف می توان خطوط اصلی نموداری که وی مقوا رسم شده را به حرکت درآورد و ازآن به عنوان تصویرمتحرک استفاده کردمعمولا با توجه به نوع مسائل ریاضی از طلق ها به 4 صورت زیر استفاده می کنیم

 

1-چرخان    2-برگردان   3-ریلی    4چند لایه 

 

1-طلق چرخان

 

مجموعه ای از یک یا چند طلق دایره ای است که خطوط اصلی نمودار بر روی آن رسم شده و با چرخش ان روی مقوا می توان پاره خط ها یا زوایای متساوی آن نمودار را نشان داد. بخصوص اگرمحیط طلق دایره ای با  ما ژیک و نقاله مدرج شده باشد آنگاه می توان از آن برای محا سبه مقدار یک زاویه یا طول یک کمان استفاده کرد .

 

از طلق چرخان برای نشان دادن انطباق قسمت های مساوی نموداری که دارای مرکز تقارن است و یا قسمت هایی از نمودار که با یک دوران در صفحه بریکد یگرمنطبق می شوند می توان استفاده کرد. در این روش ابتدا بر روی مقوا شکل اصلی را رسم می کنیم و سپس خطوط مورد نظر نمودار را روی طلق رسم کرده و آن را با یک دکمه قابلمه در نقطه ای مناسب بر روی مقوا  وصل می کنیم . به طوی که با دوران طلق حول دکمه قابلمه ،پاره خط یا زاویه دیگر نمودار را پوشاند . معمولا مرکز تقارن جای مناسبی برای وصل طلق بر روی مقوا با دکمه قابلمه است . اگر اجزای مساوی  یک نمودار در یک امتداد نباشد و یا با یک دوران نتوان آنها را بر هم منطبق کرد آنگاه بهتر است با استفاده از 2 یا چند طلق دایره ایی ، قسمت های مساوی را به جای دیگر منتقل کنیم  تا قابل مقایسه شوند .

 

2- طلق برگردان:

 

  برای نشان دادن قسمت های مساوی نموداری که فقط محور تقارن دارد و فاقد مرکز تقارن می باشد ، نیازبه دوران 180 درجه در فضا داریم . در این حالت بهتر است از طلق برگردان استفاده کنیم . در این روش ابتدا کل نمودار ( متقارن ) را بر روی مقوا رسم میکنیم و سپس لبه ی طلق بر روی محور تقارن نمودار قرار می دهیم و آن را با چسب شیشه ایی به مقوا وصل می کنیم . اگر قسمت هایی از یک نیمه ی نمودار ( متقارن ) را با ماژیک اورهد بر روی طلق رسم کنیم آنگاه با برگرداندن آن بر روی نیمه ی دیگر می توان تساوی اجزای متفاوت دو نیمه ی متقارن نمودار را نشان داد . از طلق برگردان می توان برای اثبات تساوی نمودارهایی در صفحه استفاده کرد که انطباق آنها نیاز به انتقال و دوران 180 در فضا دارند . برای این منظور باید دو نمودار را طوری رسم کرد که دارای محور تقارن باشند .

 

 

 

3- طلق ریلی :

 

 برای مقایسه یا مشخص کردن نقاطی که تشکیل یک مکان هندسی می دهند و یا برای اثبات تساوی خطوط و زوایایی که انطباق آنها نیاز به انتقال دارد ، از طلق ریلی استفاده می کنیم . در این روش با تیغ موکت بری شیاری باریک به عرض 2 میلی متر روی مقوا برش می دهیم و طلق را با دکمه قابلمه به شیار وصل می کنیم تا با حرکت طلق روی ریل به وجود آمده ، بتوانیم خطوط روی طلق را در امتداد شیار انتقال دهیم . ، همچنین از طلق ریلی می توان برای حرکت یک یا چند خط نمودار رسم شده روی مقوا در یک جهت خاصی استفاده کرد .

 

4- طلق چند لایه:

 

برای نشان دادن تساوی 2 چیز که از اجزای متفاوت تشکیل شده اند یا برای مقایسه و نشان دادن اجزای تشکیل دهده ی یک مجموعه می توان از طلق چند لایه استفاده کرد . در این روش لبه های 4 طلق را با چسب شیشه ایی به 4 لبه ی یک مقوا ( یا طلق دیگر) وصل می کنیم . سپس بر روی مقوا نمودار اصلی و بر روی طلق ها اجزای تشکیل دهنده ی نمودار را به صورتی رسم می کنیم که با برگرداندن طلق ها بر روی مقوا ، اجزای تشکیل دهنده بر روی هم قرار گیرند .

 

نکته :

 

ازترکیب دو طلق چرخان با یکدیگر یا یک طلق چرخان با یک طلق ریلی یا چند لایه می توان طلق مرکبی بدست آورد که دارای توانایی حرکت تعداد خطوط بیشتری از یک نمودار است . 

 

 

 

تشخیص خطوط اصلی و فرعی بر روی مقوا و طلق دست سازه

 

فرض کنید بخواهیم برای یک مطلب که دارای نمودار و تعبیر هندسی مناسبی است ، فقط به کمک طلق شفاف و مقوا یک دست سازه بسازید . به طور منطقی این سئوال مطرح می شود که  « بهتر است چه خطوطی را بر روی مقوا . چه خطوطی را بر روی طلق رسم کرده و در چه نقاطی یا بر روی کدام خط ، طلق را با دکمه قابلمه به مقوا وصل کنیم .؟» چون ماهیت مطالب ریاضی یکسان نیستند پس در حالت کلی پاسخ به این سوال مشکل است . ولی به طور کلی بهتر است ، همواره نموداری را که می خواهیم برای آن دست سازه بسازیم را روی مقوا رسم کنیم . سپس خطوط یا قسمت های اصلی از نمودار که می خواهیم خواص یا مقدار آنها را مورد بررسی قرار دهیم را بر روی طلق رسم کرده و در جایی مناسب به مقوا وصل کنیم .

 

اگر بخواهیم وسیله ای برای  انطباق دو نمودار یا انطباق قسمت هایی از آنها دست سازه بسازیم بهتر است نمودار آنها را به گونه ایی رسم کنیم که نسبت به هم دارای محور تقارن یا مرکز تقارن باشند . همچنین با تو.جه به جهت خطوط اصلی نمودار مربوط به دست سازه می توان نوع طلق مناسب برای آن را تشخیص داد . چون ماهیت اکثر مطالبی که می توان برای آنها دست سازه ساخت بر مبنای انطباق یا محاسبه ی مقدار تقریبی  و یا مقایسه می باشد ، پس با این دسته بندی تا حدودی وضعیت خطوط روی طلق های دست سازه ، بهتر مشخص می شود .

 

1-انطباق  : برای اثبات تساوی طول دو پاره خط یا اندازه ی دو زاویه و یا اثبات انطباق دو شکل می توان از یک یا چند طلق چرخان ، برگردان یا ریلی استفاده کرد .

 

2-محاسبه ی مقدار تقریبی : اگر بخواهیم مقدار تقریبی یک زاویه یا طول پاره خطی از نمودار دست سازه را به دست آوریم ، بهتر است یک طلق مدرج (شبیه خط کش یا نقاله ی شیشه ایی ) را طوری به مقوا وصل کنیم تا بتواند قسمت های مورد نظر را اندازه گیری کند .

 

3-مقایسه : برای مقایسه ی دو قسمت از نمودار دست سازه بر روی نمودار به نوع نمودار آن توجه می کنیم . اگر نمودار دارای مرکز تقارن باشد آنگاه بهتر است یکی از آن دو قسمت را بر روی طلق دایره ایی رسم کرده و مرکز آن را با دکمه قابلمه به مقوا وصل کنید تا با چرخش طلق یه دور دکمه قابلمه قسمت های مورد نظر مقایسه شوند . اگر نمودار فقط دارای محور  تقارن باشد بهتر است از طلق برگردان برای مقایسه استفاده کرد . ولی اگر نمودار دارای مرکز یا محور تقارن نباشد آنگاه با استفاده از طلق ریلی یا دو طلق دایره ای می توان قسمت های مورد نظر را به کنار یکدیگر منتقل کنیم تا عمل مقایسه ی آنها ساده تر انجام شود .

 

 

 

و در آخر یک توصیه : قبل از آن که دست سازه را با طلق و مقوا بسازیم باید معلوم شود که ابعاد مقوا و طلق مورد نیاز چقدر است همچنین قبل از ساخت نهایی هر دست سازه حتما یک مرتبه به صورت آزمایشی مراحل ساخت آن را بررسی کنیم تا مواد و وقت ما به هدر نرود .

 

حرف آ خر

 

با توجه به اینکه این دست سازه ها با طلق و مقوا و کاغذ رنگی تهیه می شود بنابر این براحتی در دسترس دانش آموز می باشد و با صرف کمترین هزینه می تواند آنها را تهیه کند . یکی از توصیه هایی که من در کلاس درس به دانش آموزانم داشته ام همواره این بوده که در کلاس ریاضی همیشه یک قیچی کوچک کاغذ بر و کاغذ رنگی و یک طلق همراه با مداد رنگی در کیف خود داشته باشند تا درسی که به دست سازه نیاز داشته باشد با کمک خود دانش آموز دست سازه ایی برای آن بسازیم که تجربه ی این کار به من نشان داده که وقتی خود دانش آموز در روند ساخت دست سازه قرار می گیرد چقدر مفهومی تر درس را یاد می گیرد و چه هیجان و شوری در آنها ایجاد می شود . و در آخر هم بهترین کار را به عنوان نمونه در کمد مدرسه نگهداری کرده و در ایام های مختلف چون دهه ی فجر یا هفته ی معلم اقدام به بر گزاری نمایشگاهی از دست سازه های خود دانش آموزان می کنیم که  همه از کارشان بازدید کنند و به توضیح و بحث و بررسی پیرامون کاربرد آنها و چگونگی ساختشان می پردازند . و این خود پیش در آمدی می شود برای ایجاد افکار جدید و جرقه ایی برای روشن شدن قوه ی خلاقیت دانش آموز . و اما این کار ارزشمند نیازمند همکاری مسئولین مدرسه و اداره می باشد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 11:14  توسط سارا محقق  | 

اولین حافظان قرآن کریم

  پیامبراسلام (ص) در ماه رمضان هر سال قرآن را تا آن جا که نازل شده بود بـا جـبـرئیل تمرین و تکرار مى کرد. وقتی پـیـامـبـر اسـلام در چهل سالگى به مقام نبوت برگزیده شد قرآن در بیست و سه سال به مـنـاسـبـت رویدادهاى مختلف بر قلب مبارک وى فرود آمد و در این مدت، صحابه به سفارش آن حـضرت درنگهدارى آیات الهى مى کوشیدند. آنها آیات الهى را بر پوست و استخوان هاى شانه و دنده حیوانات، چوب هاى درخت خرما، سنگ هاى سفید پهن، کاغذ و پارچه مى نگاشتند و بـراى بـرخـوردارى از پـاداش معنوى به خاطر مى سپردند. حفظ آیات الهى نخستین گام در راه نـگهبانى از قرآن به شمار مى آمد، زیرا از یک سو خط آن روز کوفى بود و به سبب نداشتن نقطه و اعـراب بـه شـکـل هـاى مختلف خوانده می شد و از سوى دیگر تقریبا همه مردم بى سواد بودند وتنها با حفظ قرآن مىتوانستند عشق خود به کتاب خداوند را آشکار سازند.

بنا به مطلبی که در وبلاگ بیداری اسلامی به آدرس http://bidary.blogfa.com نوشته شده است تا قبل از قرن 13 هجری و بیشتر در صدر اسلام خـاطـر سپارندگان قرآن را حافظ نمى خواندند و با واژه هایى چون جماع القرآن، قراءالقرآن، حملة القرآن و الماهر فى القرآن از آنان یاد مى کردند. حفظ آیات الهى از نخستین روزهاى نزول وحى آغاز شد . پیامبر اسلام (ص) نخستین حافظ قرآن بـه شـمـار مـى رفـت و بـراى فـراگـرفـتن و حفظ آن بسیار مى کوشید. آن حضرت همراه پیک وحى زبانش را حرکت مى داد و شتاب مى کرد تا آنچه مى شنود فراموش نکند و براى اطـمـیـنان کامل از محفوظات خویش آنهارا بر فرشته وحى عرضه مى کرد. در روایات متعدد مـى خوانیم که پیامبراسلام (ص) در ماه رمضان هر سال قرآن را تا آن جا که نازل شده بود بـا جـبـرئیل تمرین و تکرار مى کرد و حتی در واپسین سال زندگى اش این تکرار را دو بار به انجام رساند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 9:4  توسط سارا محقق  | 

نیمکت خاطرات

مقاله پر دردسر

 

تازه آخرای ترم دوم بودیم که شنیدیم انجمن علمی دانشکده می‌خواهد نشریه منتشر کند وبین بچه ها دنبال اکیپی  برای تحریریه، صفحه آرائی  و بقیه کارها می گردند.

از دوستم پگاه شنیدم که اگر می‌خواهم توی بخش مقاله‌های انجمن فعالیت کنم، اولین جلسه در دفتر انجمن، برگزار می‌شود. رفتم دفتر انجمن. با توضیحات بچه های سال بالایی  دیدم آنقدرها هم موضوع وحشتناک نیست.

عاطفه توضیح داد که قرار است ما مقاله‌ای برای آشنایی بچه‌های ورودی 81 با مهندسی صنایع بنویسیم. برای این منظور هم Handbook یکی از استادهای دانشکده  در اختیار بچه‌های گروه است تا ترجمه کنند و از روی آن، مقاله بنویسند.کارها تقسیم شد اما این طوری کاری کردن من و عاطفه و دو سه تا از دوستان همفکر را قانع نمی کرد. ناسلامتی ما دانشجو بودیم. می‌خواستیم خیلی چیزها یاد بگیریم.

راستش درست و حسابی نمی‌دانستم مهندسی صنایع یعنی چه؟ فقط از روی ترازانتخاب رشته کرده بودم. اما خب واقعا نمی‌دانستم که این مهندس صنایع یعنی چه؟

شوق نوشتن این مقاله باعث شد تا کمی در مورد این رشته کذایی تحقیق کنم ببینم چهار سال بعد من بالاخره چه کاره خواهم شد ؟

جستجوی توی اینترنت آنهم برای من که تازه می‌خواستم از اینترنت استفاده آدمیزادی بکنم، سخت بود. کلمات کلیدی را نمی‌شناختم. برخی کلمات را از اساتید دانشکده و بچه های سال بالایی گرفته بودیم. بالاخره با بیچارگی زیاد، با پرس و جو از این وآن ، با خواندن و ترجمه کردن، فهمیدیم که جناب آقای تیلور، خیلی سال پیش، به این فکر افتاده که عوامل دیگری در تولید مؤثرند. مدیریت نمی‌تواند به شیوه‌های قبل کارا و موثر باشد و  چه.. و چه .. چه...

ترجمه‌ها و جستجوهایمان که تمام شد، باید مطالب را جمع می‌کردیم و مقاله می‌نوشتیم.نمی‌دانم چی شد که من مقاله را نوشتم. می‌خواستم ادبی باشد و تألیفی. از ترجمه خالی خوشم نمی‌آمد. تمام ترجمه‌ها را جلویم گذاشتم و شروع کردم به نوشتن. برخی جاها عین ترجمه بود اما سعی کرده بودم کل مطالب را یکدست و تألیفی بنویسم.

مقاله تمام شد،مطمئن بودم که چیز خوبی نوشتم. همان شب بردم . بچه ها خواندند ، نظرات را که جمع کردم، کمی دستکاری و پاکنویس نهایی. تایپش هم کردم که به حساب خودم کارم را تمام کرده باشم.

مقاله را بردم انجمن. عاطفه که سرگروه بود باید آن را می‌خواند و تایید می‌کرد. عاطفه گفت که هنوز گویش متن راضیش نمی‌کند. باید لحن متن صمیمانه باشد. دوست دارد خودش آنرا بازنویسی کند. مثلا می گفت:به جای «تیلور» توی مقاله بنویسم «پدر تیلور»!. یادم می‌آید سر همین قضیه تا یکی دو ماه عاطفه را پدر تیلور صدا می‌کردیم.متن را مجدد بازنویسی کرد. با لحن صمیمانه‌ای که می‌خواست. ایده خوبی بود اما به نظرم کمی لوس شده بود. مقاله را فرستاد برای دبیر نشریه.

سردبیر نشریه یکی از پسرهای سال بالایی بود. نمی دانم چرا شیطنت کردم و متن نوشته‌ اولیه ام را هم به سردبیر رساندم . کار به اینجا رسید که سردبیر نشریه، قرار شد دو متن را بخواند و یکی را انتخاب کند.

متن من انتخاب شد. یادم هست که وقتی فهمیدیم متن من انتخاب شده جفتمان می‌ترسیدیم، که کی خبر را به عاطفه بدهد!پگاه می‌گفت: «عاطفه بفهمد داغ می‌کند. من که بهش زنگ نمی‌زنم»

با کمی من و من قبول کردم خودم زنگ بزنم ( اینم یه شیطنت دیگه!) - الو، سلام خوبی؟ غرض از مزاحمت این بود که سردبیر متن‌ها را خوانده  و...

عاطفه اول صحبت با «خب»، «اوهوم» و «بعد» جواب می داد ، اما کم کم صدایش خش دار شد، بغض کرد و ... گوشی تلفن را در فاصله 20 سانتی گرفته بودم اما فایده‌ای نداشت. فریادش..............

ظاهرا خیلی خرابکاری شده بود و سر گروه حسابی شاکی شده بود. به هر حال متن من با کمی تغییرات چاپ شد ..موقع نوشتن نام نویسندگان هم اوضاعی بود. عاطفه نمی‌خواست نامش نوشته شود.نهایتا مقاله در پیش شماره نشریه پویا اینطور چاپ شد:«اصول فکری مهندسی صنایع»؛ گردآوری: کارگروهی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 15:58  توسط سارا محقق  | 

داستان

تفاوت

واقعا خنده داراست ...به خودش می گوید طی ۱۰ روز گذشته چند سطل ریخته ای ؟ حیف تو نیست ؟ با این اشکها چند درخت را سیراب کرده ای و دل چه کسی را مگر جابجا کرده ای ؟!!

می خندد....

می گوید اینبار فرق داشت با ان اولی  ....  انقدر ناگهانی جهید و صاعقه زد که تمام مولکولهایم اول رعشه و حالا رقصی ابدی گرفته اند .

اینبار غذا خوردنم ..نگاه ...راه رفتن ....پوشیدن ...نقش زدنم ....اواز گوش کردن و خواندنم ....شوخی ها و خنده هایم ...نوشتنم حتی ...فرق کرده است . نکرده ؟

 

مثل گلدان گلی هستم که چند روز اول امدنش به محیطی تازه برگهایش زرد شده و چند تایی هم می ریزند و بعد دوباره جان می گیرد ....جوانه می زند و به گل می نشیند و...

من اما نمی دانم انقدر زنده خواهم ماند تا فصل  گل نشستن و میوه دادنم را ببینم ...

می گوید خواب مادرش را دیده ...خودش را نه وجودش را حس کرده ....امده کنارش پشت او و روی تخت تنهاییش دراز کشیده .... و سنگینی عجیب نشسته بر دست و پایش  لذت دیدنش را از او گرفته ....

می گوید اینبار خواب نبود  فرق داشت ...بیداری ناهشیاری شاید ....

و میان خنده هایش می گرید که بازهم اخرین جمله نقش بسته روی ذهنش پشت گوشی تلفن تنها ۲ روز پیش از مرگش می پیچد توی گوشهایش ....بلند .... "مادر برایت بمیرد مواظب خودت باش سرما نخوری "...

 

می گوید امروز هم با روزهای دیگرم فرق داشت . صدای گریه های زیر و لطیفش  را پشت گوشی تلفن شنیدم و صدای نفسهای مادرانه خواهرم را که با اشتیاق از نوزاد تازه بدنیا آمده اش  برایم می گفت و من می دیدمش بوضوح ....در آغوشش گرفته ...

و حس زلالی را می دیدم که در وجود من هم جاری است اما بی بستر و مقصد .... 

می گوید مژدگانی بدنیا امدنش را  به هر دویشان دادم ...شمعی را روشن کردم مقابل عکس  پدربزرگ و مادربزرگش...و فاتحه ای خواندم برای آرامش و شادی روحشان .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 12:35  توسط سارا محقق  | 

 

شعر دانشجویی

--------------------------

 

 به پایان رسیده ام

 

با چشمهای تشنه به باران رسیده ام

 

با بغض های خسته به طوفان رسیده ام

 

ذهنم پر از حکایت پس کوچه های توست

 

اما به انتهای خیابان رسیده ام

 

وقتی که نیستی نفسم را گرفته اند

 

این غصه های تازه به دوران رسیده ام

 

بعد از غم تو و غم بابا و آب و خاک

 

ای خاک بر سرم به غم نان رسیده ام

 

آری بخند بر لب من چون تو آگهی

 

نوزاده ام که تازه به پستان رسیده ام

 

تو در هوای باز رسیدی اگر ،بدان

 

من در هوای بسته زندان رسیده ام

 

یک عمر عاشقانه برایت غزل شدم

 

اینک ببین چگونه به هذیان رسیده ام

 

ای ابتدای خیس غزلهای عاشقی

 

آغاز کن مرا که به پایان رسیده ام

 

                                         شعر شهیر کنعانی(کانون شعر و ادب دانشگاه صنعت آب و برق)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 12:24  توسط سارا محقق  | 

rooberu.persianblog.com

خاطرات روزهای دانشجویی

 

وبلاگ خاطرات روزهای دانشجویی از جمله وبلاگ هایی است که خواندن آن هر بازدیدکننده ای را که امروزه یا دیروزی دور یا نزدیک دانشجو بوده است را به قول مهرداد بردبار سریال طنز باغ مظفر ییهوو می برد به حال و هوای خوش روزهای دانشجویی و خاطرات خوشی که طی 4 یا 6 یا بیشتر سالی  که در دانشگاه بر او گذشته است. فریده و صبا نویسندگان خوب این وبلاگ در نوشته های خود خیلی صمیمی و خودمانی روزهای خوب و بد کلاس درس و دانشکده و دانشگاه را برای خواننده مجسم می کنند .

روز اول ، ترانه شادی ، زوج دانشجوی شاد و دوست داشتنی ، ماجرای انتخاب واحد ، مقاله جنجالی ، محبت‌های دانشجویی 1 ، محبت‌های دانشجویی 2 ، محبت‌های دانشجویی قسمت آخر، جوجه‌ها ، نون و پرچم

دكتر فر ، روزهای امتحان و ترانه‌های دانشجویی عناوین آخرین پست هایی است که در این وبلاگ خواندنی به روز شده اند. نویسندگان وبلاگ از ابتدای فروردین نوشتن در وبلاگ مذکور را آغاز کرده اند . در اولین پست وبلاگ که به اولین روز حضور نویسنده در دانشگاه اختصاص داشت چنین می خوانیم : روز اول را خوب به یاد دارم. خیلی خوب. همه از صبح آمده بودند توی نمازخانه و جمع شده بودند برای انتخاب رشته. من هم در کمال راحتی و سرخوشی، ساعت 12 ظهر رفتم دانشکده. با راضیه.

با هم می‌خندیدیم و او همه اش برایم از روزهای دانشجویی خودش می‌گفت. آنروزی که با مرضیه رفته بود دانشگاه. همانروزی که رفیق صمیمی‌اش را روز اول توی صف ثبت نام یافته بود.

دانشکده بزرگتر از آن چیزی بود که فکر می‌کردم. آدم از دانشگاه آزاد انتظار فضای بزرگ ندارد. ماشالله این پدر جاسبی حتی زمین 50 متری را هم به دانشگاه تبدیل می‌کند. اینست که فضای نسبتا باز و بزرگ دانشکده برایم جالب بود.بماند که کلا حرص خوردن سر قبولی در دانشگاه آزاد حسابی رنجم می‌داد. خودم را زدم به بی‌خیالی. دیگر مهم نبود. من به هر حال به هر دلیلی الان آنجا بودم و باید راهی را که پیش پایم بود می‌رفتم. ناراضی نبودم. مانده بودم چطور خودم را به آنجا که می‌خواهم برسانم.از تابلو‌ها (همان کاغذهای A4 خودمان) فهمیدیم که باید برویم نمازخانه برای انتخاب واحد............... و باقی قضایا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 14:24  توسط سارا محقق  | 

نیمکت خاطرات

 

من و امتحان ترمودینامیک

 

 هفته‌های آخر ترم روزهای نفرین و ناله بود. تقریبا همگی یا پشیمان بودند که چرا اینهمه واحد برداشته‌اند یا خیالشان می رسید که این استادها همه‌شان بداخلاق و بیسوادند.

روزهای آخر سه نفری جمع میشدیم توی نمازخانه با هم درس می‌خوانیدم. من و نگار و ترانه. بچه درسخوون بودیم و بخصوص ایام امتحان اصلا بچه های کلاس رو تحویل نمی گرفتیم. جزوه دادن به بچه ها قدغن. سوال پرسیدن از همکلاسی ها قدغن. قوانینی داشتیم برای خودمون. یاد کاغذهای کاهی که بابای  نگار از محل کارش برامون می فرستاد بخیر ..تمومی نداشتن شب های امتحان وای چقد مساله حل می کردیم

 

شبی که صبحش امتحان ترمودینامیک داشتیم تا نزدیکای سحر بیدار موندیم. کارمون شده بود حفظ فرمولهای کت و کلفت کتاب ...صبح ساعت 9 امتحان بود .من وسط بودم، ترانه سمت چپم و نگار سمت راستم.نمی دانم این ممتحن محترم چرا اینقدر بی خیال بود و کاری به بچه ها نداشت که چی کار دارن می کنن!  چه اهمیتی دارد. سوالات سخت نبود اما فرمولای لامصب اینقدر قرو قاطی و شبیه هم و طولانی بودن که حرص آدمو در می آوردن . راه حل مساله اول رو مثل آب خورد بلد بودم اما توی  فرمولش مونده بودم. هرچقدر هم به مغزم فشار می آوردم یادم نمی اومد. دور و برم رو نیگا کردم به جز من و دوتا دوستام بقیه خیلی ریلکس از بی خیالی ممتحن محترم استفاده کرده و داشتن با کتابا و جزوه هاشون ور می رفتن. زیر چشمی استاد رو نیگا کردم اصلا انگار نه انگار ... یواشکی و با کلی ترس و لرز خم شدم زیر صندلی و کتابمو ورداشتم  .. شروع کردم به ورق زدن تا رسیدم به فرمول...مساله اول به خیر گذشت...با خودم عهد کردم که نه دیگه نباید اینکار رو بکنم .تقلب در شان من نیست.. به هر قیمتی بود دومی و سومی رو بدون جزوه و کتاب حل کردم به چهارمی که رسیدم دیدم نه این یکی اصلا بدون جزوه و کتاب کار من نیست. دوباره بچه ها رو نیگا کردم این باره حتی ترانه و نگار هم جزوه هاشونو باز کرده بودن . ترانه که  مثل فرفره داشت جزوه اشو ورق می زد! نگار هم این ورم با خیال آسوده جزوه را از کیف درآورده بود و شتلق و شتلق ورق می زد. مونده بودم حیرون.

راستش خوش خوشانم شد منم جزوه رو برداشتم و با کلی ترس و لرز شروع کردم به دنبال فرمول مذکور گشتن ! دیگه ترسم تبدیل شده بود به خنده. از ملنگی استاد خندم گرفته بود که این همه دانشجو یه ریز دارن تقلب می کنن و انگار نه انگار! از فرط خنده چشمانم خیس بود و دلم درد میکرد.به عمرم آنقدر نخندیده بودم. نفسم بند آمده بود. تموم شد 17 رو شاخش بود...اما همچین می خندیدم که رویم نمیشد برگه را به ممتحن بدهم. اصلا قیافه جدی‌اش را که میدیدم بیشتر خنده‌ام میگرفت. .....ازدر که اومدیم بیرون  ترانه زد پس کله ام و گفت دیوونه چرا دیشب بهم نگفتی که امتحان اپن بوکه( جزوه باز) !!!  .... گفتم چی؟؟ اپن بوک؟ ... گفت آره.. اگه استاد وسط کار یادآوری نمی کرد من صفر هم نمی شدم..........گفتم یعنی...!! ترانه با عصبانیت گفت: یعنی چیه؟... گفتم هیچی...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:32  توسط سارا محقق  | 

یادش بخیر

یادش بخیر روزهای بی‌خوابی و درس خواندن. یادش بخیر آن روزها را که همه ترجمه ها را می دادند پاساژ جلوی دانشگاه و ما خودمان ترجمه می‌کردیم. آنها موقع ترجمه خیالشان راحت بود و ما موقع تحویل ترجمه.آنها موقع تحویل ترجمه حرص میخوردند و ما موقع ترجمه.

یادش بخیر تحویل پروژه ها و کپی کردنها.پروژه ارزیابی کار و زمان عاطفه را فکر کنم بی اغراق نصف بچه‌ها دادند به استادهای ارزیابی و طرحریزی. شاید دانشگاه به عمرش پروژه‌ای به این با خیر و برکتی ندیده باشد.یادش بخیر روزی را که هم اتاقی درس خوانم ساعت امتحانش را جابجا فهمیده بود و به همین سادگی واحدی که مثل آب خوردن بود براش را افتاد.کیست روزها و شبهای امتحان را از خاطر ببرد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:30  توسط سارا محقق  | 

جهان سوم کجاست

 

آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.

 

 پروفسور محمود حسابي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 10:29  توسط سارا محقق  | 

وای به روزی که بگندد نمک

 

بر اساس  پژوهشی که توسط  دفتر مركزی مشاوره وزارت علوم تحت عنوان «سرند دانشجویان جدید الورود به لحاظ آسیب‌پذیری در برابر مصرف موادمخدر» انجام شده  3/14 درصد از دانشجویان  درجه‌ای از ارتباط با مواد مخدر، 5/1 درصد درجه‌ای از كشیدن سیگار، 8/4 درصد درجه‌ای از كشیدن قلیان را گزارش كرده‌اند.

یا به عبارتی 14 درصد فرهیخته ترین قشر جامعه به نوعی  اهل دود و دم و منقل و وافور...... کی تونه باور کنه ولی انگار واقعیت داره...........

یه زمانی می گفتن برای رفع ناهنجاری های اجتماعی و رفع اپیدمی های بحران ساز در میان اقشار مختلف جامعه باید از جامعه دانشگاهی کمک گرفت تا با نفوذ کلام و وزانتی که در میان خانواده ها و افراد جامعه دارن استفاده کرده و افراد رو را برای جلوگیری از مواجه شدن با این گونه ناهنجاری ها راهنمایی کنند...

اما انگاری اوضاع بدجوری بر عکس شده  و نمک هم گند زده...... یا به قولی خیاط هم افتاد توی کوزه!!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 12:54  توسط سارا محقق  | 

شب امتحان یک دانشجوی شریف

 

از اونجایی که فردا اولین امتحان دوران فوق لیسانس رودارم و ازاونجایی به اندازه کافی درس نخوندم و از اونجایی که یه قانون قدیمی میگه شب امتحان باید به کارهای عقب افتاده برسی و وبلاگ نویسی هم از اون کارهای مفید شب امتحانه ، گفتم بیام چند خطی افاضات کنم!

این دعاها  رو در حق همه جوانان و نوجوانان ایرانی می کنم اگه می خواهید بفهمید که چی می کشم آمین رو بلند بگید:

دعای اول: ایشالا هیچوقت توی یک ترم که 3 تا تکدرس و3 تا پروژه  با هم دارید اون هم توی دانشگاه شریف ، امتحان دوتا از سه تا درستون توی یک روز نیفته!!

دعای دوم: ایشالا هیچوقت شب امتحان پایان ترم که 3 تا تکدرس و3 تا پروژه  با هم دارید، اون هم توی دانشگاه شریف و امتحان دوتا از سه تا درستون توی یک روز افتاده ، به فکر وبلاگ به روز کردن و مرحل سیزدهم سری جدید گیم هیتمن رو رد کردن وهمچنین به فکر برنامه ریزی برای صحبت کردن با مامان جان درباره خواستگاری کردن از همکلاسیتون، نیفتید

حالا فهمیدید چه می کشم ؟

بابا یه درس هلو برو تو گلو رو که که توی همه دانشگاههای این کشور درس نخونده نمره میگیری اینجا به حکم دانشجوی شریف  بودن یه جزوه 500 صفحه ای زبان اصلی زدن تنگش که آره ما با دیگران فرق داریم!

قدر ندونستم! جوونی کردم! ظاهرا هیچ راهی ندارم و باید جورشم بکشم ،به قول دوستی،  این چیزا برای هر مردی ممکنه پیش بیاد!

 

 

یک دانشجوی کمی تا قسمتی شریف

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 14:11  توسط سارا محقق  | 

 

فست فود دانش

 

ماراتن امتحانات آغاز شده است، از دبستاني و دبيرستاني و از ترم اولی تا دانشجوي دكترا، همه و همه این روزها دغدغه امتحان دارند و درس خواندن و تکمیل پروژه و تحقیق های عقب مانده ای که باید در طول ترم تحویل می دادند و ندادند.

اما يكی از تفاوت های عمده بين انسان ابوالعجايب و ساير مخلوقات؛ «كلك» و در واقع زرنگی! بشر است.  بشر متمدن امروزی هميشه دنبال ميان بر است و لقمه آماده.....مثلاً يكسري به انقلاب بزنيد، رشد قارچ گونه موسسات تنبل سازي ، موج تبليغات «كتاب هاي بنفش ويژه هفته اول قبل از امتحان، كتاب هاي سرمه اي! براي شب امتحان! كتاب هاي سفيد براي نقاشي در حين آزمون! و...» در كلاس درس هم هرازگاهی يكي از بچه ها جزوه خوبي مي نویسد، باقي همه از او كپي مي گیرند  و شب امتحان را با این جزوه های کپی شده تا سپیده سحر سر می کنند! با این همه ما را چه باک از شب و روز امتحان و فارغ التحصیل شدن!.

داستان غم انگیزی است، شب امتحان مي خوانيم و صبح امتحان پس مي دهيم و عصرش هم هيچ چيز يادمان نمي آيد، و این یعنی فست فود دانش یعنی  ساندويچي شدن درک و حفظ موقت اطلاعات و درس ها، یعنی بحران تحصیل و دانش جو، یعنی ....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 14:10  توسط سارا محقق  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 16:16  توسط سارا محقق  | 

چه کسی باید فارسی را پاس بدارد؟

 

هیچ دقت کرده اید که شرکت ها و مؤسسات ایرانی می کوشند اسمی انتخاب کنند که شبیه نام های خارجی باشد. آوازخوانان ما که خودمان هم حرفشان را نمی فهمیم ، عنوان کاست ها و سی دی هایشان را به لاتین می نویسند! با وجود منع قانونی چشم گیرترین جاهای تهران مزین به تابلوهای شرکت ها و کالاهای خارجی است و البته با حروف لاتین! مهمانداران پروازهایمان وقتی که می خواهند به فارسی خوش آمد بگویند چنان با اکراه و جویده حرف می زنند که انگار مجبورند، اما همین که نوبت زبان انگلیسی می رسد ناگهان لحنشان پر از نشاط می شود!

یا نمی دانم طی سال گذشته تا کنون گذرتان به خیابان انقلاب افتاده است یا نه؟ بیش از یک سال است اطراف دانشگاه تهران و خیابان انقلاب که از نزدیکی ساختمان شورای انقلاب فرهنگی می گذرد، بی هیچ ربطی مزین به عکس های مختلف جناب انیشتن شده است؛ جوانان ما که جای خود دارند مردم کوچه و بازار هم که روزهای جمعه به نمازجمعه می روند باید نظاره گر عکس های از آشنایی پدر و مادر گرفته تا مراسم ختنه سوران و رشد و بالندگی و... کسی باشند که اساساً او را نمی شناسند! این ها شیرین کاری یک ناشر سودجوست. متأسفانه در این میان نه وزارت آموزش عالی پاسداری از حرمت دانشمندان ایرانی را وظیفه خود می داند و نه گویی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای فرهنگ عمومی تعصبی در قبال فرهنگ این کشور دارند!

این روز ها هم که بازار ارتباط از طریق پیام کوتاه با برنامه های رادیویی و تلویزیونی داغ است هر روز گوینده  های رادیو و یا مجریان تلویزیون  مرتب تاکید می کنند که اس ام اس ها و پیام های کوتاه خود را باید به خط لاتین ارساس کنند چون ظاهرا نرکم افزارهای رسانه  ملی فونت فارسی را نمی شناسد . جالب تر اینکه موضوع برنامه مثلا درباره  عارف و شاعر بزرگ فارسی گو مولانا باشد که بعضی کشورهای همسایه می خواهند هویت او را به نام خود کنند! یا فردوسی که عجم زنده کرده است بدین پارسی و شهروند ایرانی باید پیام خود درباره مولانا یا فردوسی را به صورت لاتین برای برنامه های رادیویی یا تلویزیونی رسانه ملی ارسال کند!.... برداشت کوتاهی از یادداشت محسن مؤمني در نشریه لوح

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 11:39  توسط سارا محقق  | 

نگاهی به معیارهای نمره دهی در دانشگاه امام صادق

 

شاید برای دانشجویان و دانشگاهیان جالب باشد  که بدانند معیارهای ارزیابی ارزيابي پيشرفت دانشجو در هردانشگاه چگونه است و چه تفاوت هایی با دیگر دانشگاهها دارد. دانشگاه امام صادق از جمله دانشگاههای خاص کشور است که تا حدودی می توان گفت به لحاظ آموزشی دارای معیارهای ارزیابی اختصاصی و منحصر به خود می باشد .بر اساس قوانین آموزش این دانشگاه مندرج در سایت اینترنتی دانشگاه  ارزيابي پيشرفت تحصيلي دانشجو و معيارهاي ارزيابي پیشرفت دانشجو در هر درس براساس ميزان حضور و فعاليت در كلاس، انجام تكاليف درسي و نتايج امتحانات بين نيمسال و پايان نيمسال صورت ميگيرد و استاد هر درس مرجع ارزيابي دانشجو در آن درس است و برگزاري امتحان پايان نيمسال براي هر درس الزامي است. براساس قانون برگزاري آزمونهاي ميان نيمسال نيز مانند آزمونهاي پايان نيمسال براي كليه دروس الزامي است. سوالات امتحان ميان نيمسال و پايان نيمسال هر درس لازم است از حيث تطبيق با ضوابط آموزشي دانشگاه در دانشكده، بخش يا گروه آموزشي مربوط مورد بررسي قرار گرفته و سپس با امضاي يكي از مسئولين شامل رئيس دانشكده يا بخش و يا معاون آموزشي دانشكده يا مدير گروه جهت اخذ امتحان به اداره خدمات آموزشي ارسال گردد. آزمون ميان نيمسال 30 درصد نمره نهايي يك درس را شامل مي شود.

در این دانشگاه در مورد دروس زبان عربي و زبانهاي خارجي ( انگليسي _ فرانسه) علاوه بر آزمونهاي ميان نيمسال و پايان نيمسال دو امتحان ماهانه نيز برگزار مي شود.

 در ماده های 21  و 22 فصل ششم قوانین آموزشی دانشگاه امده است :معيار ارزيابي پيشرفت تحصيلي دانشجو نمره درس است و نمرات دانشجو در اين دانشگاه در هر درس به صورت عددي بين صفر تا 100 تعيين مي شود كه نمره 100 معادل 20 است.حداقل نمره قبولي در هر درس 50 است. دانشجويي كه در هر يك از دروس الزامي مردود شود, در اولين فرصت، ملزم به تكرار آن است. با اين حال نمرات كليه دروس اعم از قبولي و ردي در كارنامه دانشجو ثبت و در محاسبه ميانگين منظور مي شود.اگر دانشجويي در يك درس اختياري مردود شد، به جاي آن درس مي تواند از جدول دروس انتخابي در برنامه مصوب، درس ديگري را انتخاب كند.

درس ناتمام  در این دانشگاه در قالب ماده 23 به این شرح تعریف شده است : در موارد استثنايي، نمره تمرين دبيري، كارآموزي و كارورزي، عمليات صحرايي، كار در عرصه و دروسي كه در برنامه آموزشي مصوب، توام با پروژه ارائه مي شود، در صورتي كه به تشخيص استاد و تائيد گروه آموزشي مربوط، تكميل آنها در طول يك نيمسال تحصيلي ميسر نباشد، ناتمام تلقي مي گردد. نمره ناتمام بايد حداكثر تا پايان نيمسال بعد به نمره قطعي تبديل گردد.

بر اساس مواد مربوط به اعلام نمرات  این آیین نامه استاد موظف است گزارش نمره نهايي هر درس را حداكثر ظرف 10 روز پس از برگزاري امتحان آن درس به اداره آموزش دانشكده يا واحد مربوط تسليم نمايد. اداره آموزش هر دانشكده يا واحد ذيربط در هر دانشگاه موظف است نمرات دانشجويان را حداكثر تا دو هفته پس از برگزاري آخرين امتحان هر نيمسال و بعد از رسيدگي به اعتراضات دانشجويان و رفع اشتباهات احتمالي، به آموزش كل دانشگاه تسليم نمايد. همچون دیگر دانشگاهها نمره پس از اعلام به آموزش كل دانشگاه غير قابل تغيير است.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 11:19  توسط سارا محقق  | 

استرس زدایی از شب‌هاي امتحان

 

شب‌هاي امتحانات دانشجویی فرا رسیده است و  اضطراب آن اين روزها گريبان گر بیش از یک و نیم میلیون دانشجوی کشور است .اگر از هر دانشجو و دانش آموزی كه پشت نيمكت‌هاي مدرسه و دانشگاه نشسته‌است بپرسی پرهول و هراس‌ترين شب‌هاي زندگيت کدام شب بود به احتمال نود درصد  شب‌هاي امتحان و کنکور به یادش می آید.

دانشجو و دانش آموزاز استرس روزهاي امتحان گله مي‌كنند اما اين استرس و اضطراب از كجا سرچشمه مي‌گيرد و  به راستي اين روزها چطور بايد درس خواند و چگونه بايد استرس روزها و شب‌هاي امتحان را به حداقل رساند؟

کارشناسان آموزشی توصیه می کنند که امتحان پايان سال تحصيلي نيز امتحاني است مثل ساير امتحانات فقط كمي اهميت نمره حاصله بيشتر است اما چندان تفاوتي با ساير امتحانات ازنظر ميزان سختي سؤالات ندارد و والدين نيز بايد سعي كنند به جاي تزريق استرس خود به دانش‌آموزان و دانشجویان آنها را براي رويارويي با سؤالات امتحاني آماده كنند.

دانش‌آموزان و دانشجویان بايد سعي كنند كه فقط در يك مكان به مطالعه دروس خود بپردازند و تا جايي كه امكان دارد مكان مطالعه را تغيير ندهند و همچنين عواملي را كه سبب پرت شدن حواسشان در زمان مطالعه مي‌شود از محيط دور كنند تا بتوانند تمركز داشته و مفاهيم درسي را بفهمند.

هر چند كه خط كشيدن زير نكات مهم كتاب مي‌تواند در يادگيري تأثير‌گذار باشد اما بايد دقت كرد كه اين خط كشي‌ها بيش از ده درصد از مطالب هر درس را به خود اختصاص ندهد.

دانش‌آموز یا دانشجو  نبايد يادگيري تمام مفاهيم درسي را به شب امتحان موكول كنند بلكه بايد سعي كنند هر درسي را در زمان خود و در فرصت مناسب مطالعه كنند تا در شب‌هاي امتحان با خيالي آسوده فقط به مرور درسها بپردازند و از يادگيري دروس به صورت فشرده اجتناب كنند.

 

بلافاصله پس از صرف غذا مطالعه نكنيد

بلافاصله پس از صرف غذا به علت شروع فعاليت دستگاه گوارش و هجوم خون به معده و احشاء داخلي، از ميزان جريان خون در مغز كاسته مي‌شود و آمادگي براي مطالعه كاهش مي‌يابد.

انجام حركات تنفسي متناسب در زمان مطالعه بسيار مهم است. تنفس اگر نامنظم باشد، به تدريج باعث كاهش اكسيژن خون و ايجاد حالت خواب آلودگي مي‌شود و در نتيجه از آمادگي ذهني براي مطالعه مي‌كاهد.

آرامش فكري لازمه يادگيري مفاهيم دروس است و هنگام مطالعه بايد از اشتغالات ذهني و عصبانيت جلوگيري نمود چراكه اضطراب و ناراحتي باعث از بين رفتن تمركز حواس مي‌شود و حافظه كساني كه داراي اضطراب و عصبانيت هستند، به طور محسوسي از افراد عادي كمتر است.

اما چند نكته بهداشتي درباره مطالعه، كيفيت هواي تنفسي هم از نظر ايجاد نشاط و هم از لحاظ فراهم آوردن موجبات كسالت خيلي مهم است. تنفس در اتاق در بسته كه هوا به قدر كافي در آنجا وجود ندارد، كار درستي نيست، همچنين نور بايد از سمت چپ، بالا و با زاويه تقريبي 45 درجه به كتاب و كاغذ بتابد. زيرا اگر از سمت راست بتابد، خصوصاً هنگام نگارش، باعث ايجاد سايه دست بر روي كاغذ مي‌شود كه در ديد اشكال ايجاد كرده و در نتيجه باعث خستگي چشم مي‌شود به همين دليل بهترين نور براي مطالعه و كار، روشنايي معمولي اتاق است كه در هواي روشن به وسيله نور غير مستقيم ايجاد شده باشد.

بهترين رنگها براي نوشتن، رنگ آبي و مشكي است كه فشار كمتري به چشم وارد مي‌كند و مانع خستگي مي‌شود. رنگهاي قرمز، سبز و... ديد را مشكل و باعث خستگي چشم مي‌شوند، ‌ضمن اينكه درنظر داشته باشيد كه براي هر ساعت مطالعه يك ربع تا بيست دقيقه استراحت مفيد لازم است. اين استراحت نه تنها براي چشم بلكه براي مغز هم فرصت مناسبي است كه يادگيري خود را مرور كند. در زمان استراحت بايد به فاصله دور و بدون توجه و دقت نگاه كرد، اين كار باعث تنوع و تمدد اعصاب نيز مي‌شود.

روزهاي امتحان و شب‌هاي طولاني‌اش به سرعت از راه مي‌رسند و به سرعت نيز مي‌روند هر چند كه شايد براي عده‌اي از دانش‌آموزان خصوصاً آنهايي كه كوله بار درسي‌شان خالي است و يك شبه مي‌خواهند پرش كنند سخت بگذرد اما بالاخره مي‌گذرد و در اين گذران نكته‌هايي را مي‌آموزد كه جاي تأمل دارد، و مهم‌ترين اين نكته‌ها اينكه هرگز كار امروز را به فردا وامگذار كه در كوران زندگي جا مي‌ماني.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 13:41  توسط سارا محقق  | 

فراری دادن موش از خوابگاه:
با توجه به اينكه اخيرا با شروع فصل سرما، در برخي از خوابگاههای دانشجويي موش مشاهده شده و موجبات سلب آسايش و آرامش و گاها رعب و وحشت دانشجويان عزيز را فراهم كرده است، بدينوسيله نتيجه مطالعات و تحقيقات انجام شده جهت مقابله با موش به شرح زير اعلام مي‏گردد. به محض مشاهده موش در اتاق، يكي از اقدامات زير را انجام دهيد:

1- روش كاملا دانشجويي: پس از هماهنگي با هم اتاقي‏هايتان با كشيدن يك جيغ بلند، دسته جمعي در را بازكرده از اتاق خارج شويد و ديگر هرگز به آن اتاق بازنگرديد ...

2- روش سرخپوستي: مقداري وسايل قابل اشتعال وسط اتاق جمع كرده ، آتش بزنيد تا موش با دود آن خفه شود . سپس موارد بند (1) را انجام دهيد ...

3- روش معرفتي: به موش بگوييد در صورت عدم خروج وي خودكشي خواهيد كرد. اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهدشد. در غير اين صورت موارد بند (1) را انجام دهيد ...

 4- روش تعارفي: به موش تعارف كنيد كه امشب را پيش شما بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را نمي‏پذيرد . در صورتيكه تعارف را پذيرفت بند (1) را اجرا كنيد ...

 5- روش قبيله گامبالا: تعدادي سلاح سرد تهيه كرده و به موش اعلان جنگ كنيد. در صورتيكه موش نامبرده حرفه‏اي بوده و اين حرف را جدي نگرفت بند (1) را انجام دهيد ...

 6- روش دموكراتيك: پس از شرح فوايد گفتمان براي موش ، از او خواهش كنيد اتاق را ترك كند. اگر موش قبول نكرد بند (1) را انجام دهيد ...

7- روش نه چندان دانشجويي: يكي از گربه ‏هايي كه دركوچه دنبال غذا مي‏گردند را براي شام به منزل خود دعوت كنيد. در صورت موفقيت گربه در شكار موش، از او بخواهيد از اتاق خارج شود. در صورت عدم موافقت گربه بدنبال راهي براي خارج كردن گربه باشيد (مطلب نحوه خروج گربه به زودي منتشر مي‏گردد) ...

8- روش كمپينگ: در ميان دوستانتان هر كدام كه خانه ‏شان بهتر است را انتخاب كرده و به صورت دسته جمعي تا آخر ترم به خانه آنها برويد. در صورتيكه در خانه آنها هم موش مشاهده شد به بند (1) مراجعه كنيد ...

9- روش روانشناسي: به كارهاي روزانه خود پرداخته و به موش بي ‏محلي كنيد. او احتمالا ناراحت شده و خارج خواهد شد. در صورتيكه اين هم جواب نداد راهي جز مراجعه به بند (10) براي شما باقي نمانده است ...

10- روش فاشيستي: مقداري از كباب سلف دانشگاه را در مسير او قرار دهيد تا از آن بخورد. اين روش احتمال خطا ندارد. موش حتما خواهد مرد و اصلا نيازي به مراجعه به بند (1) نداريد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 13:30  توسط سارا محقق  | 

توصیه های غذایی برای شب امتحان

 

تحقیقات و مطالعات جدید حاکی از آنست که چنانچه فرد با رژیم غذایی نامناسب و ناکافی تغذیه شود، تأثیرات سویی بر قابلیت یادگیری وی و تمرکز حواس و هوشیاری وی برجا می‌ماند. به خوبی روشن شده است که سو تغذیه «پروتیین – انرژی» اختلالی است که در اثر کمبود مواد مغذی گوناگون بوجود می‌آید و قادر به مخاطره انداختن سلامت مغزی و قدرت حافظه و یادگیری است. حتی کمبودهای تغذیه‌ای کوتاه مدت نظیر «حذف یک وعده غذایی» مثل صبحانه یا گرسنگی کوتاه مدت قادر به ایجاد افت تحصیلی است.

بنابراین صبح‌ها با بیدار شدن به موقع فرصتی را فراهم آورید تا صبحانه کاملی را میل کنید. متأسفانه صبحانه که مهمترین وعده غذایی است در کشور ما بسیار سهل انگارانه ترک می‌شود و آزمایش‌ها نشانگر آنست که دانش آموز یادانشجویی که قبل از کلاس یا امتحان  به صرف صبحانه می‌پردازند، توان یادگیری و تمرکز در سوالات و جوابها به شکل چشمگیری افرایش نشان می‌دهد. از آنجایی که راهکارهای تغذیه‌ای به خوبی قادر به تأمین این مواد مغذی است در این مطلب علاوه بر ذکر مواد غذایی سرشار از ویتامین و مواد معدنی که قادر به ارتقا  قدرت حافظه، یادگیری و توان مغزی هستند، به مواردی که سبب کاهش استرس و اضطراب در دانش‌آموزان یا دانشجویان  در زمان امتحان می‌شود، بپردازیم. در زیر به مواد غذایی مناسب در زمان امتحان می‌پردازیم.

 

* تن ماهی - ماهی قزل‌آلا :

 

دانشمندان دریافته‌اند که کمبود شدید هگزانوییک اسید ( اسید چرب موجود در ماهی ) موجب بروز اختلالاتی در رفتار کودک می‌شود و در واقع نشانه‌هایی مانند عدم تمرکز فکری در کلاس درس، بی‌قراری، و ناآرامی کودک حین درس یا در اثنای مطالعه یک صفحه از نوعی ناهنجاری به نام پر جنب و جوشی توأم با عدم تمرکز فکری و بی‌حواسی حکایت دارند که در نهایت مانع پیشرفت تحصیلی می‌شوند. در این افراد طی آزمایش‌های انجام شده مشخص شده که میزان این اسید چرب بسیار پایین بوده و تجویز آن موجب برطرف شدن این اختلالات شده است، افزون بر این موجب آرامش فرد در مواقع پر تنش یاد شده می‌شود. موارد اخیر یعنی انواع ماهی‌ها به خصوص تن، قزل‌آلا و ساردین با ارتقای عملکرد مغزی، هوشیاری و حافظه‌ای به قوی کردن عضلات چشم آنها نیز می‌پردازد. با توجه به استفاده طولانی مدت دانش‌آموزیا دانشجو از کامپیوتر و اینکه ساعات متمادی را در مقابل صفحه نمایش رایانه می‌پردازند، این امر اهمیت مضاعف می‌یابد. بنابراین استفاده از انواع ماهی‌ها به عنوان وعده اصلی یا میان وعده تهیه شده از آنها بسیار سودمند است. 

 

* گوشت‌های قرمز - غذاهای دریایی :

 

اکثر مردم غذاها را بدون توجه به ارزش تغذیه‌ای آنها مصرف می‌کنند، بنابراین تأثیر گوشت قرمز به عنوان یک منبع عالی آهن و روی بر رفتارهای عصبی شایان ذکر است. طبق تحقیقی در ایالات متحده آمریکا توصیه شد که با استفاده روزانه ۲ تا ۳ سروینگ (۶۰ تا ۹۰ گرم) چیزی حدود ۲ تا ۳ قوطی کبریت در هر روز از گروه گوشت‌ها (گوشت - مرغ - ماهی - حبوبات و ...) به خصوص گوشت قرمز بدون چربی این نیاز را برطرف کنید. به خاطر آوردن و یادگیری دو عامل مؤثر بر ادراک و حافظه به  شمار می‌آیند، بطور مسلم مواد مغذی جز  بهترین عامل‌ها در بروز توانایی‌های ژنتیکی افراد در رابطه با حافظه، یادگیری و استفاده از توان مغزی هستند. بنابراین اگر شما در خانواده‌ای زندگی می‌کنید که نسل در نسل شاگرد اول بوده‌اید و شما قوانین ارثی و خانوادگی  را مخدوش کرده اید و ناپلئونی قبول می‌شوید، بد نیست منابع حاوی آهن (گوشت، خرما، کشمش و ...) و روی      (غذاهای دریایی، سبزی‌ها و ...) را امتحان کنید، زیرا تحقیقی وجود دارد مبنی بر اینکه ۷۳ نفر بالغ با کمبود آهن متوسط، پس از مصرف ۸ هفته‌ای مکمل فروسولفات (حاوی آهن) بهبود قدرت حافظه و بالا رفتن توانایی در یادگیری لغات را نشان داده‌اند.

 

* آجیل مغزدار - آناناس :

 

قبل از رواج پفک، چیپس و سایر تنقلات با ارزش غذایی پایین و مواد مضر گوناگون بیشتر تنقلات را آجیل و مغزهای گیاهی تشکیل می‌داد. از این رو سلامتی به شکل چشمگیری نوجوانان و جوانان وجود داشت. این مواد مغذی (بادام، نخودچی و کشمش، فندق، گردو و ...) سرشار از منیزیوم بوده و کمبود آن به عنوان یکی از علل ناتوانی یادگیری محسوب می‌شود.

 علاوه بر مواد یاد شده منیزیوم در سبزی‌های پربرگ و سبزرنگ، لوبیا، نخود، آجیل مغزدار، برنج قهوه‌ای، نان گندم سبوس‌دار، دانه‌های روغنی و برخی میوه‌ها یافت می‌شود که از بهترین و مهمترین این میوه‌ها می‌توان به آناناس، سیب (بخصوص اگر با پوست میل شود) و خرما اشاره کرد. بنابراین گردو، بادام و پسته در حد معقول فراموش نشود(مصرف بیش از حد و افراطی در هر چیزی نه تنها سودی ندارد بلکه ضررهای بیشماری نیز به همراه خواهد داشت).

 

* عسل :

 

عسل از دسته مواد غذایی است که به عنوان معجزه در اختیار بشر قرار گرفته است زیرا حاوی مواد مغذی بیشماری بوده و فواید آن در همه جا کارآمد است. تحقیقات حاکی از آنست که گلوکز و مواد قندی موجود در عسل باعث ایجاد موفقیت در انجام تست‌های حافظه به خصوص در زمینه به خاطر سپردن لغات شده است. از طرفی ویتامین D موجود در عسل اعمال بین کلسیم و فسفر را تنظیم می‌کند و در نتیجه اعصاب کار خود را به خوبی انجام می‌دهند. مشخص شده است که نوشیدنی‌های حاوی عسل در کاهش استرس و اضطراب پیش از امتحان نیز بسیار کارآمد است، از اینجا می‌توان به حکمت آب میوه‌های کنکور پی برد!!

 

* آبنبات‌ها و آدامس‌های حاوی نعناع بدون قند :

نعناع از دیرباز به عنوان ماده هوشیار کننده مورد استفاده قرار گرفته است، بنابراین اگر شما دانشجویی هستید که عصرها کلاس دارید  و بعد از صرف ناهار و درست در زمانی که خواب به طرز وحشتناکی تمرکز را ضایع می‌کند، مجبور به توجه به دقت در فراگیری دروس هستید، توصیه می‌شود استفاده از برگ‌های نعناع، آب نبات‌ها و آدامس‌های حاوی نعناع بعد از صرف ناهار را امتحان کنید.

 

 ماست:

 ماست دارای مواد مغذی و چربی بوده که بسته به نوع شیر مصرفی میزان آن متفاوت است . ماست منبع خوبی برای کلسیم و پروتیین است – یک لیوان ماست کمتر از ۸۰% نیاز روزانه بزرگ سالان به کلسیم را فراهم می کند ، ماست می تواند در بین وعده های غذایی روزانه و یا همراه غذا ها به جای چاشنی استفاده شود . مثلا به جای کره در سیب زمینی و به جای سس در سالاد از مخلوط ماست و آبلیمو و روغن زیتون  استفاده شود . مصرف ماست کم چربی سبب کاهش کلسترول و پیشگیری از بیماری قلبی عروقی می گردد . بهتر است ماست بیش از دو هفته در یخچال نگه داری نشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 13:18  توسط سارا محقق  | 

خیال پردازی های شب امتحان

 

یکی از خواص شب امتحان و کلا فصل خطیر امتحانات این است که خیال پردازیهای ذهن آدمی گل می کنه. مخصوصا اگه درسهای اون ترم رو خوب نخونده باشید. مطمئنم شما هم تجربیات جالبی در این مورد دارید.

فرض کنید فردا صبح ساعت 8 امتحان سخت و سفتی پیش رو دارید و شما این کتاب را در طول ترم بارها خوانده اید ولی به خاطر اضطراب و سابقه تاریخی سیاه امتحانات این درس، باز هم مطمئن نیستید که نمره مورد قبول خودتون رو می گیرید یا نه؟ فردا به همراه دوست و دشمن به قربانگاه می روید، ولی به خاطر خروارها مشکل و معضل خود ساخته و دیگر ساخته، که در خورجین تنبلی بسیاری از ما یافت می شود، نتوانسته اید خودتان را برای امتحان فردا آماده کنید. از طرف دیگه هم از اول شب امتحان دلتان مشغول جفتک اندازی است. همچنین در این شب ظلمانی یلدایی، شما تمامی رنج و مصیبت تاریخی بشر رو به صورت کنسانتره نوش جان می کنید. در این شب نسكافه و قهوه از واليوم ده هم خواب آورتر مي شوند و نیز می دانید که در شب امتحان هیچ نوع کاتالیزور و تقلبی برای خواندن سیصد چهارصد صفحه درس کارگر نیست. درست از این لحظه به بعد است که فکر و خیالتان به کار می افتد، مثلا آرزو می کنید که: فردا زلزله یا سیل مهیبی بیاید و فقط ساختمان دانشگاه را با خاک یکسان کند و به غیر از خودتان، سر به تن هیچ مراقب و ممتحنی نباشد! یا اینکه پا را فراتر گذاشته و آرزو می کنید که فردا سئوالات توسط گروه هکری پی ان یو! لو رفته و امتحان بی امتحان... و بسیاری از پنبه دانه های دیگر که در خواب هم نمی توانید ببینید. ولی باور کنید هیچ یک از این خیالات شما را از لحظه سوانح و سوختگی در جلسه امتحان نجات نمی دهد. پس بهتر است زود بخوابید و بی خیال درس خوندن در این شب ملخ شوید... همه چیز را به دست خدا بسپارید.

صبح که از خواب بیدار می شوید احساس می کنید کمی سنگین شده اید. علاوه بر ضد حالات فوق الذکر، دل پیچه و روده پیچه نیز به آن اضافه شده. یه طرف دلتان می گوید بروید و طرف دیگر دلتان، می گوید نروید. شاید بگویید این که مسئله ای نیست، در جلسه امتحان حاضر نمیشیم و به جاش گواهی غیبت پزشکی میاریم تا اون درسو حذف کنیم. ولی باز هم علافان و آرمان گرایانی هستند که می خواهند علم و شانس خود را توأمان در این دوراهی بیازمایند، مخصوصا همان گروه اولی. پس شما نیز شانس خود را بیازمایید. دل به دریا بزنید و به سوی قربانگاه بشتابید و باور کنید امتحان بخشي از زندگي است، نه زندگي امتحانست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 13:17  توسط سارا محقق  | 

یک دانشجوی موفق چگونه يادداشت برمی دارد

رازهای جزوه نویسی

 

سارا محقق : يكى از مهم‏ترين مهارت‏هايى كه هر دانشجو در هنگام ورود به دانشگاه بايد بداند، اين است كه بتواند از مطالبى كه در كلاس عنوان مى‏شود، به طور صحيح و درست يادداشت بردارد و یا به اصطلاح جزوه بنویسد. برخی معتقدند بیشتر از ۷۰ درصد رمز موفقیت تحصیلی و حتی اجتماعی یک دانشجو در دانشگاه به رازهای جزوه نویسی وی مربوط می شود. شاید برای هیچ کس مانند دو قشر یعنی دانشجویان و خبرنگاران يادداشت‏نويسى مهم نباشد. چگونه درست و صحيح  يادداشت نوشتن و اهمیت های داشتن یک جزوه خوب که خود کلکسیون یادداشت های دانشجو از کلاس استاد می باشد، موضوعی است که اگرچه در عمل بسیار مهم است اما کمتر بدان توجه می شود.

حتما تا به حال برايتان اتفاق افتاده كه جزئيات مطالب جالب یا مهمی  را كه روز قبل در كلاس درس شنيده‏ايد، از ياد ببريد؟ یا حتما تا به حال پيش آمده كه در جلسه امتحان، ناگهان متوجه شويد كه مهم‏ترين نكته‏اى را كه بايد بنويسيد، فراموش كرده‏ايد؟ مطمئناً پاسخ  اکثر دانشجویان به این موضوع مثبت است؛ زيرا ما، همگى انسان هستيم و گاهى دچار نسيان و فراموشى مى‏شويم.

هرمن ابينگ هاوس، روان‏شناس معروف، در اواخر دهه 1800م. با تحقيق درباره ذهن انسان و توانايى آن در به ياد آوردن اطلاعات جديد، پديده فراموشى را مورد مطالعه قرار داد. طبق گفته‏هاى اين روان‏شناس، ما بعد از 20 دقيقه، تقريباً 40 درصد آن چه را كه شنيده‏ايم يا خوانده‏ايم، فراموش مى‏كنيم و بعد از گذشت 24 ساعت، تقريباً 70 درصد مطالب را از ياد مى‏بريم و يك ماه بعد از شنيدن يك سخنرانى يا مطالعه درس، ممكن است تا 80 درصد آن را فراموش كنيم.. البته اين واقعيت، يعنى فراموش كردن تقريباً نيمى از مطالب شنيده شده يا خوانده شده، پس از گذشت يك روز، بسيار تلخ است.

بديهى است كه براى دانشجويانى كه بايد بعد از پايان هر ترم، امتحان بدهند، اين موضوع، اصلاً خوشايند نيست؛ اما با استفاده از مهارت‏هاى مفيد مطالعه، مى‏توانيم حافظه خود را طورى تقويت كنيم كه در موقع لزوم، تا 80 درصد يا بيشتر آن چه را كه شنيده يا خوانده‏ايم، به ياد بياوريم. براى تقويت حافظه، بايد در ضمن سخنرانى‏ها و يا در كلاس درس، با دقت به مطالب گوش بدهيم و سعى كنيم با سرعت و دقت، از مطالبى كه مى‏شنويم، يادداشت برداريم.

به نكته‏هاى زير فكر كنيد و روش يادداشت‏بردارى خود را بهبود بخشيد.

 

1.از قبل  آماده باش

اين موضوع كه قبل از ورود به كلاس درس و شنيدن سخنرانى استاد، خود را براى يادداشت‏بردارى آماده كنيم، به همان اندازه اهميت دارد كه يادداشت‏نويسى دقيق، مهم است؛ زيرا اين آمادگى، تأثير مستقيمى بر شنيدن سخنرانى و يادداشت‏نويسى دارد. مرحله آماده شدن براى يادداشت‏نويسى در كلاس‏هاى درس را مى‏توان با زمانى كه خودمان را براى گذراندن تعطيلات سالانه آماده مى‏كنيم، مقايسه كنيم. همان طور كه براى گذراندن تعطيلات خود برنامه‏ريزى مى‏كنيم، بايد قبل از ورود به یک کنفرانس یا كلاس درس هم فكر و ذهن خود را آماده و مهيا سازيم. براى اين كار، بايد ابتدا به كتاب‏ها و جزوه‏هاى درسى، نظرى اجمالى افكنده، تكاليف و تمرين‏هاى داده شده توسط استاد را انجام دهيم؛ سپس يادداشت‏هايى را كه از درس قبل نوشته‏ايم، مرور كنيم. مرور مطالب درس‏هاى قبل، باعث مى‏شود تا اطلاعات درسى جديد را آسان‏تر ياد بگيريد.

نكته ديگرى كه در بحث آمادگى قبل از ورود به كلاس درس مهم است، اين است كه شما بايد سعى كنيد تا موضوع سخنرانى استاد را بدانيد و بدين طريق، ذهنتان را نسبت به پذيرش موضوع مورد نظر، آماده سازيد؛ زيرا در اين صورت، شما دقيقاً متوجه مى‏شويد كه استاد، چه موقع از موضوع خارج شده است و به قول معروف، خاكى مى‏رود!

 

2. خودت تصمیم بگیر کی بنویسی

تنها به علت اين كه اطرافيان شما شروع به نوشتن كرده‏اند، ننويسيد؛ اشكالى ندارد كه شما تنها كسى باشيد كه مى‏نويسيد و احتمالاً به زودى ديگران از شما تبعيت خواهند كرد. هنگامى يادداشت برداريد كه احساس كنيد مطلبى ارزش نوشتن و حفظ كردن را دارد.

 

3. به ذهنت زیاد امیدوار نباش بنویس!

طورى يادداشت برداريد كه به شما يادآورى كند كه از شما چه انتظارى مى‏رود و به شما كمك كند تا آن انتظار را برآورده كنيد. نسبت به تمام نكته‏ها و اشارات، در ارتباط با مطالبى كه ممكن است بعدها در امتحان از شما خواسته شود، هشيار باشيد. به اين اميد نباشيد كه همه را به خاطر خواهيد داشت؛ بلكه آنها را بر روى كاغذ بياوريد.

 

4. سؤالت را بنویس

هر گاه به مطلبى بر مى‏خوريد كه آن را درك نمى‏كنيد، سؤالات خود را بنويسيد و نيز واكنش‏ها و نظرات خود را بنويسيد. بدين ترتيب، يادداشت‏هاى شما، گزارشى از افكار شما خواهند بود؛ نه فقط يك رونوشت از مطالبى كه شخص ديگرى بيان كرده است.

 

5. شبرنگ ، کادر، ماژیک فراموش نشود

هر صفحه را طورى بنويسيد كه با يك نگاه، مفاهيم و نظرات اصلى مشخص باشند. از ماژيك‏هاى رنگى، شبرنگ‏ها، كادرها و طرح‏هاى مختلف و هر روشى كه مى‏دانيد، استفاده كنيد تا نكات مهم، برجسته‏تر به نظر برسند. به نكاتى كه به وسيله آهنگ صدا، حالات صورت و تكرار مطلب، مورد تأكيد قرار مى‏گيرند، توجه كنيد. كارى كنيد كه يادداشت شما، تمامى چنين تأكيدهايى را منعكس كند.

 

6. گزیده بنویس

هرگز فراموش نكنيد كه فقط بايد نكته‏ها و مطالب اساسى را يادداشت كنيد و از ثبت همه جزئيات ، تمامى نكته‏ها و مطالب سخنران يا نويسنده، پرهيز كنيد. هدف آن است كه به هنگام مرور مطالعه مجدد، هر يادداشت، فقط اشاره‏اى باشد تا نكته‏هاى مهم و ضرورى درس را به خاطر آوريد.

 

7. واژه های خودت را بنویس

پس از درك مفهوم آن چه گوينده عرضه داشته، آن را با واژه‏هاى خود و در قالب عبارت‏هايى كه خود انشا مى‏كنيد، خلاصه كنيد؛ زيرا هنگام مراجعه به يادداشت‏ها، جمله‏هايى كه از خود نوشته‏ايد، بيش از جمله‏هاى گوينده يا نويسنده، معنى و مفهوم را به شما منتقل مى‏كند. همچنين اين كار، آزمايشى است تا بفهميد كه آيا مقصود گوينده يا نويسنده را درست درك كرده‏ايد يا نه؛ زيرا اگر بخواهيد موضوعى را با واژه‏ها و شيوه جمله‏بندى خودتان بنويسيد، ناگزير از درك و فهم آن هستيد.

 

8. عجله ممنوع!

يادداشت خوب، بايد «خوانا» و «دقيق» باشد. هرگز با عجله ننويسيد تا بعد خودتان هم نتوانيد آن نوشته را بخوانيد. كسانى كه تصور مى‏كنند جزئيات مربوط به توضيح مطلب اصلى درس را بايد به تفصيل يادداشت كرد، مجبورند با عجله بنويسند. بعضى ديگر چنان سريع مشغول نوشتن مى‏شوند كه يادداشت آنها، نه تنها بدخط و ناخوانا مى‏شود، بلكه از بس حواسشان به نوشتن معطوف است، از درس و بحث كلاس، هيچ نمى‏فهمند و در نتيجه، از مرور كردن آن يادداشت، به فرض خوانا بودن نيز چيزى دستگيرشان نمى‏شود. دقت و صحت يادداشت‏هاى خود را با مطالعه و مقايسه يادداشت‏هاى همكلاسان بسنجيد. اگر درباره بعضى از نكات، ترديد كرديد و يا از درك درست آنها اطمينان نداشتيد، با استاد، مشورت كنيد.

 

9. ضبط صوت، بهتر از یادداشت نیست

بعضى از دانشجويان معتقدند كه از ضبط صوت - به عنوان يك وسيله كمك آموزشى كه جايگزين يادداشت‏نويسى باشد - مى‏توان استفاده كرد؛ اما اين دانشجويان، كاملاً اشتباه مى‏كنند. در شرايط خاصى، شايد استفاده از ضبطصوت در كلاس درس، بتواند به عنوان پشتوانه‏اى، براى يادداشت‏هايى كه مى‏نويسيم، مؤثر باشد؛ مثلاً اگر استاد خيلى سريع صحبت مى‏كند و از واژه‏ها، لغات و اصطلاحاتى استفاده مى‏كند كه بيشتر آنها را نمى‏دانيم يا نامفهوم هستند، مى‏توانيم از دستگاه ضبطصوت در كلاس درس استفاده كنيم تا به كمك آن، بعد از كلاس، يادداشت‏هاى نوشته شده را ويرايش كنيم. همچنين اگر مى‏خواهيم زبان تازه‏اى را ياد بگيريم، مى‏توانيم سخنان استاد را در كلاس درس، ضبط كنيم و براى تقويت مهارت‏هاى شنيدن و تلفظ صحيح كلمات، بعد از كلاس درس، از نوار ضبط شده استفاده كنيم و يا وقتى كه مى‏دانيم در روزهاى خاصى نمى‏توانيم در برخى از جلسات شركت كنيم، مى‏توانيم از يكى از همكلاسى‏ها بخواهيم تا سخنان استاد را برايمان ضبط كند تا بتوانيم از مطالب تدوين شده، استفاده كنيم. به اين نكته توجه كنيد كه اگر مى‏خواهيد سخنان استاد را در كلاس ضبط كنيد، بايد قبل از كلاس، از او اجازه بگيريد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 12:56  توسط سارا محقق  | 

من، کنکور و حضرت مادر

چون خوشه ترش و كال انگور آمد
با لهجه‏اى از نژاد بلغور آمد
مى‏گفت مامان كه بچه‏ام حيوونى!
از كوه بلند درس و كنكور آمد
يا اين كه گاگول مى‏شوم من يك روز
چون حضرت غول مى‏شوم من يك روز
در معركه تست و كتاب و كنكور
گفتم كه قبول مى‏شوم، من يك روز

*****

 و یا روزی دیگر در عنفوان خر خونی های بی نتیجه برای گذر از سد بلند کنکور در اتاقم را باز کرد و با زبون شیرین مادرانه گفت:

بايد تو هم اى پسر پر از مس بشوى‏
كامل‏تر از آن چه... يا كه ناقص بشوى‏
اى جزّ جگر زده! تو حتماً بايد
دانشجوى دكترا... مهندس بشوى‏

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 15:10  توسط سارا محقق  | 

4 رقمى ناب!

دروغ‏هاى زندگى دانشجويى

از كجا شروع كنم... اون سال‏هايى كه كنكور، دو مرحله‏اى بود، بعد از كلى بخون بخون، بالاخره كارنامه مرحله اول آمد؛ ديدم به به، عجب رتبه‏اى؛ 4 رقمى ناب! نااميد از هر سو و دل نگران براى حال عصبى جناب خانباجى، چگونه بگويم كه كسى سنگ‏كوب نكند، ترجيح دادم براى اين كه قلب ضعيف جناب خانباجى را به CCU نرسانم، يك دروغ مصلحت‏آميز بگويم كه «آره خانباجى! بالاخره اين پسر كودن سربه‏هوا، قرار است برود دانشگاه. قبول شدم، چه قبول شدنى! فكر كنم در اين شهرستان ما، كسى اين رتبه را نياورده والاّ به خدا! نتيجه اين همه بى‏خوابى، بايد هم همين مى‏شد. خيالت راحت؛ از اول مهر، ديگه اين جناب را حتماً در كرسى رفيع يكى از دانشگاه‏هاى دولتى در پايتخت بايد زيارت كنى».
خانباجى كه كلى باد كرده بود و خون به رگ‏هاى صورتش دويده بود، از شدت خوشحالى، آش نذرى پشت پاى دايى‏تون رو قبل از رفتن به دانشگاه و حتى قبول شدن در مرحله دوم، بار گذاشت و تمام اهالى محل رو خبر كرد. بايد مى‏بوديد و مى‏ديديد كه مثل صاحبان عزا، دم در ايستاده بودم و به همه خوش‏آمد مى‏گفتم. همسايه‏هاى دختردار، با دوشيزگانشان به خط شده بودند.
همسايگان پسردار هم با كلى آه و افسوس، دنبال يك دست‏خط همايونى از بنده بودند؛ براى تنظيم يك سير مطالعاتى. خلاصه سور و ساتى بود و ما هم كه قرار بود كم نياوريم، هى جلوى در خونه، دولا و راست مى‏شديم كه خوبى از خودتونِ... زحمت خانباجى و... .
بگذريم؛ روزهاى بين دو مرحله مثل باد گذشت و نتيجه مرحله دوم آمد. هر چى توى اسم‏ها دربه‏در شديم، نبود كه نبود... چى؟ اسم اين آدم يك لاقبا. باورتان نمى‏شود؛ ده دفعه ستون روزنامه‏ها را بالا و پايين و پشت و رو كردم، نبود. نااميد، گوشه پياده‏رو، كنار روزنامه فروشى، غم‏باد كرده بودم كه شاهد از غيب رسيد؛ بابا دانشجو... مباركِ... قبول شدى! قبول شدم؟ نه بابا... خيالات ورت داشته... من كه اسمم رو نديدم. نديدى؟ اينها، اين هم اسم شما... .
چشم‏هايم چهار تا شده بود؛ اسم من بود. از خوشحالى پر در آورده بودم كه خدايا شكرت! اسم من بود با يك شماره كه كد رشته و دانشگاه بود. هى دفترچه رو بالا و پايين كردم تا بالاخره رشته را با دانشگاه پيدا كردم و اين تازه اول عشق بود... بله عشق... رشته تخم‏مرغ پزى دانشگاه چى‏چى‏آباد سفلى و غيرحضورى. تازه يك كم كه نگاه كردم، در ليست انتظار... عجب! حالا چه كنم با آش پشت پاى خانباجى... بگم مى‏خواهم به پايتخت كدام كشور بروم. آخه چى‏چى‏آباد سفلى كه نشد شهر... نشد دانشگاه... نشد رشته.

**

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 14:52  توسط سارا محقق  | 

دانشجو و سياست‏

بررسى رابطه دانشجويان با سياست و شناسايى عوامل و زمينه‏هاى موثر بر آن، از ابعاد مختلف، قابل تحليل و ارزيابى است. از ديدگاه ماركوزه، هابرماس و فوكو، دانشجويان، داراى سه ويژگى و خصيصه اصلى هستند كه مى‏توانند پتانسيل و ظرفيت جنبش‏هاى اجتماعى جديد باشند كه عبارتند از:
1. خصيصة سنتى؛ دانشجويان جوان هستند و جوانى براى خود ويژگى‏هايى دارد. عمده‏ترين ويژگى جوانى، اين است كه جوانى، سن هيجان‏ها و انرژى‏هاى متراكم است و جوان مى‏خواهد تا اين انرژى متراكم و هيجان انباشته را در جايى تخليه كند و از اين جهت، سن دانشجويى، مقتضى تحرك و حركت‏هاى انقلابى است.
2. ويژگى معرفتى؛ چون دانشجو با معرفت‏ها و اطلاعات تازه سر و كار دارد و از لحاظ روشى نيز روش انتقادى و تحليلى را دنبال مى‏كند، از اين رو، به وضع موجود، رضايت نمى‏دهد و با آن درگير است؛ پرسش‏گر و انتقادگر است و اين ويژگى باعث مى‏شود تا دانشجو به عنوان محور اصلى تحركات اجتماعى شناخته شود.
3. دانشجو، محافظه‏كار نيست. افرادى مثل ماركوزه و ديگران مى‏گفتند كه طبقات اجتماعى به علت وابستگى به كار، شغل و درآمد، محافظه‏كارند؛ اما دانشجو چون كار و اشتغال ندارد، محافظه‏كار نيست؛ آرمان‏خواه است و در راه آرمانش، هزينه مى‏كند و خيلى آسان، به هزينه كردن رو مى‏آورد.
از نظر اقتصادى و اجتماعى، دانشجويان در جوامع معاصر، گروه‏هاى حاشيه‏نشينى هستند كه در طى دوران دانشجويى، جايگاهى در درون شيوه توليد و متن روابط اقتصادى جامعه ندارند و به عنوان نيروى كار فوق العاده آينده، از منابع بخش عمومى يا بخش خصوصى استفاده مى‏كنند. از ديدگاه اجتماعى، ويژگى‏هاى زندگى دانشجويى عبارتند از: دور افتادگى از خانواده، احساس گسيختگى و آزادى در انتخاب راه زندگى، زندگى دسته‏جمعى در خوابگاه‏ها، زندگى نامطلوب جنسى و تراكم انرژى جنسى- حياتى و دورافتادگى از متن واقعى زندگى اجتماعى. چنين شرايطى، در كنار بهره‏مندى از سن جوانى، همراه با شور و هيجان و تحرك، وارد شدن در جرگه روشنفكرى، به دليل شروع تحصيلات عالى و آشنايى نزديك و نسبتاً نظام‏مند با مسائل اجتماعى و سياسى، بهره‏مندى از فرصت تحليل‏هاى دسته‏جمعى خوابگاهى، پيرامون شرايط اجتماعى و سياسى داخلى و جهانى و...، جنبش‏هاى دانشجويى را در وضعيتى قرار مى‏دهد كه اغلب خصلتى آرمان‏گرايانه پيدا مى‏كنند. اساساً نوع زيست دانشجويى به گونه‏اى است كه زمينه‏اى مساعد براى پيدايش جنبش‏هاى اجتماعى ضد سنتى، عدالت‏خواهانه و آرمان‏گرايانه، پديد مى‏آورد. در حقيقت، تجمعِ بخشى از نيروهاى آگاه جامعه كه از سطح تحصيلى نسبتا بالا و روحيه كنكاش و بررسى علمى برخوردارند، وضعيت سياسى، اقتصادى، فرهنگى و روند مناسبات اجتماعى را در معرض نقادى قرار مى‏دهد. ذهن نقّاد و حسّاس دانشجو، وى را به تفكر و تامّل نسبت به مشكلات جامعه مى‏كشاند؛ به اين معنى كه ميزان مشكلات موجود در جامعه، بر ميزان شدت و يا كاهش انتقادها، اعتراض‏ها و فعاليت سياسى دانشجويان تأثير مى‏گذارد. هر چه مشكلات اقتصادى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى بيشتر باشد، ميزان اعتراض‏ها و انتقادهاى دانشجويان نيز بيشتر و شديدتر خواهد بود و برعكس، اگر ميزان مشكلات بزرگ در جامعه كمتر باشد، جنبش‏هاى دانشجويى نيز اصلاحات و انتقادهاى محدودترى خواهند داشت.
از ديدگاه فرهنگى و سياسى نيز در جوامعى كه نظام ارزشى، اجتماعى و سياسى آنان آميختگى تنگاتنگى با دين و آموزه‏هاى دينى داشته باشد و دخالت در سياست را از وظايف فردى و اجتماعى بداند و نظام حاكم نيز بر مشاركت و حساسيت دانشجويان در امور سياسى تأكيد داشته، زمينه‏هاى مناسب را فراهم آورد، بر ارتقاى كمى و كيفى مشاركت سياسى آنان به شدت تأثيرگذار مى‏باشد و دانشجويان انگيزه بيشتر و جدى‏ترى در قبال تحولات سياسى خواهند داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 14:49  توسط سارا محقق  | 

رتبه بندي كلي دانشكده هاي ارائه كننده رشته پرستاري در مقطع كارشناسي

رتبه‌

دانشكده‌

امتياز

0 برتر 100
1 اصفهان 65/15
2 تهران 62/59
3 ايران 59/76
4 شهيد بهشتي 58/51
5 مشهد 56/82
6 سمنان 55/18
7 تبريز 54/47
8 رشت 52/15
شيراز 51/86
كرمانشاه 51/71
همدان 51/62
9 اهواز 50/34
يزد 50/17
10 ساري 49/36
قزوين 49/31
كرمان 49/19
11 خرم آباد 48/63
كاشان 48/57
12 بقيه الله 47/17
13 زنجان 46/35
اروميه 46/03
ارتش 45/82
14 شاهد 45/33
15 بجنورد 43/86
رفسنجان 43/56
ياسوج 43/17
16 اراك 42/64
اردبيل 42/6
شهركرد 42/54
بيرجند 42/28
17 گرگان 41/85
جيرفت(كرمان) 41/82
18 بابل 40/82
زاهدان 40/8
لاهيجان 40/49
19 فسا 39/65
سنندج 39/42
20 سبزوار 37/79
بوشهر 37/52
21 تربت حيدريه 36/8
قم 36/78
جهرم 36/62
آبادان 36/5
زابل(زاهدان) 36/39
22  لار 35/48
رامسر(بابل) 35/3
بندرعباس 35/25
شاهرود 35/2
آمل(بابل) 35/18
گناباد 34/93
23 ايلام 34/4
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 14:36  توسط سارا محقق  | 

 

رتبه بندي آموزشي دانشکده های پزشکی دانشگاه ها ي علوم پزشكي

 

امتياز

نام دانشگاه

رتبه

امتياز

نام دانشگاه

رتبه

13/61

زاهدان

25

100

برتر فرضي

0

1/61

ارتش

26

84/91

تهران

1

09/61

كردستان

27

87/89

شهيدبهشتي

2

92/60

بندرعباس

28

08/86

ايران

3

32/60

گناباد

29

22/85

اصفهان

4

41/59

گلستان

30

59/81

مشهد

5

2/58

زنجان

31

06/77

شيراز

6

05/58

لرستان

32

49/75

يزد

7

9/57

سبزوار

33

78/73

اهواز

8

98/56

شهركرد

34

51/73

تبريز

9

93/56

اردبيل

35

73/71

سمنان

10

72/56

اراك

36

9/70

همدان

11

73/55

رفسنجان

37

86/70

بقيه ا… (عج)

12

64/55

شاهد

38

98/69

اروميه

13

5/54

زابل

39

68/67

كاشان

14

19/54

شاهرود

40

77/66

كرمان

15

19/54

آبادان

41

05/66

كرمانشاه

16

85/53

تربت حيدريه

42

62/65

لاهيجان

17

69/53

فسا

43

07/64

گيلان

18

65/53

ياسوج

44

96/63

بابل

19

52/53

لار

45

85/63

مازندران

20

19/53

بوشهر

46

19/63

قزوين

21

02/53

قم

47

56/62

بجنورد

22

32/51

رامسر

48

36/62

جيرفت

23

16/51

آمل

49

36/61

بيرجند

24

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 14:24  توسط سارا محقق  | 

دانشجویان علوم پزشکی و تقاضا برای کار حین تحصیل در دانشگاه

کار دانشجویی برای مشروطی ها ممنوع!

 

 اشتغال دانشجو درحین تحصیل و در خارج از ساعت تحصيل  از جمله دغدغه هایی است که دانشجویان کشور و به خصوص دانشجویان رشته های پزشکی دارند. همه ساله جمع زیادی از داشنجویان مختلف با توجه به هزینه های زندگی و تحصیل و همچنین کسب تجارب کاری برای اینده شغلی خود متقاضی کار دانشجویی و یا به اصطلاح دانشگاههای علوم پزشکی کار ساعتی هستند. کار ساعتی که در حوزه های علوم پزشکی متقاضیان زیاد و آیین نامه های خاصی دارد  بدون تعهد براي استخدام يا سوابق استخدامي بریا این گونه دانشجویان صورت می گیرد. به تازگی ‌ دبير شوراي فرهنگي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي جزئيات آيين‌نامه جديد كار ساعتي دانشجويي دانشگاههاي علوم پزشكي كشور را تشريح كرد.

بر اساس سیاست گذاری های وزارت خانه مذکور آشنايي دانشجويان با امور آموزشي و پژوهشي، كسب تجربه و مشاركت اجتماعي، پر كردن اوقات فراغت و كمك به امر معيشت آنها و استفاده از نيرو‌هاي جوان و علاقمند جهت كمك به امور جنبي آموزشي، فرهنگي و پژوهشي  از اهداف اين آيين‌نامه  می باشد.

 

دبير شوراي فرهنگي وزارت بهداشت با بيان اينكه گزينش دانشجويان براي انجام كار ساعتي توسط كميته‌اي متشكل از معاون آموزشي، فرهنگي، دانشجويي يا نمايندگان آنها و رييس مركز متقاضي و دفتر مركزي حراست يا نماينده آن دفتر انجام مي‌شود، اظهار كرد: دانشجويان رزمنده (بيش از شش ماه حضور در جبهه‌)، ايثارگر، جانباز، متاهل، كم درآمد و دانشجويان معرفي شده از سوي مركز مشاوره و ممتاز در اولويت هستند.

 

وي با تاكيد بر اينكه بكارگيري دانشجويان در امور آموزشي ـ اداري و دفتري ممنوع است، خاطرنشان كرد: حق الزحمه دانشجويان با توجه به اعتبارات دانشگاه تعيين و پرداخت مي‌شود.

 

به گفته مسجدي، حق‌الزحمه ساعتي دانشجو نبايد از 30 درصد هر ساعت اضافه كار يك شاغل رسمي‌ در پست هم تراز كمتر و از سقف 50 درصد بيشتر شود.

 

وي همچنين گفت: تفاوت حق الزحمه دانشجويان دوره كارداني، كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا توسط كميته آيين‌نامه با رعايت سقف تعيين شده مشخص مي‌شود.

 

دبير شوراي فرهنگي وزارت بهداشت با بيان اينكه مدت زمان بكارگيري هر دانشجو حداكثر 100 ساعت در هر ماه است، تاكيد كرد: هرگونه مصوبه كميته قبل از اجرا از نظر تامين اعتبار بايد به تاييد مديركل امور مالي دانشگاه و موسسه برسد.

 

وي در ادامه افزود: دانشگاه‌ها و موسسات علوم پزشكي مي‌توانند دانشجوياني را به كارگيرند كه بيش از 50 درصد واحد‌هاي درسي و دوره‌هاي اشتغال به تحصيل خود را طي كرده باشند.

 

مسجدي با تاكيد بر اينكه پرداخت حق الزحمه از محل درآمد‌هاي اختصاصي خارج از شمول و اعتبارات هزينه‌اي به صلاح‌ديد رييس دستگاه بلامانع است، تصريح كرد: در صورتي كه هر يك از دانشجويان مشمول اين آيين‌نامه دچار افت تحصيلي شده و معدل ترم تحصيلي زمان كار وي كمتر از 12 شود، از ادامه فعاليت او جلوگيري مي‌شود.

 

وي در ادامه معاون فرهنگي ـ دانشجويي دانشگاهها را ناظر بر نحوه عملكرد دانشجويان دانست و افزود: تاثير اين آيين‌نامه در پر كردن اوقات فراغت و كاهش استرسهاي مالي ـ روحي و رواني بسيار است.

 

دبير شوراي فرهنگي وزارت بهداشت در ادامه معاون آموزشي و پژوهشي دانشگاه را ناظر بر كيفيت فعاليت و خدمات ارائه شده توسط آن‌ها برشمرد و گفت: هر شش ماه يك بار گزارشي از عملكرد‌ها توسط معاونان فرهنگي ـ دانشجويي و آموزشي ـ پژوهشي به رياست دانشگاه جهت انعكاس به وزارت متبوع تهيه و ارائه مي‌شود.

 

مسجدي در خاتمه با تاكيد بر اينكه حق الزحمه دانشجويان مشمول اين آيين نامه پس از وصول گزارش تعداد ساعات و انجام كار از واحد مربوطه در پايان هر ماه قابل پرداخت است، خاطرنشان كرد: در صورت اعلام عدم نياز به دانشجويان يا عدم رضايت از كار آنها، به ادامه فعاليت آن‌ها توسط رييس مركز متقاضي خاتمه داده مي‌شود.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 14:22  توسط سارا محقق  | 

دانشجو مغز متفکر جامعه است

داستان دانشجویی

سيدسعيد هاشمي : وقتی گفتم ترم اولی هستم و برای خوابگاه اومدم مدير خوابگاه كلى از  کیفیت و امکانات خوابگاه تعريف كرد  اما گفت متاسفانه اين خوابگاه پر شده!
 گفتم: يعنى چه پر شده؟ 
ببخشيد! منظورتان اين نيست كه ما بايد در پياده‏رو بخوابيم؟
لبش را گاز گرفت و گفت: استغفر اللَّه! دانشجو مغز متفكر مملكت است. ما براى شما ساختمان جداگانه‏اى يا در نظر گرفته‏ايم؛ البته اين ساختمان، خوابگاه نيست؛ ولى ما آن را به صورت خوابگاه در آورده‏ايم تا شما با خيال راحت در آن زندگى كنيد و درس بخوانيد؛ جاى بدى هم نيست؛ فقط نسبت به اين جا كمى قديمى‏تر است. برق از چشممان پريد. در دلم
گفتم: خدا به دادمان برسد؛ ولى چاره‏اى نبود.
***
يك ساختمان قديمى كه چهار تا اتاق داشت و قرار شد در هر اتاق هشت نفر به طرز بسيار برادرانه بخوابند. ما بدون اين كه از حوادث آينده اطلاعى داشته باشيم، ناچار شديم همان جا اتراق كنيم.
روز اول
يكى از بچه‏ها: آى... دستم.
- چى شد؟
- كى موشش را انداخته توى ساك من؟ دستم را گاز گرفت.
شب اول
- آهاى! نصفه شبى چرا پاچه شلوارم را مى‏كشى؟
- ببخشيد! زير شلوارى‏ات رنگ متكاى من است؛ مى‏خواستم بكشم بگذارم زير سرم.
شب دوم
- واى... سوسك!
- بى خود داد نزن بابا! فقط يك سوسك بود كه آن را هم كشتيم.
- نه بابا، منظورم آن سوسك مرده نيست؛ منظور من فك و فاميلهاى اونه كه دسته دسته دارند مى‏آيند تشييع جنازه‏اش!
روز سوم
- كى كمربندش را گم كرده؟ من توى ساكم يك كمربند غريبه پيدا كردم.
- كمربند نيست بابا! كباب كوبيده‏اى است كه امروز از سلف گرفته بوديم؛ ولى خورده نشد.
شب سوم
- واى... به دادم برسيد؛ فكر مى‏كنم يك هزار پا رفته توى لباس‏هايم.
- تكان نخور! الان با اين دمپايى مى‏كوبم توى كله‏اش.
- آخ... چه كار مى‏كنى؟ چشم هايت را باز كن؛ هزار پا توى آستينم است؛ آن كه تو مى‏زدى رويش، كِش شلوارم بود.
روز چهارم
- پسرم چرا زنگ نمى‏زنى؟
- مامان! از آن روزى كه آمده‏ام تا حالا توى صف بودم؛ امروز نوبتم رسيده.
- خب، حالا مى‏خواهى چه كار كنى؟
- هيچى، تصميم گرفتم برايت نامه بنويسيم؛ اين طورى زودتر از حال هم با خبر مى‏شويم.
.............

...........
روز دهم :

 نگذاشتم به روز دهم برسد و عطاى دانشگاه در شهرستان را به لقايش بخشيدم و انصراف دادم. وقتى رفتم پيش مدير خوابگاه، گفت: حالا مى‏خواهى چه كار كنى؟
گفتم: هيچى، مى‏روم شهر خودمان؛ سال بعد دوباره امتحان مى‏دهم؛ بلكه در شهر خودمان قبول شوم و نيازى به خوابگاه نداشته باشم.
- خب پس تخت شما در آن خوابگاه خالى مى‏شود؟
- بله!
- پس من به جاى شما دو نفر ديگر را به آن خوابگاه مى‏فرستم.
- چرا دو نفر؛ من كه يك نفرم؟
- بله، اما اين طور كه از اوضاع آن ساختمان تعريف مى‏كنى، امكان دارد تا چند روز ديگر يكى ديگر از دانشجوها انصراف بدهد و برود و من از همين الان دو دانشجو به آن خوابگاه مى‏فرستم كه وقتى در آينده يك تخت ديگر خالى شد، اين دانشجوهاى جديد الكى دنبال كارهاى ادارى خوابگاه نباشند و وقتشان گرفته نشود. آخر مى‏دانى دانشجو مغز متفكر اين مملكت است و براى ما ارزش دارد؛ ما بايد به دانشجو ارج بنهيم... .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 10:39  توسط سارا محقق  | 

گفتم مى‏خواهم درس بدهم

معمول بود كه براى دانشجويان دكترى، در ترم دوم تحصيلشان، تدريس مى‏گذاشتند. آن روز هم روز اول تدريس من بود.
در همان حال و هواى دانشجويى، بدون آن كه بخواهم ژست استادى بگيرم و لباس استاد مآبانه بپوشم، با كيف زوار در رفته خود به كلاس رفتم. هنوز دو سه نفرى بيش‏تر نيامده بودند. كيف را باز كرده، كتابى درآوردم و مشغول مطالعه شدم.
كمى بعد، از سروصدا و شوخى‏هاى هنجار و ناهنجار دانشجويان، فهميدم كلاس تقريباً تكميل شده است. كيفم را برداشتم و پشت تريبون قرار گرفتم. اما انگار نه انگار هيچ كس به من توجهى نداشت. چند تقه به تريبون زدم.
دانشجويان به قيافه من كه  - بزنم به تخته - در آن زمان هنوز جوان مانده و كم‏تر از سن و سالم نشان مى‏داد، نگاه كردند و تا چند لحظه سخن نگفتند. اما پس از آن، يكى از دانشجويان كه بفهمى نفهمى  چاق بود و صورت تپل مپلى داشت، با صداى زمخت خود گفت: «آهاى پسر، فرمايش!»
من كه تا آن زمان دانشجويى به آن چاقى نديده بودم، كمى جا خوردم و با لكنت
گفتم:  مى‏خواهم درس بدهم.
اين جا بود كه شليك خنده كلاس را منفجر كرد. عده‏اى شروع به تحسين مى‏كردند كه: «خيلى باحالى، شوخى بامزه‏اى بود.»
من كه كمى اعتماد به نفس پيدا كرده بودم، با صداى محكم‏ترى
گفتم: «دوستان عزيز! من استاد اين درس...»
هنوز جمله‏ام تمام نشده بود كه بار ديگر خنده كلاس را فراگرفت.
دانشجويان در حال خنده مرتب به هم مى‏گفتند: «بچه‏ها مى‏گه من استادم». آخه استاد با اين قيافه و كت و شلوار باستانى و كيف سلمانى؟!
اما من سماجت كرده، بار ديگر تكرار كردم: «من استادم».
اين بار خنده‏ها كم‏تر و پرخاش‏ها بيش‏تر شد. يكى مى‏گفت: شوخى نكن. ديگرى مى‏گفت: حال ما را گرفتى، بس است. سومى مى‏گفت: بله، استادى؛ اما استاد سلمانى. چهارمى فرياد زد: بابا اين قدر مزه نپران. پنجمى گفت: اگر تو استادى، پس من پروفسورم. در اين ميان، آن دانشجوى چاق از آخر كلاس كه به لُژْ معروف بود و محل اسقرار خواب آلوده‏ها و شيطنت بازها و خاله زنك‏ها شمرده مى‏شد، از جا بلند شد و در حالى كه سمت من مى‏آمد، با صدايى آمرانه گفت: آهاى پسر، بيا بشين سرجات!
من از شنيدن صداى گام‏هاى محكم او جاخوردم و با خود
گفتم : الآن كه مى‏آيد و با سيلى و اردنگى از كلاس بيرونم مى‏اندازد.
اما در همين حال صداى يكى ديگر از دانشجويان به فريادم رسيد. او گفت: اگر استادى، پس درست را بده. با اين پيشنهاد، دانشجوى چاق سرجاى خود در وسط كلاس ميخكوب شد. من از فرصت استفاده كرده. ماژيك برداشتم و درس را آغاز كردم. چنان حرارت و هيجان داشتم كه تا نيم ساعت بعد متوجه نشدم همه دانشجويان دهانشان از تعجب باز مانده و آن دانشجوى چاق همچنان در وسط كلاس ايستاده است، در اين هنگام، توجهم به او جلب شد. ديدم گونه‏هايش مانند لبو قرمز شده، عرق از سرورويش مى‏ريزد. دلم به حالش سوخت.
گفتم: عزيزم، برو سرجايت بنشين.
او كه انگار تازه به هوش آمده بود، يكه خورد و در حالى كه سر به زير افكنده بود، به صندلى‏اش بازگشت.
در پايان كلاس، دانشجويان دورم را گرفته و هر كدام با زبانى معذرت خواهى مى‏كردند. در همان هنگام، مى‏شنيدم كه يكى آهسته مى‏گفت: خوب شد فحش و ناسزا نداديم. ديگرى مى‏گفت: من را بگو كه مى‏خواستم اين استاد لاغر مردنى را بزنم.

در پايان ترم، دانشجويان آن كلاس به بهترين دوستان من تبديل شدند.
تنها كسى كه در پايان ترم از درس من نمره 20 گرفت، همان دانشجوى چاق بود؛ بدون آن كه در نمره دادن ذره‏اى ملاحظه هيكلش رابكنم. اين را هم بگويم كه براى ترم بعدى يك دست كت و شلوار نو و يك كيف شيك تهيه كردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 10:19  توسط سارا محقق  | 

روز و شب، فكر ژتون، پول ژتون‏

شاممان تركيبى از سنگ و بتون‏

از قضا ناهار را گِل مى‏دهند

شام را زهر هلاهل مى‏دهند

مرغ مى‏گيريم سرد و خونى است‏

سنگ ريزه، توى ماكارونى است‏

آن چه هم در قالب ناهارهاست‏

آخرين فرمول، زهر مارهاست‏

فى المثل ناهارتان همبرگر است‏

چون كه مى‏گيرى، جهنم برگر است‏

غير همبر پاره وقتى كالباس‏

لا به لايش، سوزن و ميخ و لباس‏

البته وقتى شكم خالى شود

شك كنم اين حرف‏ها حالى شود

گر خورى يك بار از آن سبزى پلو

دفعه بعدى نمى‏آيى جلو

سوپشان آن قدرها هم سوپ نيست‏

واى اين جا هيچ چيزى توپ نيست‏

صبحدم پا مى‏شوى، صبحانه نيست‏

هيچ زهر الكوفتى در خانه نيست‏

خانه هم نه، خوابگاهى ريخته‏

سقف و ديوارى ز هم بگسيخته‏

مى‏نويسم همچنان از خوابگاه‏

خانه‏اى هم معنى سردابگاه‏

گر بيايد لرزشى نيم ريشتر

خوابگاه ما شود پرتابگاه‏

شب به لطف هر اتاقى نه نفر

كنج و سقف و كف شود جورابگاه‏

 

محمود طيب، بهبهان‏

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 10:8  توسط سارا محقق  | 

پایان نامه هایی برای بایگانی

یک هفته پیش در حالیکه چهار - پنج نسخه از پایان نامه ام  را زیر بغلم گرفته بودم  برای  تسویه حساب  نهایی  راهی دانشگاه  محل تحصیل دوران کارشناسی ارشدم شدم  .  به گروه ، استاد مشاور ، استاد راهنما و کتابخانه دانشگاه هر کدام بااید یک نسخه از پایان نامه ام را  تحویل می دادم  که دادم و پایان نامه منم مثل اونایی که تا حالا فارغ التحصیل شدند به بایگانی پیوست . طی این دو سه روزه وقتی پایان نامه های بچه ها ی مختلف رو در کتابخانه، دفتر گروه و اتاق استادان  نگاه میکنم میبینم موضوعات خیلی جالبی کار کرند . مثلا طب سنتی در زرتشت ، بررسی روند مد از زمان پهلوی تا حالا ، بررسی بلوغ در دو منطقه پایین و بالا شهر، بررسی حزن و شادی در موسیقی بختیاری  و موضوعات بسیار جالب دیگری که الان خاطرم نیست . ولی خیلی دوست داشتم که می توانستم به این پایان نامه ها دسترسی داشتم و بعضی از اونها رو می توانستم  سر فرصت بخوانم.مخصوصا اینکه چون اکثرا در زمان حال بررسی شدند و فعلا آمار های دقیقی دارند و تا چند وقت دیگر این آمارها هم غیر دقیق  و مشمول مرور زمان خواهند شد.... البته باید به استاد راهنما و مشاور هم توجه کرد . بعضی از استادهای راهنما واقعا به دانشجو کمک میکنند و کار عالی ثبت میکنند . اما هیچ کس به جز اساتید به این پایان نامه ها دسترسی نداره . مگر اینکه در کتابخانه دانشگاه از پایان نامه استفاده کنی ؟؟ به هیچ عنوان حق خروج این پایان نامه هارو از کتابخانه نداری ؟؟؟

این چند روز همش به این موضوع فکر می کنم  که  واقعا ارزش علمی این پایان نامه ها چی میشه ؟؟ آیا واقعا همه دانشجوها وقت دارند که توی کتابخانه بشینند و اونهارو مطالعه کنند . آیا یک پایانامه ای که حدا قل یکسال دانشجو و استاد برایش زحمت کشیده اند باید گوشه اتاق گروه یا کتابخانه دانشکده خاک بخورد.. همین؟

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 14:12  توسط سارا محقق  | 

غذاتو بخور حرف نزن

دانشجو مى‏رود سر كلاس. استاد مى‏آيد. استاد عصبانى است. استاد خسته است. استاد فرياد مى‏زند و اَخم مى‏كند. دانشجو خسته‏تر با روحيه پرسش‏گر اعتراض مى‏كند. استاد مى‏گويد: جاى اعتراض نيست.
دانشجوى خسته با زحمت زياد چندين صفحه را تايپ مى‏كند و به سراغ مسئول كامپيوتر مى‏رود و مى‏خواهد پرينت بگيرد؛ ولى مى‏گويد: شرمنده فقط مقالات كامپيوتر را پرينت مى‏گيريم.
دانشجو دندانش مى‏شكند، چى بود؟ يك سنگ ريگ در عدس پلو (ساچمه پلو)، دانشجو اعتراض مى‏كند: آشپز مى‏گويد: از دستم در رفت، چه كار دارى؟ غذاتو بخور.


+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 13:53  توسط سارا محقق  | 

غذاتو بخور حرف نزن

دانشجو مى‏رود سر كلاس. استاد مى‏آيد. استاد عصبانى است. استاد خسته است. استاد فرياد مى‏زند و اَخم مى‏كند. دانشجو خسته‏تر با روحيه پرسش‏گر اعتراض مى‏كند. استاد مى‏گويد: جاى اعتراض نيست.
دانشجوى خسته با زحمت زياد چندين صفحه را تايپ مى‏كند و به سراغ مسئول كامپيوتر مى‏رود و مى‏خواهد پرينت بگيرد؛ ولى مى‏گويد: شرمنده فقط مقالات كامپيوتر را پرينت مى‏گيريم.
دانشجو دندانش مى‏شكند، چى بود؟ يك سنگ ريگ در عدس پلو (ساچمه پلو)، دانشجو اعتراض مى‏كند: آشپز مى‏گويد: از دستم در رفت، چه كار دارى؟ غذاتو بخور.


+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 13:51  توسط سارا محقق  | 

دانشگاهی که می گویند ....

روح‏الله حامدى
دانشگاه جاى خوبى است؛ اگر بخواهم درست‏تر حرف بزنم، بايد بگويم جاى بدى نيست؛ خوبى‏ها و بدى‏هاى خودش را دارد. بعضى‏ها كه قبل از شما آمده‏اند تا تويش درس بخوانند، خيلى به‏شان خوش گذشته و به نظر خودشان (و معمولاً به نظر بقيه)، چند سالى كه اين جا بوده‏اند، موفق بوده‏اند. بعضى‏ها هم اصلاً از دانشگاه خاطره خوبى ندارند و دوره دانشجويى‏شان پر از اتفاق‏هاى ناخوشايند است.
شما هم كه به اين جا پا گذاشته‏ايد، مى‏خواهم به‏تان بگويم كه اين كه شما آخر كار چه حسى پيدا مى‏كنيد، كاملاً به خودتان وابسته است. لابد فكر مى‏كنيد كه مى‏خواهم از درس خواندن حرف بزنم و بگويم كه بچه‏ها بهتر است درس بخوانيد تا خوشبخت بشويد... اما بهتر است صبر كنيد تا خودم بگويم؛ دانشگاه نمونه‏اى واقعى از اتفاق‏هايى است كه ممكن است در زندگى‏تان بارها تكرار شوند. باور كنيد! شما ديگر بزرگ شده‏ايد؛ خيلى بزرگ. اين را بزرگ‏ترها دائما به ما مى‏گويند تا لابد يادمان نرود؛ وقتى دبستان تمام مى‏شود و نوبت به دوره راهنمايى مى‏رسد، وقتى تازه مى‏رويم دبيرستان، موقع درس خواندن براى كنكور، وقت انتخاب رشته... ما دائما داريم بزرگ مى‏شويم.
همه اين بزرگ شدن‏ها، شكل كوچكى از بزرگ شدنى است كه بايد در دانشگاه تجربه كرد. وقتى مى‏آييد دانشگاه، خيلى از برنامه‏هايى كه در زندگى‏تان شكل روتين و خودكار داشت، به عهده خودتان مى‏افتد.
دانشگاه زنگ ورزش ندارد؛ ساعت‏هاى درسى، برعكس مدرسه زياد نيست و مجبور نيستيد خيلى دانشگاه بمانيد. پس اگر خودتان به فكر آشنا شدن و رفاقت با ديگران نباشيد، تنها مى‏مانيد! اگر تنها ماندن زياد خوشايند نيست، بايد دنبال اين باشيد كه با بقيه آشنا بشويد و با آنها وقت بگذرانيد.
يك چيز ديگر هم هست؛ دانشگاه جايى است كه مسير زندگى را مشخص مى‏كند. آدم خيلى از تصميم‏هاى بزرگ زندگى را در همان دوران دانشجويى مى‏گيرد؛ مثل اين كه ادامه تحصيل دهد يا ترجيح دهد كه بعد از ليسانس، فقط كار كند؛ اين كه كى مى‏خواهد ازدواج كند و براى اين كار، دنبال چه جور آدمى است؛ اين كه مى‏خواهد ايران بماند يا به خارج از كشور برود و ... .
خلاصه همه اينها نشان مى‏دهد كه زندگى دانشجويى، يك تكه مهم از زندگى‏تان است. بهترين كارى كه مى‏توانيد بكنيد اين است كه مردانه سراغش برويد و بدترين كار، احتمالاً اين كه بى‏خيال باشيد و از تصميم‏گيرى‏هاى مهم فرار كنيد.
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 13:50  توسط سارا محقق  | 

 

یک قرار ساده ازدواج دانشجویی

 

دانشجوی هم رشته ایم اما در یه دانشگاه دیگه است ، توی یک همایش علمی مرتبط با رشته که چند ماه پیش برگزار شد با هم آشنا شدیم .بعد از آشنایی اولیه و مدتی که با هم صحبت کردیم قرار شد دوباره همو ببینیم و این بار جدی تر درباره ازدواج با هم صحبت کنیم و قرار مدار های نهایی رو بگذاریم. یادمه با توجه به شرایط روحی که داشتم اصلا آمادگی ازدواجو نداشتم. چند سال بود که داشتم فرار می کردم. سه شنبه ششم دی با اینکه شب قبلش 2 نیمه شب خوابیده بودم ، از استرس ساعت 5.5 صبح از خواب بیدار شدم . هنوزم نمیدونستم که کار درستی انجام میدم یا نه ؟ قرار بود صبح زود حرکت کنه و تا ساعت 12 اینجا باشه . منم از صبح تا ساعت 12 کلاس داشتم . نگاه کردم به ساعت ... ساعت 5.5 صبحه . نیم ساعتی توی رختخواب جابجا شدم . خوابم نبرد . کامپیوترو روشن کردم تو اینترنت هم خبری نبود . وبلاگهای بچه هارو دوباره خوندم . وبلاگ خودمو از اول تا آخرش خوندم  و... ساعت 8 از خونه زدم بیرون . با خودم گفتم هی دختر! یعنی کار درستی انجام می دی ؟ با خودم گفتم نهایتا میگی نه ؟ دوباره گفتم این همه راهو میاد که تو بهش بگی نه ؟ گفتم خوب خودش گفت می خواد بیاد منو ببینه تا اگر با هم به تفاهم رسیدیم با خونوادش برای قرار مدار خواستگاری رسمی و ازدواج صحبت کنه . با خودم گفتم همه چیزو به خدا، به همون کسی که همیشه هواتو داشته و تو وجودشو احساس میکنی بسپار. هر چی تا حالا پیش اومده خیر بوده .انشالله اینم خیره.اصلا نفهمیدم چطوری دانشگاه رسیدم . دلم داشت شور میزد . سعی کردم به ساعتم نگاه نکنم . دلم شور میزد . اومدم سر کلاس بچه ها نشسته بودن . تو این کلاسمون تنها خانم کلاس من بودم . اومدم پیش یکی از بچه ها نشستم . استاد نیومده ؟  نه هنوز . اومدم بیرون حوصله صحبتهای بچه هارو نداشتم . فقط دلم میخواست زمان بگذره . ... زنگ زدم به موبایلش ، خاموش بود . اومدم پایین بچه ها بریم امروز تعطیله ؟؟ حالا تا 12 چکار کنم  اونم با این دلشوره ؟؟! زنگ زدم بهش . .. قولت یادت نره . من خیلی نگرانم . نه بیشتر از 120 نمی آم .. من کلاسم تشکیل نشد . زنگ زدم به سارا ، سلام سارا مهمون میخوای یا نه .. من نهار نمی مونم اما می خوام بیام بهت سر بزنم .. گفت قدمت سر چشم .... طبق معمول سارا با قیافه خندان ظاهر شد و.. هی نگام کرد گفت چه خبر؟ گفتم میگم وایسا ... گفت خوب جون بکن . دارم می میرم از دلشوره ؟؟ گفتم قراره امروز یکی رو ببینم . تا ببینم قسمت چی باشه . گفت من می گم چشای این  دختره امروز برق میزنه ؟! کلی بالا پایین پرید . آخ جون عروسی  عروسی .. گفتم بی خیال . هنوز هیچ خبری نیست . فقط قراره همو ببینیم . ساعت 11.45 بود که زنگ زد . من رسیدم کجا برم .  آدرس یه رستورانو دادم که اونجا بره . منم سریع آژانس گرفتم . قلبم داشت از دهنم بیرون میزد . پول آژانسو که حساب کردم ، دیدمش تو ماشین منتظرم بود . ماشینشو پارک کردو رفتیم رستوران . بعد از چند هفته  همو بیشتر  شناختیم . خونواده هامون را هم در جریان گذاشتیم . اما من هنوز تردید دارم . بعضی وقتها میگم این همونی است که من می خواهم   و بعضی وقتها میگم زود قضاوت نکن . اما چیزی که جالبه اینه که خیلی حالتهای روحی یکسانی داریم . من هنوز هم تردید دارم نمی خوام حماقت کنم -  خوبیش اینه که زمان کافی دارم -... بهم فرصت داده تا هر وقت که می خوام جواب بدم . خوشبختانه این آمادگی رو داره که هر زمانی بگم بیاد جلو ... حتی فردا ... بعد از  جواب من نوبت تحقیقات خونواده هاس . تحقیقات خونواده اون و من ؟؟؟ نمیدونم برای شناخت چه مدت زمان لازمه  . اما تا به شناخت نرسم  ریسک  نمیکنم . هم به خاطر اون و هم به خاطر خودم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 13:46  توسط سارا محقق  | 

خواست، دَوید، رسید 

افسانه و اعظم هم‌بازی‌های دوران بچه‌گی‌ام بودند. افسانه همسنم بود و اعظم که به‌ش می‌گفتیم اعظم کوچیکه، چهار سال از ما کوچکتر بود. تابستان، هر‌روز ساعت 5 برای بازی کردن به کوچه می‌رفتیم. یک روز طبق معمول به کوچه رفتم و تا ساعت 6 منتظرشان ماندم، نیامدند. رفتم دم خانه‌شان و زنگشان را زدم. پدرشان در را باز کرد و با عصبانیت گفت «امروز نمی‌آیند» و در را محکم بست. آنچه از ظاهر پدرشان در ذهنم مانده، مردی بسیار عصبانی با زیر‌شلواریِ راه‌راه، پوستی تیره، موهایی چرب و گاه بین‌اش سفید. ..فردای آن روز، صبح زود، با صدای جیغ و فریادی که از بیرون خانه به گوش می‌رسید، بیدار شدم. تمام بدنم از ترس می‌لرزید. رفتم پشت پنجره، دیدم اعظم و برادرهایش گریه می‌کنند. همسایه‌ها جمع شده بودند. ماشین نیروی انتظامی آمد و بعد از چند دقیقه آمبولانس. مادرم برای اینکه من آن صحنه‌ها را نبینم، دست منو گرفت و برد توی اتاق ولی شهرام لحظه به لحظه به من خبر می‌داد. او گفت «اصغر‌آقا (پدر افسانه و اعظم) نیمه‌شب سرِ زنش را با چاقو بریده و افسانه را زخمی کرده». دلم برای اعظم کوچیکه و افسانه می‌سوخت. افسانه را به بیمارستان بردند و اصغر‌آقا را به زندان. اصغرها سالها پیش بعد از یک سری اتفاقات و بدبیاری های ناخواسته معتاد می‌شود. چند باری هم به زندان می‌افتد. آن روز وقتی از زنش برای خرید هروئین، پول خواسته، دعوایشان می‌شود و با چاقو رگ گردن زنش را می‌زند و افسانه که می‌خواسته جلوی او را بگیرد، زخمی ‌می‌شود. چند هفته بعد افسانه از بیمارستان مرخص شد. از آن به بعد، هیچ‌وقت ساعت 5 برای بازی به کوچه نیامد. افسانه در آن خانه، هم نقش پدر داشت هم مادر. اول مهر، افسانه و برادرش به‌جای رفتن به مدرسه، سرِکار رفتند. با دستمزد کمی که می‌گرفتند و با کمکهای همسایه‌ها زندگی‌شان را می‌گذراندند. فقط اعظم درس می‌خواند، چند باری دیدم‌اش از مدرسه که بر‌می‌گشت مثل مامان‌ها نان، سبزی و میوه خریده بود. یک روز در مورد آزادی پدرشان از مادرم سئوال کردم، گفت برای اینکه آزاد شود باید فرزند کوچک‌اش که آن زمان 4ساله بود به سن قانونی برسد و همه بچه‌ها رضایت دهند. ده یازده سالی گذشت. اصغر‌آقا آزاد شد. پیر شده بود. تمام موهایش سفید بود. دور چشمهایش کبود و گود‌افتاده بود. کمتر در محله دیده می‌شد. چند ماه بعد از آزادی‌اش، آن خانه، خانه که نه، آن زمین که فقط دو اتاق وسطش بود را فروخت و از آن محله رفتند. از آن روز هشت سالی می‌گذرد. دیروز، در خیابان، چشمم به پوستری که به درختی آویزان بود، افتاد. باورم نمی‌شد. عکس اعظم کوچیکه بود. بزرگ شده بود و زیبا. نفسم بند آمد. پایین عکس این جملات نوشته شده بود«کاندیدای سومین دوره شورای اسلامی شهر/ جوانی برای ملتی جوان/دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران».

برگرفته از وبلاگ:حرفهای يک پنجاه و چهاری

 harfhayehyek54ri.blogspot.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 15:33  توسط سارا محقق  | 

طالع بيني دانشجويي ويژه متقاضیان کارشناسی ارشد

 

 متولدين فروردين ماه: دختر يا پسر فرقي نمي كند، شما بايد بدانيد چون در ماه اول سال بدنيا آمده ايد و كنكور ارشد در ماه آخر سال (اسفند) برگزار ميشود، روز امتحان دير از خواب بيدار ميشويد، بعد در ترافيك گير ميكنيد واحتمالاً از كوچه كه رد ميشويد زني  که مشغول شستن جلوی حیاط خانه اش است با يك سطل آب  كف از شما استقبال خواهد كرد (به عبارتي بدرقه) از تمام اين مخاطرات كه بگذريد، جلوي حوزه ي امتحاني متوجه گم شدن كارت ورود به جلسه تان مي شويد بنابراين توصيه ميشود بيخود دنبال دردسر نرويد و از هرگونه تلاشي براي رسيدن به مقاطع بالاتر دانشگاهي خودداري كنيد.  

 

 

متولدین اردیبهشت :  تو اگر دختر باشي، اسمت يا نيره است يا حكميه و اگر پسر باشي اسمت يا هوخشتره است يا آريوبرزن متولدين اين ماه خيلي بي جنبه اند، آخر لزومي ندارد، به بقالي سر كوچه تان پز بدهي كه بعد از يازده سال  فوق قبول شده اي، خبر قبولي را احتمالاً در مراسم  خاكسپاري يكي از بستگان مي شنوي و چنان قهقهه اي  ميزني كه گوركن با بيل و صاحب عزا با دسته بيل به دنبالتان خواهند دويد.

 

 

متولدين خردادماه: همانطور كه از اسم ماه تولدتان پيداست، دچار درس خواندن افراطي از نوع طالباني ميباشيد (همان خرخوان خودمان) دخترهاي خردادي يك روز قبل از كنكور ارشد برايشان خواستگاري پيدا ميشود ، پس بهتر است كه دنبال بختشان بروند و فرصت را به پسرهاي خردادي بدهند (كه براي پنجمين بار امتحان ميدهند).

 

 

متولدين تيرماه: يك خبر خوش به شما خواهد رسيد. لطفاً جنبه داشته باشيد، هيچ ربطي به كنكور ارشد ندارد چون هنوز دو سه ماهي تا امتحان باقي مانده، احتمالاً خبر دوقلو زاييدن گاو پدربزرگتان ميباشد يا تصويب طرح افزايش وامهاي دانشجويي. فعلاً بهتر است بي خيال فوق شويد. هروقت گاو پدربزرگتان  تخم دوزرده گذاشت، آنوقت در امتحان شركت كنيد. مطمئن باشيد قبول ميشويد.

 

 

متولدين مردادماه: داوطلب گرامي ستاره بخت شما در دسترس نميباشد. لطفاً جهت اطلاع بيشتر به آموزش مراجعه کنید.

 

 

متولدين شهريور:  اشتباه نكنم بايد رشته ي هنر باشيد دختر يا پسر خوبم هيچ گنجي بهتر از يك تيپ عجيب و غريب و هيچ عزتي بالاتر از اينكه موهايت را دم اسبي ببندي، وجود ندارد. ناصحم گفت:«كه جز تيپ چه هنر داشت هنر؟» گفتم: اي ناصح عاقل هنري بهتر از اين فوق به چه درد ميخورد؟!

 

متولدين مهرماه: متولدين مهرماه، يا پسرند يا دختر (البته يك سري موجودات ديگر را هم شامل ميشود، كه مد نظر ما نيستند)، دخترها بعد از گرفتن ليسانس در كارگاههاي قاليبافي مشغول به كار خواهند شد و پسرها اگر پشتكار داشته باشند، به شاطر خوبي تبديل ميشوند. بنابراين خانمها در رشته فرش و آقايان در رشته بسكتبال در امتحان فوق قبول خواهند شد.

 

 

متولدين آبان ماه: تو احتمالاً يا ترانه پانزده سال داري و يا سكينه شانزده سال و يا اصغر يازده سال، پس

توصيه ميشود كه هر وقت به سن قانوني رسيديد، برويد سراغ اين جور امتحانها، فعلاً شيرتان را بخوريد.

 

 

متولدين آذرماه:ای جونممم..... عجب اختربختي داريد آذريها! پسرهاي متولد آذر، روز امتحان عاشق ميشوند و شكل خانههاي سياه پاسخنامه بي شباهت به قلب (نيزه اش فراموش نشود) نخواهد بودالبته نیاز به درس

 خوندن ندارن چون اذریها خیلی با هوشن  واما خانمها شما در دانشگاه هوشنگ آباد سفلي در يك رشته نيمه پاره وقت شبانه با مدرك معادل، تحت نظر دانشگاه پيام نور قبول خواهيد شد. لابد توقع داريد تحويلتان هم بگيرند.

 

متولدين دي ماه: دوست عزيز متأسفانه طالعتان خيلي بد است. شما يا شش سال پشت كنكور ميمانيد يا هشت سال. اگر شش سال پشت كنكور مانديد كه حتماً دوسال ديگر هم خواهيد ماند و سال هشتم قبول ميشويد، ولي

 روز اعلام نتايج دچار عارضه قبلي (منظور همان قلبي است) خواهيد شد و جان به جان آفرين تسليم خواهيد كرد. با توجه به هزينه زياد كفن و دفن خواهشمنديم روي دست پدر و مادر خرج نيندازيد، ماه همين جوري

 شما را دكتر قبول داريم!!

 

 

متولدين بهمن ماه: متولدين اين ماه بايد قبل از اينكه صبح زود از خواب بيدار شوند، توي رختخواب نرمش سنگين انجام داده، بعد 35 دقيقه خميازه بكشند (كمتر از حد اعتياد) و مجدداً بخوابند. اين كار را تا شب قبل از امتحان به مدت شش ماه انجام دهيد تا روز امتحان بدون استرس، به سئوالات پاسخ دهيد. قبولي شما را آن هم با رتبه تك رقمي تضمين ميكنيم.

 

متولدين اسفند: عزيز دلم، اسفند، بدترين زمان ممكن براي به دنيا آمدن است، ـ آخه، عزيز من،ماه قحطي بود ـ چون امتحان كارشناسي ارشد در اين ماه برگزار ميشود. پسرهاي متولد اسفند، احتمالاً به واسطه ضعف در رياضت پس از چند ترم آب خنك خوردن در پژوهشكده ي ماهاني به همان مدرك ليسانس راضي ميشوند و دختر خانمها اگر كمتر سريالهاي بيمزه تلويزيون را نگاه كنند، قبولي ارشد جلوي پاي آنهاست، اگر نمي بينند به چشم پزشك مراجعه كننند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 15:20  توسط سارا محقق  | 

درد دل دانشجو

ازدواج دانشجویی و غول سربازی

 

یک دانشجوی عزب معذب : درنمازخانه دانشكده دانشگاه ما يک روزنامه ديواري راجع به ازدواج دانشجويي هر چند وقت یکبار نصب می شود. راستش  از چند روز پیش به سرم زد که بگيرم پاره پاره اش  كنم يا با ماژيك يه مطالبی خطاب به   آقايون ستاد ازدواج دانشجويي رویش بنویسم ف ولی بعدش به شیطان لعنت فرستادم و  بی خیال شدم. من یک پسر دانشجو هستم و درمورد دانشجو هایی مثل خودم خيلي حرف دارم . مثلا من  یک پسر دانشجوي 24 ساله كه يك سال از درسم مونده و از ادامه تحصیل  هم فعلا  منصرف شدم و بايد بروم تكليف 2 سال سربازيم را روشن كنم و به خاطر نداشتن كارت معافيت يا پايان خدمت لعنتي تكليف كارم مشخص نيست ، وضع مسكن و وام مسكن  هم که قربونش بروم !. آه هم دربساط ندارم  ، یکی بیاید به من توضیح بدهد  با این شرایط خانواده کدام دختر خانمی   به پیشنهاد ازدواج و خواستگاری من جواب مثبت می دهند؟ اولين سوال در هر مراسم خواستگاري و كلا اقوام و دوستان خانواده عروس راجع به شغل و درآمد پسر است، یک  دانشجوي بدبخت  مثل من چي  داره که به این خانواده  بگه ؟ آقايوني كه اينقدر جوانان را به ازدواج تشويق مي كنند ، آن هم از نوع از نوع دانشجويي  براي حل  مشكل من و امثال من چه راه حل پایدار و دور اندیشانه ای  دارند؟

من پیشنهاد می کنم اگر قرار است  ازدواج دانتشجویی  و کلا ازدواج جوانان  ترویج شود،  باید تمام دانشجويان و جوانان متاهلي كه شش ماه تا يك سال از تاريخ عقدشان گذشته  با شرط اعزام به سربازی در صورت جدایی و طلاق ( براي جلوگيري از سوء استفاده هاي احتمالي و ازدواج هاي صوري ) مشمول  معافيت كفالت شوند .

همچنین به جای استخدام بي رويه دخترها و خانم های جوانی که سرپرست خانوارهم نيستند در ادارات و نهادها در شرايط برابر اولويت استخدام را به پسرهاي جوان بدهند چون آنها هستند که در اصل باید برای تشکیل زندگی  قدم جلو بگذارند و مسئولیت زندگی مشترک را به دوش بکشند . درخواستگاري  هم از شغل داماد سوال مي كنند نه عروس .  پیشنهاد دیگه ای که دارم این است که وديعه هاي مسكن  را به شكل وام در اختيار زوج هاي جوان قرار بدهند و يك سري تسهيلات مسكن و ... ديگه هم در اختيارشان قرار دهند. اگه این گونه شرایط فراهم بشود  جوانهای دانشجو و غیر دانشجو  خودشان بلدند ازدواج كنند و لازم نيست كسي بهشون تذكر بده و ارشادشان کند.

اگرچه احکام و فرامین اسلامی به حد کمال برای سعادت دو دنیای انسانها برنامه دارند اما واقعا آیا  اين فرهنگ بين مردم ما جا افتاده  و به احکام و فرامین قرآن عمل می شود تا شرایط را به لحاظ اقتصادی و فرهنگی برای  ازدواج به موقع جوانان فراهم کنند؟

علیرغم همه تلاش های انجام شده هنوز  فرهنگ مهريه هاي سنگين و جهيزيه هاي آنچناني رو کسی و نهادی نتوانسته است  كمرنگ كند ؟ اصلا مشکل فقط فرهنگ سازی برای ازدواج در سنین جوانی و جزییاتی از قبیل مهریه  نیست و در همه این موارد باید از نظر ساز و کارهای قانونی فراگیر نیز وارد عمل شد. من به عنوان يك جوان دانشجو اگر كوچكترين روزنه اي برایم باز بود حتما براي ازدواج از راه سنتي و شرعي حداقل قدم اول  را بر می داشتم. چون در شرايطي  که  الان قرار دارم  هرروز كه بگذرد و وضعم همين باشد هم به قول احادیث و روایات  خانه من و جوانان عزبی مثل من در جهنم آبادتر مي شود و هم معلوم نيست در همين دنيا  از لحاظ روحي رواني وضعم به كجا مي كشد  ولي به خاطر مشكل سربازي ، مسکن و امنیت شغلی قدم از قدم نمي توانم بردارم . به خاطر تداشتن  يه تيكه كارت لعنتي پایان خدمت  دنبال هيچ كارمشخص و ثابتي نمي توانم بروم  و برمبناي احتمالات و شغل بخور و نمیر فعلی که هیچ اینده ای ندارد هم  نمی توانم قدم جلو بگذارم و به يه دختر و خانواده اش قول خوشبختی 120 ساله بدهم ( تازه اين در شرايطي است كه قيد ادامه تحصيل را هم علي رغم ميل باطني به خاطر حل شدن اين مانع زده ام  و اولویت های اولم را حل مشکل سربازی ، گیر آوردن شغل ونهایتا  ازدواج در نظر گرفته ام و پس از آن دنبال ادامه تحصیل خواهم رفت  )

راستش را بخواهید  به شخصه چه در شب قدر چه زماني كه زيارت امام  معصوم در مشهد مقدس  رفتم و سرهر نماز و حتي تو خيابون كه راه مي روم مکرر به خدای خودم  می گویم  كه اگه مي خواهي من همين جور بمانم حرفي نيست راضيم به مصلحت تو ولي  یا ديگه اين نگاههاي نه چندان جالب  را برایم گناه ننويس و به پاي مجردي و عدم تعهدم و باعث و بانی های وضع موجود من و جوانانی مثل من بنویس ویا شرایط را به گونه ای رقم بزن که من و همسالانی مثل من کمتر به گناه بیفتند ومشکلات سر راه اجرای  سنت رسول خدا را همانگونه که خودش خواسته است از سر راهمان بردار.....

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 14:50  توسط سارا محقق  | 

یک اتاق ۳۰ ساله و یک لشکر ۱۴نفره

وارد اتاق که می شوید به اولین چیزی که خیره خواهید شد ، یخچال داغونی است که احتمالا" از روزهای اول تا الان پا به پای دیوارهای ترک خورده و درب و داغون اتاق 30 و چند ساله خوابگاه  دوام آورده . هفت عدد تخت دو طبقه که دور اتاق چیده شده و هر کدوم ار بچه ها سرگرم کار خودشون . موکت  پاره پاره که یک تخته فرش تقریبا" خوب وسطش پهن شده . کمد های بسیار کوچک . اگر میخواهید متوجه شوید از کدام کمدهاست باید عرض کنم ،  از آنهایی که در رخکتن بیشتر سالن های ورزشی پیدا می شود  همان کمدهای فلزی خیلی کوچک. عکس ها و یادگاری هایی که برروی دیوارهایش نقش بسته آدم را یاد بازداشتگاه می اندازد . درب یخچال را که باز میکنید باید مواظب سلامت قلب خود باشید چرا که ممکن است  سکته کنید.  چرا که یخچال زنگ زده است به نحوی که میتوانید با دست  تکه های فلز را جدا کنید . سرمایش هم که در حد یک کُلمن است . حمام و آشپزخانه اش که غیر قابل وصف است . خودمانیم ، اگر 14 نفر توی یک اتاق با هم باشند چی میشه؟ اگه این 14 نفر هر کدوم بخوان سرعشق خودشون برن بیرون و برگردن داخل چه فاجعه ای رخ میده ؟ حالا حساب اینکه این چهارده نفر اخلاقاشون هر کدوم یه جور هست و این وسط سر همین اخلاق ها چه مشکلاتی پیش خواهد آمد به کنار .14 نفر رو با هم ببرید اردوی چند روزه و توی یک اتاق جاشون بدین با هم کلی گلاویز میشن چه برسه به این که حد اقل یک سال یا حد اکثر 4 سال قرار باشد علیرغم میل یا با میل باطنی  در کنار هم زندگی کنند. ....

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 12:4  توسط سارا محقق  | 

موجود بیگانه ای به نام دانشجو

 

جواد کارگزاری :  من که هستم؟ این پرسش می تواند سرآغاز بحث های فلسفی عمیقی درباره خودشناسی و جهان شناسی و موضوع هایی از این دست باشد. اما هدف این نوشتار طرح این موضوع ها نیست. بگذارید پاسخ پرسش مزبور آن طور که برای هدف این نوشتار مناسب است داده شود. من یک انسان هستم با دلبستگی ها، باورها و هزاران ویژگی دیگر که ممکن است یکتا و یگانه باشند. یکی از این هزاران چیز دیگر آن است که اکنون من آن طور که گفته می شود یک دانشجو هستم. اما این یعنی چه؟ دانشجو کیست؟ هر کس ممکن است تعریف خاص خود از دانشجو را داشته باشد و ممکن است این تعریفها در اساس و به طور کلی با هم همپوشانی داشته باشند. من به آن تعریف ها کاری ندارم. من می خواهم تعریف خودم از دانشجو را در این جا ارایه دهم. این تعریف نه یک تعریف منطقی، واژه شناختی، بلکه یک تعریف تجربی و برآمده از تجربه بیش از یک دهه دانشجو بودن است. به نظر من دانشجو موجود بیگانه ای است که در جایی به نام دانشگاه رفت و آمد می کند. این که چرا دانشجو به جایی مانند دانشگاه رفت و آمد دارد پرسشی است که هنوز پاسخ مناسب خود را دریافت نکرده است! اما یک نکته اساسی بی پرده و روشن است. دانشگاه جایی نیست که دانشجو باید در آنجا رفت و آمد کند. دانشگاه جایی نیست که هستی و بقای خود را وامدار دانشجو باشد. دانشگاه یک هویت خود- بنیاد است که به دلیل های گوناگون ناگزیر به مدارا و تحمل موجود بیگانه ای به نام دانشجو است. شاید به همین دلیل باشد که در دانشگاه از میان سه گروه استادها، کارمندها و دانشجوها بدترین برخوردها را گروه آخر دریافت می کنند. این برخوردها به ویژه از سوی کارمندها بیشتر است. البته حق با آنهاست. چرا که آنها ناگزیرند به دلیل حضور موجود بیگانه ای به نام دانشجو در حیات خلوت آنها، یعنی دانشگاه، بخش عمده ای از آزادی طبیعی خود را از دست بدهند!

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 11:59  توسط سارا محقق  | 

در حسرت آرزوی کودکی

 

4سال از زيبا ترين سال های عمرم یعنی  از3تا7 سالگی را در دانشگاه بودم و در  فضای دوست داشتنی یکی از بزرگترین دانشگاههای تهران و ایران  زندگی کردم .. قصد تبلیغ دانشگاه خاصی را ندارم اما  اون 4 سالی که  دانشگاه علم و صنعت البته نه در مقام دانشجو يا استاد، بلکه در مقام يك بچه ی دانشجو زندگی کردم ، رویایی ترین و بهترین روزهای زندگی ام بود. حدود 15 سال قبل زمانی كه پدرم دانشجوی  دانشگاه علم و صنعت بود درخوابگاه متاهلی این دانشگاه زندگی می کردم و آنجا مهد كودك می رفتم .  برای منی که مهد کودک  و خوابگاه این دانشگاه را در خاطرات کودکی ام حک شده داشتم،  نشستن روی نیمکت های دانشجویی این دانشگاه در سالهای بعد از همان سنین کودکی برایم به یک آرزو تبدیل شد.   ....شايد خنده دار به نظر برسد ،اما هيچ كسی نمي داند در دل آن بچه  15 سال پيش چی مي گذرد بچه ای كه تمام كودكيش دريك دانشگاه خلاصه مي شد در دوره دبیرستان تصمیم داشتم  حتی اگر نفر اول كنكورهم شدم به جای برق شريف ، صنايع  علم وصنعت راانتخاب کنم ، اما افسوس ... افسوس كه فقط آرزویش را داشتم و برای رسیدن به آرزویم تلاش کافی نکردم و از بد روزگار تا چشم باز كردم خودم  را به جای علم و صنعت  در دانشگاه آزاد ديديم  و برای همیشه  حسرت دانشکده صنایع  دانشگاه علم و صنعت توی دلم مانده است و اینکه یه روز بروم علم و صنعت  و روی صندلی های آن دانشگاه بشینم آرزوی دست نیافنیم تبدیل شده است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 11:55  توسط سارا محقق  | 

زنی که قربانی کشف خود شد

 

ماری اسکلودوسکا در سال 1867 در ورشو متولد شد. پدرش استاد رشته فیزیک بود.پس از مدتی به پاریس رفت و در زمان تحصیل با خواهرش دریک اتاق زیر شیروانی زندگی می کرد و هزینه او از نیم فرانک نیز کمتر بود.کمی بعد با یکی از استادان فیزیک جوان، و متفکر آشنا شد وپس از مدتی با هم ازدواج کردند وجه مشترک آنها این بود که هردو درباره مغناطیس مطالعه می کردند. آنها در جست وجوی عنصری با خاصیت های عجیبی بودند و عنصرهای مختلفی را نیز آزمایش کرده بودند.در سال 1896کشف ناگهانی فعالیت رادیواکتیو آنها را بسیار خوشحال کرد.آنها سعی داشتند با استفاده از تجهیزاتی که در اختیارداشتند و مورد تمسخر فیزیکدانهای برجسته آن زمان قرار می گرفت، ترکیبات رادیو اکتیو را جدا نمایند.آن دو پس از تلاش های بسیاردر نهایت ازیک تن پیچبلند مقدار اندکی نمک سفید را جدا کردند که از همین مقدار کم، پولونیوم را که بر اساس زادگاه ماری نامگذاری شد، کشف کردند.این کشف دنیای علم را تکان داد و از آن پس فیزیک ذره ای آغاز شداین اکتشاف در پزشکی نیز کاربردهای مختلفی را پیدا کرد، که از جمله آنها تاثیر درمان رادیوم بر سرطان است که به نام «درمان کوری»نیز معروف گردید.زوج کوری و بکوئرل موفق به دریافت جایزه نوبل سال 1903گردیدندو پیئر به عنوان رئیس کرسی فیزیک سوربن انتخاب گردید و پس از به عنوان یکی از اعضای آکادمی علوم فرانسه انتخاب شد ولی یک سال بعد یعنی در سال 1906هنگام عبور از خیابان با یک گاری اسبی تصادف کرد و در دم جان سپرد و سپس ماری به عنوان جانشین همسر در پست های وی برگزیده شد و اولین زنی بود که به مقام استادی دانشگاه سوربون نائل میگردید.او در سال 1911نیز به عنوان اولین برنده جایزه نوبل فیزیک و شیمی انتخاب شد.سرانجام وی در سال 1934 دربیمارستان آلپس فرانسه جان سپرد.  در واقع او قربانی عنصری شده بود که جاودانگی او را به ارمغان آورده بود

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 11:42  توسط سارا محقق  | 

من و قابلمه سحری و سگهای ولگرد

 

ترم اول بودیم و ماه مبارک رمضان از نیمه گذشته بود از اونجا که بچه های اتاق خیلی تنبل بودند من عملا شهردار مادام العمر اتاق بودم و ایام ماه مبارک همیشه صبح زود بیدار می شدم و از خوابگاه تا سلف دانشگاه می رفتم و سحری بچه ها را می گرفتم . خوابگاه ما خارج از محوطه دانشگاه و چند خیابون دور از سلف و دانشگاه بود. تو خیابونهای حد فاصل ساختمان سلف و خوابگاه دانشگاه اون موقع صبح از شدت سرما پرنده هم پر نمی زد فقط هر بار چند سگ ولگرد می دیدم  که با دیدن من فرار می کردن. یه روز صبح که قابلمه را می شستم که برم سحری بگیرم، رحیم یکی از بچه های هم اتاقی بیدار شد وخواست  باهام بیاد که تنها  نباشم.تو راه که میرفتیم  اون یه ریز حرف میزد واسه اینکه کمتر صداشو بشنوم کلاموتا نوک دماغ و پایین گوشهام کشیده بودم پایین.  خلاصه همین جور که داشتیم میرفتیم و اون هم وراجی میکرد یه دفعه متوجه شدم وراجی هاش قطع شده و حس کردم اصلا کنارم نیست.کلاه رو که بالا کشیدم دیدم آخر خیابون افتاده دنبال همون سگهای بدبخت و بهشون سنگ میزنه. تعدادشون   زیاد بود  ولی باز هم فرار میکردن .وقتی به رحیم رسیدم بهش اعتراض کردم  اونم گفت: "میخوام ببینم چرا سگ های این دوره زمونه اینقدر بی عرضه شدن ناسلامتی سگ هستنا !  به جای این که اونها بیفتن دنبال من، من دنبال اونام . حالا تو چرا ناراحتی تو که باید از خدات باشه  گربه ! " ( تو خوابگاه هرکی براساس اخلاقش به یه چیز مشهور بود ومن به مقام  عالی گربه مفتخر شده بودم !). فردای اون روز بازم تنهایی رفتم دنبال سحری تا مثلا رحیم سگهای زبون بسته رو اذیت نکنه .موقع رفتن سگهای توی مسیرم نبودند، سحری رو گرفتم  و راه افتادم سمت خوابگاه .  آخر خیابون که رسیدم سر و کله سگها که تعدادشون از همیشه بیشتر شده بود پیدا شده بود. منو که دیدن این بار فرار نکردن . خوشحال شدم چون همیشه  مثلا ادای این آدمای طبیعت دوست را در می آوردم و دوست داشتم با حیوونا رفیق باشم . همشون سرشونو بالا گرفتن وصداهای عجیبی از خودشون در می آوردن . هیچ از حالت نگاه کردنشون خوشم نمی اومد. کم کم حس کردم اوضاع خرابه و می خوان انتقام رحیم رو از من بگیرن . تو یه لحظه دیدم یه لشکر سگ به سرعت میان طرفم . حالا یه گربه بیچاره ! که من باشم تو اون خیابون تاریک که هیچ کس نبود به دادش برسه بایدچیکار میکرد!؟ هرچی نگاه کردم هیچ جای امنی پیدا نشد برای همین با نهایت سرعت پا به فرار گذاشتم ولی کم کم داشتن بهم می رسیدن وقتی دیدم فرار فایده نداره قابلمه غذا رو زمین انداختم و از یه تیر برق که خدا جلو راهم سبز کرد بالا رفتم . بعد از حدود نیم ساعتی با رفت و آمد چند ماشین و عابر سگها بی خیال شدند و رفتن دنبال کارشون ومن هم پایین اومدم ودست خالی رفتم خوابگاه.چند دقیقه ای به اذان مونده بود .دراتاق رو که باز کردم بچه ها رو دیدم که بی شرمانه هنوزهم خواب بودند . از صدای دربچه ها  بیدار شدن و رحیم با چشمای خواب آلود گفت پس کو سحری ؟ چی باید می گفتم بهش!

 

 

 

 

 

 

ترم سه … چه روزایی بود . همه دور هم بودیم می گفتیم ومی خندیدیم . من ، روزبه ومحمد تو یه اتاق تر وتمیز.همون روزا با یه رفیق باحال از دانشگاه آزاد آشنا شدیم .بانام " سعید " آدم عجیبی بود.اونقدرباهم صمیمی شده بودیم که یا ما 24 ساعته منزل اوون بودیم یا اون خوابگاه ما .آخراش دیدیم واقعا اتاقمون یکی رو کم داره…این بود که با هرقیمتی که ممکن بود رفتیم وسعید رو راضی کردیم که بیاد اتاق ما.خلاصه با هم اتاقی های قبلیش تسویه حساب کردیم وسعید روآووردیم کنارمون.کارمون شده بود خنده خنده وبازم خنده . بادرس ومشخ ! هم قهرکرده بودیم تاشب امتحان . یه کاغذ گنده چسبونده بودیم رودیواروسوتی های جورواجور مون روزیراسم هرکدوممون می نوشتیم .ناگفته نمونه سعید همیشه رکورد میزد . اینی که درادامه عرض می کنم یه نمونه کوچولوش بود .

چندروزی بود که سعید بدجوری به خودش می رسید.خوب هرکسی می تونه حدس بزنه چه خبر بوده ! هرچی هم می گفتیم به ما هم بگو کیه یا چیه !!! می گفت هیچ خبری نیست. این بود که با روزبه تصمیم گرفتیم تنبیهش کنیم تا دیگه چیزی رو از ما پنهون نکنه ( بیخودی نگید آخه به شما چه؟ ناسلامتی دوستمون بود اگه گیر یه ادم ناجور می افتاد چی ؟1 ) .

یه روز سراسیمه پیش ما اومد وگفت بچه ها جون عزیزتون تا 30 دقیقه دیگه منو به بهترین شکل ممکن تزیین ! کنید بعدا میگم قضیه چیه . ما هم دست به کار شدیم...خلاصه کاری کردیم که تو آینه هم خودشو نمی شناخت .فقط مونده بود موهای سرش که خیلی شلخته بود. عاجزانه نگاهی به من انداخت گفت کار خودته یه صفایی بده . گفتم بپر برو موهاتو خیس کن تا من ژل وکتیرا رو آماده کنم.سعید که رفت من با کمال بی شرمی رفتم و قوطی خالی ژل موی خودم رو پراز مایع دستشویی کردم وگذاشتم تو کمدم . وقتی اومد بهش گفتم ازتوکمدم ژل رو بیار . اونم مشتاقانه رفت وقوطی رو آورد بدون اینکه ذره ای شک کنه بعد هم با کلی دمت گرم وخیلی باحالی گفتنا می خواست ازم تشکر کنه.منم ناجوانمردانه مایع دستشویی که انصافا بی شباهت هم به ژل نبود رو به سر این بخت برگشته میزدم . ( به خدا من خیلی سنگدل نیستم ... آخه این نیم وجبی تا دیروز دوهفته به دو هفته می رفت حموم اما الان هرروز صبح صورتشو تیغ می کشید طوری که یکی نمی دونست فکر میکرد کمونیسته ! ) خلاصه سعیدرومثل یه دسته گل فرستادیم سر قرار. اون قوطی مثلا ژل رو هم دادم به خودش که بازم استفاده کنه . فکر کردم بالاخره یه روز متوجه میشه. خلاصه کلی از اون ماجراگذشت و سعید ما که حالا دیگه نام عاشق رو هم بدنبالش یدک می کشید دیگه زیاد دل ودماغ با ما پریدن رو نداشت . حدود یه ماه از این قضیه گذشت ومن جریان این مایع دستشویی وژل رو فراموش کرده بودم.یه روز که دوباره دورهم جمع بودیم سعید از ریزش ناگهانی موهاش شکایت داشت و با تعجب می گفت : بچه ها من حدود یه ماهه که متوجه یه قضیه شدم . شما هم بشنوید جالبه .آخه من این مدت هروقت میرم حمام همین که میرم زیر دوش ، بدون اینکه شامپو به سرم بزنم موهام کف می کنه عجیب ! خیلی حال میده نه ؟! آخه یه ماهه که پول شامپو نمیدم و پس انداز می کنم . . .

واون موقع فهمیدیم که هنوز از ژل مخصوص من استفاده میشه !!!همین قدر که شما الان از من متنفرشدین منم اون لحظه ازخودم بدم اومد وپشیمون ازبلایی که سر این عاشق ساده آوورده بودم !

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 11:41  توسط سارا محقق  | 

نگاهی به نظام آموزش دانشگاهی و شیوه های پذیرش دانشجوی خارجی در فرانسه

10 درصد دانشجویان غیر فرانسوی هستند

 

ابتکار: در ادامه بررسی نظام آموزشی و نحوه پذیرش دانشجوی داخلی و خارجی کشورهای مختلف این هفته به بررسی این موضوع در کشور فرانشه می پردازیم. کشور فرانسه با بیش از 170 هزار دانشجوی غیر فرانسوی ،یکی از اولین کشورهای میزبان دانشجوی خارجی دراروپا محسوب می شود واز چندین سال پیش گشایش بین المللی درهای دانشگاههای فرانسه به روی متقاضیان خارجی به یکی از محورهای اساسی سیاست آموزش عالی درفرانسه تبدیل شده است.  مدرک پایان آموزش متوسطه فرانسوی مدرک Baccalaureat است که دستیابی به آموزش عالی براساس آن آغاز واعتبار می یابد . این مدرک معادل مدرک دیپلم پیش دانشگاهی ، یعنی دیپلم پایان تحصیلات متوسطه ایران است. هر یک از  دوره های بلند مدت یا کوتاه مدت ، عمومی یا کاربردی ، حرفه ای یا پژوهشی تحصیل در دانشگاه یا درمدارس عالی ، دارای ویژگیهای خاص خود است. علیرغم تقاضای فراون برای تحصیل در دانشگاههای این کشور از سوی دانشجویان خارجی ، وزارت آموزش ملی فرانسه مقرراتی برای معادل سازي مدارک خارجی با مدارک فرانسوی ندارد و تنها مؤسسه آموزشی میزبان دانشجو دارای صلاحیت قبول پذیرش وتعریف سطح دوره مورد پذیرش ، بر اساس پرونده اکادامیک دانشجواست . شروع مراحل پذيرش و دريافت پرونده ثبت نامي هرساله از اواخر ژانويه و اوايل فوريه آغاز ميشود. ثبت نام در سال اول سیکل از دانشگاه ( DEUG ) ، حقوق وپزشکی (PCEM) منوط به رعایت وانجام پیش ثبت نام اجباری همراه شرکت در آزمون زبان فرانسه هستند. در فرانسه، بخش اعظم آموزش به زبان فرانسه است بنابراین آشنایی کامل به زبان فرانسه برای دانشجویان خارجی ضروری است. مدرک ليسانس در فرانسه ۳ ساله و مدرک فوق ليسانس هم يک تا دوساله اخذ مي شود .   

: با توجه به اينکه تمامي دانشگاههاي فرانسه از دانشجويان متقاضي از کشورهاي غير فرانسه زبان (حد اقل) مدرک DELF را طلب مي کنند ٬ براي کسب اين مدرک تسط بر زبان فرانسه لازم مي باشد.

 

مدارک تحصیلی  مورد نیاز

ترجمه مدارک تحصيلي تاييد شده : که شامل ديپلم٬ ليسانس ٬ ريز نمرات ليسانس و شناسنامه مي شود ٬ اصلي ترين مدارکي است که توسط دانشگاه در خواست مي شود و بايد به تاييد سفارت فرانسه در کشور مبدا برسند.

توصيه نامه اساتيد دوران تحصيل(Recommandation): يکي از مدارک در خواستي که مي تواند يک امتياز مثبت حساب آيد سفارش اساتيد سابق مي باشد که ترجيحا بايد دست نويس و به زبان فرانسه باشد. امکان پذیرش برای داوطلبان دیپلمه نیز از کالج ها فراهم است. البته هماهنگی قبلی با سفارت فرانسه درمورد اخذ ویزای تحصیلی برای این دسته از متقاضیان قبل از اعزام توصیه میگردد.

 

زندگی درفرانسه

هزينه زندگی در فرانسه برای يک دانشجو معادل 500 يورو در ماه می باشد و دانشجودر صورت دریافت پذیرش و شروع تحصیل اجازه کار توام با تحصيل دارد. اکثريت دانشگاههای فرانسه رايگان بوده و شخص متقاضی بايستی دوره کالج زبان فرانسه را بمدت يکسال بگذراند و پس از سپری شدن دوره يکساله زبان، دانشجو می بايستی در يک امتحان مهارت زبان فرانسه شرکت کرده و مهارت خود را برای ادامه تحصيل به زبان فرانسه به ثبوت برساند و يک امتحان ورودی در ارتباط با رشته اختصاصی مورد نظر متقاضی به عمل می آيد که با توجه به حد نصاب و نمره ای که شخص متقاضی بدست می آورد، دوره های پيش دانشگاهی بمدت 3 ماهه تا يکسال از طرف دانشگاه مربوطه پيش بينی می گردد تا متقاضی از لحاظ سطح معلومات هم تراز با سطح اول دانشگاه گردد. امتحان زبان فرانسه را يا در سفارت فرانسه (در محل اقامت متقاضی) و يا کشور فرانسه بايد گذراند.  البته در صورت داشتن مدرک DALF متقاضی از گذراندن امتحان زبان معاف می باشد.

 

دانشگاهها

 اولین دانشگاه اروپایی درفرانسه ودرپاریس در قرن دوازدهم میلادی بنیان گذاشته شده است. درحال حاضر، تعداد دانشگاههای دولتی فرانسه 90 دانشگاه است که در بیش از پانصد محل در سراسر کشور پراکنده اند . با این که دانشگاهها دارای استقلال وخود مختاری (خود گردانی) اداری مالی ، آموزشی وعلمی هستند، مدارک اعطا شده به دانش آموختگان در صورتی که مدارک ملی باشند، ازهر دانشگاهی که اخذ شوند ، دارای ارزش واحد هستند. دانشگاههای فرانسه هر ساله پذیرا ی بیش از یک و نیم میلیون دانشجو هستند که حدود 74% تعداد دانشجو یان شاغل به تحصیل در سطوح آموزش عالی را  شامل می شود. در این میان حدود ده درصد  دانشجویان از  ملیتهای مختلف  غیر فرانسوی هستند. دانشگاهها تمامی رشته ها شامل علوم وفناوری ، ادبیات ، زبانهای خارجی هنر ، علوم انسانی وعلوم اجتماعی ، حقوق ، مدیریت بهداشت ، ورزش را دارا هستند وآموزش را درتمامی سطوح از مدارک دوره های دوساله دانشگاهی ( فوق دیپلم ) تا پایان دوره دکترا ارائه می نمایند. دوره های آموشی دانشگاههای در سه سیکل پیاپی سازمان گرفته اند که در پایان آنها مدارک ملی در سه درجه اعطا می گردد : لیسانس ( سه سال) ، مستر ( Master ) دوسال ودکترا سه سال . .

 

مدارک دانشگاهی در فرانسه

1 – سیکل اول ( مدرک دیپلم + 2 سال تحصیل دانشگاهی )

بر اساس اطلاعاتی اعلام شده از سوی سفارت فرانسه پذیرش با مدرک دیپلم متوسطه فرانسوی ( Baccalaureat ) یا با مدرک پایان تحصیلات متوسط (دیپلم ایران + پیش دانشگاهی ) + آزمون آشنایی با زبان فرانسه برای پذیرش درسال اول دانشگاهی برای دانشجویان خارجی . ( داشتن مدرک DALF یا قبولی درامتحان سدوس ضروري ميباشد.

- مدرک مطالعات دانشگاهی عمومی (DEUG) دردوسال.

این دوره در 9 عنوان مربوط به 9 زمینه ارائه می شود: مدیریت اقتصادی واجتماعی واجتماعی ، حقوق ، اقتصادومدیریت ، علوم انسانی واجتماعی ، ادبیات وزبانهای خارجی ، علوم وفناوری ، هنر ، فعالیت جسمانی و ورزشی  .

 

- سیکل دوم ( مدرک دیپلم + 3 سال تحصیل دانشگاهی )

پذیرش با 2 سال تحصیلات عالی

-لیسانس عمومی در یک سال - با ادامه تحصیلات در تخصص مورد نظر ، این دوره ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس را ممکن می سازد. لیسانس حرفه ای دریک سال با 12 تا16 هفته کارورزی ، این دوره مکمل آموزش عمومی دانشجو دریک آموزش شغلی _حرفه ای است که در پیوند نزدیک با مؤسسات وبا هدف وروددانشجویان به محیط حرفه ای است.

-سیکل دوم ( مدرک دیپلم + 4 سال تحطیل دانشگاهی )

پذیرش با سه سال تحصیلات دانشگاهی فوق لیسانس دریک سال ،این دوره شامل ادامه تحصیل تخصص موردنظر برای دریافت یک مدرک ( Maitrise یاMaster1 ) با نگارش یک ساله ودفاع از آن در مقابل هیئت داوران است.

 

پذیرش با دوسال تحصیلات عالی :فوق لیسانس علوم وفنون (MST ) دردوسال ،-فوق لیسانس علوم مدیریتی (MSG ) دردوسال -فوق لیسانس روشهای انفورماتیک کاربردی در مدیریت مؤسسات (MIAGE ) دردویا سه سال (پذیرش در این دوره با یک سال تحصیل در دوره های عالی ممکن است) .برای دوره های فوق لیسانس علوم وفنون (MST) وفوق لیسانس علوم مدیریتی (MSG ) ، پذیرش دانشجو بر اساس پرونده های داوطلبی وآزمون ورودی با دقت انجام می شود. این دوره ها دارای اهداف شغلی می باشند.

پذیرش با یک سال تحصیلات عالی : دوره فوق لیسانس مؤسسات دانشگاهی حرفه ای درسه سال . این دوره ویژه مؤسسات دانشگاهی ومؤسسات حرفه ای است وآموزشهای نظری وحرفه ای را پیوند می دهد. یک دوره کارورزی شش ماهه در مؤسسه بعد از دریافت مدرک فوق لیسانس اجازه می دهد تا فارغ التحصیلان پس از شرکت در مصاحبه ای در یک کمیسیون ، عنوان استاد _ مهندس (TIM) را اخذ کنند. این دوره ها زمینه های صنعتی ، خدماتی ، عمران ، بانک ، مالی ، بیمه ، اطلاعات – ارتباطات ( 21 تخصص ) را در بر می گیرد.

 

<P class=MsoNormal dir=rtl style="MA
+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 11:36  توسط سارا محقق  |