امتحان IELTS در يك نگاه

IELTSيا International English Language Testing System يك امتحان زبان انگليسي است و از اعتباري بين المللي برخوردار مي باشد. اين امتحان معياري است جهت سنجش دانش زبان انگليسي اشخاصي كه مي خواهند در كشورهاي انگليسي زبان درس بخوانند، كار كنند و يا به آن كشورها مهاجرت نمايند.

امتحان IELTS با همكاري مشترك دانشگاه كمبريج، كنسولگري انگلستان و سازمان IDP استراليا برگزار مي شود. اين امتحان از بالاترين و معتبرترين استانداردهاي بين المللي جهت سنجش سطح زبان انگليسي داوطلبان پيروي مي كند و چهار توانائي Writing ،Reading ،Listening و Speaking را مورد ارزيابي قرار مي دهد.

بسياري از دانشگاهها در كشورهاي مختلفي همچون كانادا، انگلستان، استراليا، نيوزلند و آمريكا امتحان IELTS را به رسميت مي شناسند. همچنين جهت مهاجرت به كشورهاي كانادا، استراليا و نيوزلند، داشتن مدرك IELTS الزامي است. اين امتحان در بيش از 270 مركز امتحاني واقع در 110 كشور مختلف دنيا برگزار مي گردد.

شركت كنندگان در امتحان IELTS به طيف وسيعي از سوالات بسيار ساده تا بسيار مشكل پاسخ مي دهند. نمره هر بخش از امتحان بين صفر تا 9 مي باشد. نمره كلي امتحان با معدل گيري از نمره چهار بخش امتحان محاسبه مي گردد. در كارنامه IELTS، علاوه بر نمره كلي، نمره هر بخش بطور جداگانه ذكر مي شود.

هر دانشگاه براي پذيرش متقاضيان حداقل نمره اي را مشخص ميكند و اكثر آنها حداقل نمره كلي 6.5 را مي خواهند بطوريكه نمره هر بخش هم از 6 كمتر نباشد (البته اين قاعده كلي است و هر دانشگاه شرايط خاص خود را دارد).

در روز امتحان ابتدا به سوالات Listening سپس به سوالات Reading و بعد به سوالات Writing پاسخ خواهيد داد. تاريخ و ساعت برگزاري قسمت Speaking در روز امتحان به شركت كنندگان اعلام مي شود و معمولا امتحان Speaking از عصر روز امتحان شروع شده و بمدت 5 روز ادامه مي يابد. داوطلباني كه از شهرهاي ديگر به تهران مي آيند، براي امتحان Speaking در اولويت هستند و بايد در هنگام ثبت نام، اسم خود را در ليستي جداگانه به ثبت برسانند.

امتحان IELTS در دو نوع Academic و General Training برگزار ميشود. امتحان Academic مخصوص كساني است كه مي خواهند در يك دانشگاه انگليسي زبان ادامه تحصيل دهند در حاليكه امتحان General Training مخصوص كساني است كه مي خواهند به يك كشور انگليسي زبان مانند كانادا، استراليا و يا نيوزلند مهاجرت كنند.

همانطور كه گفته شد، در امتحان IELTS، توانائيهاي Writing ،Reading ،Listening و Speaking در چهار قسمت جداگانه سنجيده ميشوند. در حاليكه قسمتهاي Listening و Speaking براي داوطلبان Academic و General Training به روش كاملا مشابهي مورد ارزيابي قرار ميگيرد، هر يك از اين دو گروه سوالات جداگانه اي در قسمتهاي Reading و Writing دريافت ميكنند. مسوليت نوع امتحاني كه ميخواهيد در آن شركت نمائيد بر عهده شماست و بايد در هنگام ثبت نام، نوع امتحان مورد نظرتان را در فرم ثبت نام قيد كنيد.

قسمتهاي Listening و Structure اصطلاحا Computer-Adaptive ميباشند. بدين معنا كه هر سوالي كه مطرح ميشود بر اساس عملكرد شما در پاسخگوئي به سوالات قبلي ميباشد. اگر سوالهاي نخستين را درست پاسخ دهيد، سوالهاي بعدي مشكلتر ميشوند و البته امتيازي كه براي پاسخگوئي به سوالات مشكل در نظر گرفته ميشود، بيشتر از امتيازي است كه براي پاسخگوئي به سوالات آسان در نظر ميگيرند و اين يك حسن ميباشد. امتياز اين قسمتها بر مبناي تعداد و درجه دشواري سوالات پاسخ داده شده، تعيين ميگردد. در اين دو قسمت، شما نميتوانيد به سوالات قبلي باز گرديد و براي پاسخگوئي به سوال بعدي، بايد سوالي را كه پيش رو داريد ابتدا پاسخ دهيد.

 

به غير از قسمت Writing، نمرات بخشهاي ديگر امتحان تافل، بين صفر تا 30 ميباشد. نمره قسمت Writing بين صفر تا 6 ميباشد كه با نمره قسمت Structure تركيب ميگردد و نمره كلي Structure/Writing را ميسازد. نمره كل امتحان تافل بين صفر تا 300 ميباشد و براي محاسبه آن، معدل نمرات Reading ،Listening و Structure/Writing محاسبه ميگردد و سپس عدد حاصل در ده ضرب ميشود.

 

در قسمت Writing، شما ميتوانيد يا انشاء خود را توسط كامپيوتر تايپ نماييد و يا اينكه آنرا بر روي كاغذ بنويسيد. اگر انشاء را در كامپيوتر تايپ كنيد، پس از حدودا دو هفته نمره انشاء و نمره كل امتحانتان توسط موسسه ETS پست ميشود اما اگر انشاء را بر روي كاغذ بنويسد، اين زمان به پنج هفته افزايش مي يابد.

يكي از مهمترين عوامل كسب موفقيت و نمره خوب در امتحان IELTS، نحوه مطالعه شما براي چنين امتحاني است. بارها ديده شده است كه داوطلبان شركت در آزمون، با اتخاذ روشهاي ناكارآمد، در كسب نمره مورد نظرشان ناكام مانده اند. با اتخاذ روشهاي مطالعه درست و هدفمند، علاوه بر اينكه در وقت خود صرفه جوئي قابل ملاحظه اي ميكنيد، در دستيابي به نمره مورد نظرتان نيز موفق خواهيد بود. براي نيل به اين مقصود، به چند نكته زير توجه نمائيد:

 

توهم علم

جبار رحمانی_ این گزارش نه تصویری از کل کشور هند است و نه حتی از دانشگاه پونا که از معتبرترین دانشگاه های جهان است بلکه  صرفا نوعی آسیب شناسی برخی از دانشجویان ایرانی برای آن است که دیگران راه خطا طی شده آنها را دوباره نپیمایند.

در جامعه ایران سالهاست موضوع تحصیل در خارج از کشور مطرح شده است. این موضوع ابتدا در دوران قاجاریه با عنوان بورسیه‏های دولتی جهت یادگیری علوم جدیده شروع شد و تا امروز هم همچنان ادامه پیدا کرده است. در طی دوران معاصر و به‌ویژه دهه‌های اخیر این موضوع ابعاد دیگری هم پیدا کرده که بیشتر ذیل فرار مغزها مطرح شده است. ورای این موضوع، تحصیل در خارج از کشور ماجرای بسیار بزرگی است که هزاران دانشجوی ایران را در بر می‏گیرد. با وجود آنکه دولت و ملت ایرانی ذیل ایده "ایرانی نخبه"، به این موضوع افتخار می‏کنند که تعداد بسیار زیادی از ایرانیان در خارج از کشور به عنوان نخبه‏های‏ برتر در کشورهای میزبان حضور دارند، بگونه‏ای که می‏‏توان از ایدئولوژی نخبه ایرانی بحث کرد که همیشه مسأله دانشجویان خارج از کشور را به مثابه نخبگان مهاجر ایرانی در نظر می‏گیرد. اما آنچه ذیل این ایدئولوژی و به تعبیری فرا روایت مهاجرت دانشجویان ایرانی عموماً مغفول مانده، مسأله واقعیت عینی مصادیق مربوط به این ایدئولوژی و مهمتر از همه عملکرد ساختارهای سیاسی و اجتماعی کلان جامعه ایرانی و نهادهای دولتی و رسمی مربوط در این زمینه است.

در راستای این پرسش اصلی، به ذهنم رسید که پژوهشی را در باب این موضوع بصورت میدانی و براساس روشهای کیفی انجام دهم، لذا پرسش خود را ذیل این موضوع عنوان کردم که شرایط و امکان تولید علم در دانشجویان خارج از کشور و نقش ساختارهای سیاسی و اجتماعی ایرانی در فرآیند تولید علم و هدایت این دانشجویان چیست؟ برای اینکار با توجه به اینکه خودم در کشور هند حضور دارم، و فقط امکان بررسی در این کشور برای من فراهم بود، و از طرف دیگر در هند، بالاخص درشهر پونا با حجم بسیار بالایی از دانشجویان ایرانی مواجه هستیم که به خوبی بازنمای بسیار مناسبی از وضعیت جامعه دانشجویان ایرانی در کشورهای شرقی را به نمایش می‏گذارد. از باب نظری، آنچه که رویکرد پژوهشی مرا شکل می‏داد، مسأله تولید علوم و فرآیندها وعوامل مؤثر برآنست. در جریان تولید علم می‏توان چهار عامل را در نظر گرفت که عبارتند از: 1.دانشجو و طالب علم 2. نهادها و سنت‌های علمی مثل دانشگاه، کتابخانه و استاد، 3. محافل علمی و اجتماعی علمی که جامعه علمی را تشکیل می‏دهد و از یکسو سنت علمی را به نسل‏های جدیدانتقال می‏دهد و از سوی دیگر موجب شکل‏گیری سنت علمی و انتقال و تبادل دانش و خلاقیت علمی می‏شود 4. ساختارهای سیاسی و اجتماعی کلان، که می‌توان گفت از لحاظ عملی مهمترین بخش در این عوامل چهارگانه هستند، زیرا از یکسو هدایت عالمان و نهادهای علمی را در جهت تولید و مصرف و رفع نیاز جامعه به علم بر عهده دارد و از سوی دیگر زمینه مصرف علم توسط جامعه و تولید کارکردی علم و عملگرایی علمی را فراهم می‏کند، به عبارت دیگر عامل چهارم حلقه واسط میان تولید کننده علم و مصرف کننده آن و حامی و مشوق تولید بهینه علم می‏باشد.

پونا یکی از شهرهای قدیمی هند است که در طی سالهای اخیربخاطر دانشگاه پونا بسیار مورد توجه قرار گرفته است. بگونه‏ای که بسیاری از دانشجویان راهی هند را به خود جلب می‏کند، آمار دانشجویان ایرانی به  4 هزارتا 7 هزار دانشجو می رسد، که آمار رسمی ایران طبق برآورد شخصی رایزن علمی ایران در هند 3500 دانشجو را شامل می‏شود

 

-1دانشجویان- عامل‏های انسانی علم‏ آموزی:

جمعیت ایرانیان دانشجو در پونا ویژگی‏های خاصی دارند که می‏توان گفت که از همه اقشار ایرانی در آنها پیدا می‏شود. در دانشجویان ایرانی به خوبی می‏توان تفکیک‏های اجتماعی و فرهنگی خاصی را میان دانشجویان مقاطع لیسانس و فوق‏لیسانس با دانشجویان دوره دکتری مشاهده کرد. دانشجویان گروه اول عمدتاً بصورت مجردی و تنها(اعم از پسر و دختر) به این شهر آمده‏اند و دانشجویان دوره دکتر عموماً در وضعیتی متفاوت از لحاظ خانوادگی(بعضاً همراه با خانواده‏شان) و شرایط معین شغلی و فارغ از شور و شوق‏های جوانانه دانشجویان مقاطع پایین‏تر آمده‏اند.

وجه مشترک تمام این دانشجویان را می‏توان در دو مؤلفه:1- نداشتن زبان انگلیسی.2-مدرک‏گرایی و شوق ادامه تحصیل(بنا به انگیزه‏های خودشان) دانست که البته در کنار اینها می‏توان چند عامل را هم برشمرد، از جمله اینکه این افراد عمدتاً یا هزینه رفتن به غرب را ندارند، یا اینکه به دلیل ضعف زبان و نداشتن ارتباطات مناسب در جامعه غربی نمی‏توانند به آنجا بروند و یا اینکه اصولاً چون دنبال کسب مدرک راحت و سریع هستند، غرب و دردسر نظام دانشگاهی آنجا را چندان پذیرا نیستند. البته این نکته اخیر در تمام افراد صادق نیست، زیرا در اجتماع ایرانیان پونا هم عده زیادی  هستند که به دنبال علم اند، اما عمده افراد مشمول ویژگی‏های فوق می‏شوند.

نکته مهمی که در این دانشجویان وجود دارد، ویژگی‏ها و محتویات ذهنی آنهاست، آنچه در عموم این دانشجویان وجود دارد تلقی‌ای است که از مفاهیم خارج از کشور، ادامه تحصیل و رشته و تخصص وجود دارد. برای این افراد در مجموع خارج از کشور جذابیت‏ها و ویژگی‏های خاص خودش را در بستری از آزادی‌های فردی و فرهنگی دارد. تا قبل از آمدن به شهر پونا این تلقی در افراد وجود دارد که به خوبی و به راحتی می‏توان یک رشته خوب را در دانشگاه انگلیسی زبان پونا انتخاب و تا هر مقطعی که لازم باشد ادامه دادحال که به این شهر آمده‏اند، هیچ شناخت درستی از رشته و ادامه تحصیل و شرایط رشته‏ها در دانشگاه ندارند و بعضاً بعد ازکلی سردرگمی تصمیم می‏گیرند در یک رشته معمولی و در مواردی در هر رشته‏ای که بتوانند پذیرش بگیرند، ثبت‏نام کنند تا دانشجو شوند.

ذکر این نکته هم لازم است که بیش از60% افرادی که با آنها در این شهر صحبت کردم، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی یا کارشناسی ارشد را  در معتبر ترین  دانشگاههای  ایران گذرانده‏اند و عموماً حوصله و شاید توان شرکت در کنکور مقطع بالاتر را ندارند و در میان پسرها، انگیزه بسیار مهم فرار از سربازی با نام تحصیل در دانشگاه خارجی است.

مجراهای ورود به پونا از ایران نیز بسیار مهم است، عموم این افراد با ویزای آموزش زبان انگلیسی از مؤسسه‏ای با نام Sin Biosys آمده‏اند، که در ایران شرکت‏های  که مورد تائید وزارت‌خانه نیستند، معمولاً مبلغی معادل هفتصد هزار تا یک میلیون تومان را برای گرفتن یک ویزای چهار ماهه، با یک بار حق ورود به هند از مؤسسه Sin Biosys که هزینه آن چهارصد هزار تومان می‏شود، از دانشجوهای متقاضی دریافت می‏کنند. به همین دلیل این مؤسسه بیشترین درآمد خود را از دانشجویان ایرانی دارد، بگونه‏ای که در سرکلاسهای آن، در هر کلاسی که نگاه می‏کردم، بیش از همه ایرانی‏ها دیده می‏شدند و در این مؤسسه که به شدت ایرانیزه شده است، باید به دنبال افراد غیرایرانی گشت. عموماً افراد چون در این محیط که بیشترین حضور ایرانی‏های تازه وارد را در بر‏دارد، در اوایل ورودشان با توجه به خلاء عاطفی و روابط اجتماعی، بالاخص در جوانان کم سن و سال، بیشتر با ایرانی‏ها رابطه برقرار می‌کنند، به همین سبب کم‏کم روابط زبان فارسی، بر روابط زبان‏آموزی انگلیسی غلبه می‏کند و عملاً‏زبان‏آموزی افراد را به شدت به تأخیر و گاهی متوقف می‏کند، به همین دلیل هم خود افراد می‏دانند که در این مؤسسه زبان انگلیسی را نخواهند آموخت، بلکه خودشان و در سفارش به دیگران، عملاً به سمت گرفتن معلم خصوصی با ماهی RS 1500 معادل 33000 تومان در یک کلاس 4-3 نفره می شوند.

 

همه اینها از لحاظ آموزشی پیامد بسیاری دارد. بازسازی روابط اجتماعی با دوستان فارسی زبان، بگونه‏ای که می‏توان گفت به ندرت رفقای اصلی دانشجوین ایرانی را خارجی‏ها تشکیل می‏دهند، سبب نقص فرآیند زبان‏آموزی می‏شود. بگونه‏ای که افراد حتی در روابط عادی روزمره با زبان انگلیسی، مهارت کافی را پیدا نمی‏کنند، و گاهی زبان آموزی بسیار سخت و بعضاً ناممکن می‏شود، و همین مسأله سبب می‏شود عموم افراد کیفیت درسی پایینی داشته باشند و چون خیلی از این افراد در ایران هم مطالعات عملی‏شان، در رشته مورد نظر به حد کفایت نبوده، این نقص سبب می‏شود آنها تا سال آخر در کلنجاری دائم با محتوای دروس پیش بروند. در سالهای اولیه هم عدم کسب نمره قبولی در دروس نسبتاً شایع است و در نهایت نمره قبولی، با تلاشی نفس‏گیر بدست می‏آید.

البته باید این را اضافه کرد که در کنار همه اینها، عده‏ای از دانشجوها به معنای دقیق کلمه به دنبال درس خواندن هستند، و فارغ از همه این حواشی، صرفاً در پی تحصیل هستند،.

در کنار این فرآیندهایی که سبب می‏شود دانشجویان بار علمی کمتری داشته باشند، عوامل تشدید کننده دیگری هم وجود دارد که در کاهش بار علمی کلیت دانشجویان ایرانی مؤثر است، مسأله فساد اداریی دانشگاه و زد و بندها و رشوه‏هایی که در حل موانع دانشگاهی و بعضاً جعل مدرک هست سبب شده عده‏ای از این طریق نقص علمی خود را جبران کنند و در موارد معدودی حتی با رشوه مدرک هم گرفته می‏شود، طوری که در کلیت در فضای دانشگاهی، رشوه و کار چاق‏کن‏ها یعنی دلالها، شبکه خاصی از روابط را برای خود ایجاد کرده‏اند. در مواردی هم مسأله دزدی علمی مطرح است.

 

 

 

 

2- محافل علمی و اجتماعی علمی

.

در باب مولفه دوم، یعنی نهادها و ساختارهای بیرونی و مادی علم مثل دانشگاه، کتابخانه و اساتید باید گفت در هند وضعیت این عوامل مطلوب است، نظام دانشگاهی هند، که به شدت تحت تأثیر ساختارهای انگلیسی است، به خاطر مسأله زبان انگلیسی به عرصه جهانی دانش اتصالی مداوم دارد. در مجموع در هند دانشگاههای بزرگ و عموماً کتابخانه‏های بسیار غنی و خوب وجود دارد که طیف عظیمی از دانشجویان را در خود جای داده است. فضای اساتید هندی علی‏رغم همه نقاط منفی که در سرتاسر دنیا در اجتماعات اساتید هست، ویژگی‏های دیگری را دارد که در ایران کمتر دیده می‏شود. اساتید به خاطر زبان انگلیسی و ساختار آکادمیک انگلیسی، عموماً اهل تحقیق، در مفهوم پی‏گیرانه و مستمر آن هستند. البته به خاطر مسأله زبان یک تفاوت بسیار مهمی میان ایران و هند بوجود آمده، اینست‌که در نظام دانشگاهی هند، مسأله ترجمه مطرح نیست. در ایران ترجمه در موارد بسیاری با تفکر و حتی تألیف جابجا شده و بسیاری از استادان ایرانی بخش مهمی از سابقه کاری‏شان ترجمه است مگر از زبان‏های غیرانگلیسی به هندی و انگلیسی، به همین سبب هم اساتید عمدتاً مجبورند تألیفات نظری یا میدانی داشته باشند زیرا مجالی برای ترجمه به آنها داده نمی‏شود. این تفاوت و بعضاً جایگزینی ترجمه به جای تفکرد در ایران، توسط برخی از دانشجویان به اینجا هم آمده، زیرا در مواردی تز ارائه شده، کپی یکی از تزهای دانشجویان دیگر است است.

در کل نهاد علم در هند (شامل دانشگاه‌‌ها و کتابخانه‌ها و اساتید و...) به همراه ارتباط مستمری که با نظام جهانی علم دارد، فضای مناسبی برای تحصیل ایرانیان فراهم کرده‌است، اما به ندرت ایرانیان از این امکان فراهم آمده بطور مفیدی استفاده می‌کنند. به همین دلیل از جانب نهادهای علمی تقصیری متوجه کم‌کاری و آشفتگی فضای علمی و فرهنگی دانشجویان ایرانی نیست

 

 

3- نهاد های علمی

شکل‏گیری اجتماعات و محافل علمی، یکی از ارکان مهم فرآیند تولید علم می‏باشد. جامعه علمی علاوه بر انتقال سنت علمی، فضایی را نیز جهت ارائه ابداعات علمی فراهم می‏کند که در نهایت همان سنت علمی را غنای بیشتری می‏دهد.. برای شکل‏گیری این محافل علمی علاوه بر احساس ضرورت علمی توسط دانشجویان، می‏بایست لازمه‏های آن مثل اعتماد، مشارکت و حس امنیت و در مجموع سرمایه اجتماعی فراهم باشد.

در باب شکل‏گیری این محافل باید گفت که تا جایی که من توانستم جستجو کنم ، چنین محافلی  بین دانشجوین ایرانی وجود ندارد و تنها محفلی که هست، توسط یکی از دانشجویان دکتری اداره می‏شود که حدود 40 عضو دارد و بیشتر درجهت تمرین ارائه مطلب و پایان‏نامه به زبان انگلیسی است.

عدم شکل‏گیری محافل پایدار علمی تناظر معناداری با عدم شکل‏گیری اجتماعات بزرگتر ایرانی دارد، با این تفاوت که عموماً دانشجویان ایرانی دوست دارند شبکه‏ای از روابط اجتماعی ایرانی مطلوب را داشته باشند، اما در باب محافل عملی حتی دانشجویان دکتری هم ضرورت و لزوم وجود چنین محافلی را چندان نپذیرفته‏اند و خیلی هم پیگیر آن نیستند. در نهایت محفل علمی را جایی برای تبادل نظر و اطلاعات و دانش و تجربه نمی‏دانند، بلکه ارتباط علمی را عموماً‏ محدود به این کرده‏اند که رفع مشکل درسی بشود و بس.

در مجموع وضعیت و عملکرد دانشجویان ترکیبی است از ضعف علمی در اکثریت دانشجویان که ناشی از فقدان سابقه آنها در سنت علمی قوی، چه در داخل کشور ایران و چه در کشور هند(البته اقلیتی‏ از افراد به مفهوم واقعی دانشجو هستند،)، به همراه مدرک‏گرایی آنها و فشارهای عاطفی- روحی‏ای که در محیط جدید به آنها وارد می‏شود و ضعف عمومی در زبان انگلیسی سبب می‏شود هم در عرصه فردی دانشجویی و هم در عرصه عمومی، به جز اقلیتی خاص، عموم افراد چندان موفق نباشند، از سوی دیگر محافل تفریحی و وقت‏کشی‏ای که در اوایل کار، بالاخص از خلال فضای موسسه زبان Sin BioSys شکل می‏گیرد، ساختاری را ایجاد می‏کند که بخش اعظمی از انرژی و فعالیت فرد را به خود می‏گیرد

.

4-ساختار سیاسی و اجتماعی کلان

در باب عامل چهارم موثر بر فرآیند تولید علم در دانشجویان ایرانی خارج از کشور یعنی ساختارهای رسمی جامعه ایرانی باید دقت کرد که در خارج از کشور این مولفه توسط سفارتخانه ایران در هند و کنسولی‌ها و خانه فرهنگ و غیره بازنمایی پیدا می‌کند. لذا باید برای بررسی مولفه چهارم به مجموعه سفارتخانه و زیرمجموعه‌های آن پرداخت. این نهادها نقش بسیار مهمی در تولید علم دارند؛ از یکسو در حمایت سیاسی و اجتماعی از دانشجویان ایرانی در کشور خارجی و از سوی دیگر در هدایت و مدیریت جریان علمی و سنت علمی این دانشجویان بر حسب نیازها و ضرورت‌های جامعه ایران و ممانعت از به هدر رفتن سرمایه‌ های انسانی و مالی ایرانی در خارج.

برای توصیف و تحلیل عملکرد نهادهای سیاسی و فرهنگی دولت ایران در خارج از کشور باید بین دو دیدگاه تفکیک قائل شد: دیدگاه اول، دیدگاه دانشجویان ایرانی در هند که ناشی از تجربه زیسته آنها ازعملکرد این نهادها و رابطه آن با نیازها و لازمه‌های این موضوع است، دیدگاه دوم، دیدگاه مسئولین مربوطه به خصوص سفیر و رایزن علمی و رایزن فرهنگی در باب عملکرد و وظایفشان و نگاه آنها به مساله دانشجویان ایرانی درهند است. در مورد مساله دانشجویان پونا و دهلی و در کلیت دانشجویان ایرانی در هند با مجموعه این افراد در دهلی صحبت کردم: دیدگاه دانشجویان از یکسو اصالت و اهمیت خاص خود را دارد اما از آنجا که دانشجویان از تمام مسائل و مشکلات و امکانات نهادهای رسمی و اهل سفارت و رایزنی‌ها خبر ندارند، بعضاً قضاوت‌ها ارزیابی‌های آنها می‌تواند یکطرفه و بدون اطلاع از مشکلات و کمبودهای پیشینی امکانات باشد. البته این نوع قضاوت‌های یکطرفه در دانشجویان ایرانی در هند، بسیار اندک است

 

دانشگاه مجازی

نكاتي دربارة دانشگاه مجازي

در فرآيند گذار به جامعة اطلاعاتي، بسياري از پديده‌ها و مفاهيم شكل تازه‌اي به خود مي‌گيرند و با تغيير چارچوب، خود را با تحولات ايجادشده سازگار مي‌سازند. مسأله آموزش و دانشگاه كه سابقه‌اي طولاني در تاريخ بشر دارد، همزمان با ورود جهان به عصر اطلاعات به صورت آموزش الكترونيكي و دانشگاه مجازي نمود پيدا كرده است. اگرچه از مطرح شدن اين مفاهيم در سطح جهان مدت زيادي نمي‌گذرد، فعاليت‌هاي زيادي در اين زمينه صورت گرفته است. در كشور ما نيز چند سالي است كه حداقل به صورت تئوري و در حرف به اين مبحث پرداخته مي‌شود. در اين مقاله، به مرور چند نكته كاربردي براي توسعة هوشمندانه دانشگاه‌هاي مجازي در كشور پرداخته‌ايم.

 

 

 

 

 

 

زير‌ساخت‌هاي دانشگاه مجازي

 

تحقق دانشگاه مجازي در كشور نيازمند ايجاد زيرساخت‌هايي است؛ از جمله:

 

زيرساخت‌هاي مخابراتي: از آنجا كه فرايند انتقال اطلاعات و انجام عمليات لازم در سيستم فراگيري الكترونيكي از طريق بستر مخابراتي صورت مي گيرد، وجود زير ساخت مخابراتي مناسب از جمله الزامات تحقق دانشگاه مجازي است.

 

زيرساخت‌هاي قانوني: مي‌توان گفت مهمترين سرماية دانشگاه مجازي، محتواي آموزشي آن است. بنابراين، تصويب قوانيني براي حمايت از حقوق پديدآورندگان و صاحبان محتواي آموزشي و نظارت بر اجراي صحيح اين قوانين شرط لازم براي گسترش اين قبيل فعاليت‌ها است.

 

زيرساخت‌هاي فرهنگي: از جمله الزامات توسعة فناوري اطلاعات در يك جامعه، فرهنگ‌سازي صحيح و مناسب است. در امر ايجاد و توسعة دانشگاه مجازي، اين واقعيت هميت بيشتري پيدا مي‌كند. فرهنگ‌سازي صحيح و اراية تصوير مناسبي از اين نوع دانشگاه مي‌تواند زمينة پذيرش عمومي و استقبال از آن را فراهم سازد.

 

 

مخاطبان دانشگاه مجازي

 

در سال‌هاي اخير، در كشور ما مسألة دانشگاه به نوعي با بحث داوطلبان كنكور گره خورده است. اين امر در مورد دانشگاه مجازي، شكل ديگري به خود مي‌گيرد؛ در اين زمينه اين نكات قابل توجه است:

 

باتوجه به برطرف شدن محدوديت‌هاي زماني و مكاني از طريق آموزش الكترونيكي، نيروهاي شاغل و مديران نيز فرصت مناسبي جهت به‌روز كردن اطلاعات و آموزش ضمن خدمت پيدا مي‌كنند.

 

در بسياري از مناطق كشور به علت برخي باورهاي حاكم بر خانواده‌ها، دانش‌آموزان دختر از ادامة تحصيل در مقاطع دانشگاهي باز مي‌مانند. در چنين مواردي، دانشگاه مجازي مي‌تواند فرصتي براي آموزش اين افراد ايجاد كند.

 

در سال‌هاي اخير، تعداد دانشجويان مقطع كارشناسي در كشور افزايش يافته است. افزايش ظرفيت دانشگاه‌هاي دولتي و توسعة دانشگاه آزاد، پيام نور و مؤسسات غيرانتفاعي، به نوعي در اين زمينه نقش داشته است. بنابراين در حال حاضر بايد به مقاطع كارشناسي ارشد و كارداني در دانشگاه مجازي اولويت بيشتري داده شود. در واقع با تأكيد بر اصل هدفمند بودن آموزش در دانشگاه مجازي و انطباق آن با نياز‌هاي كشور، دانشجويان دوره‌‌هاي كارشناسي ارشد و كارداني مي‌توانند از مخاطبان اصلي اين قبيل دانشگاه‌ها در كشور باشند.

 

 

 

 

 

ايجاد نگرش صحيح نسبت به دانشگاه مجازي

 

استفاده از فناوري‌هاي جديد، مستلزم تغيير نگرش‌ها و رويكردهاي اجرايي امور است. غفلت از اين موضوع سبب بروز مشكلاتي در استفاده از يك فناوري مي‌شود. در زمينة دانشگاه مجازي نيز دركشور ما نگرش‌ها‌ي مختلفي وجود دارد كه اغلب بر مبناي تفكرات سنتي استوار است. بر اساس اين نگاه، دانشگاه مجازي ظاهر جديدي براي سيستم‌ دانشگاه سنتي است و هستة اصلي و اجرايي امور همچنان بر پايه قوانين نوشته و نانوشته اين قبيل دانشگاه‌ها استوار است. ايجاد نگرش صحيح نسبت به فراگيري الكترونيكي مي‌تواند زمينه‌ساز رفع بسياري از مشكلات و ابهامات باشد.

 

 

اصلاح سيستم آموزش تركيبي

 

در دانشگاه مجازي علاوه بر فراهم كردن محتواي آموزشي مناسب بايد راهكار‌هايي جهت ارزيابي و نظارت بر كار دانشجويان و نيز رفع اشكال آنها درنظر گرفته شود. درحال حاضر در كشور چندين دانشگاه مجازي مشغول به فعاليت هستند و از جمله معضلات گريبانگير اين دانشگاه‌ها، مسألة برگزاري آزمون، رفع اشكال و نيز اراية واحد‌هاي عملي و آزمايشگاهي است. براي رفع اين مشكل، راهكار آموزش تركيبي پيشنهاد شده است؛ بدين معنا كه اراية مطالب و آموزش از طريق اينترنت صورت مي‌گيرد و امور مربوط به رفع اشكال، برگزاري آزمون و دوره‌هاي آزمايشگاهي و عملي به صورت حضوري انجام مي‌گيرد. اما بايد توجه كرد كه يكي از اساسي‌ترين اهداف و مزاياي توسعة دانشگاه‌هاي مجازي، گسترش عدالت اجتماعي با فراهم شدن امكان بهره‌مندي همه افراد در سراسر كشور از بهترين امكانات و محتواي آموزشي است.

طرح آموزش تلفيقي مي‌تواند دستيابي به اين هدف را با مشكلات متعددي روبه‌رو سازد؛ زيرا برگزاري دوره‌ها و آزمون‌هاي حضوري، مسائلي از قبيل رفت‌ و آمد دانشجويان غيربومي، فراهم كردن امكانات خوابگاه و نظاير آن، به همراه خواهد داشت.

 

براي حل اين مشكلات، مي‌توان به اين راهكار‌ها اشاره كرد:

 

نياز‌هاي آموزشي در دانشگاه‌هاي مجازي مي‌تواند متناسب با مخاطبان آن تغيير كند. بنابر‌اين، در صورت در نظر گرفتن نيرو‌هاي شاغل و دانشجويان كارشناسي ارشد به عنوان مخاطبان اصلي، دغدغه اراية دروس عملي و آزمايشگاهي برطرف مي‌شود.

 

در حال حاضر، بسياري از دروس آزمايشگاهي با رايانه قابل شبيه‌سازي هستند كه امكان انجام آزمايش‌ها در شرايط مناسب‌تر را فراهم مي‌آورد. بنابراين، اصولاً نيازي به برگزاري دوره حضوري براي اين قبيل درس‌ها وجود ندارد.

 

همانگونه كه در ابتداي اين بحث ذكر شد، در بسياري از موارد، استفادة صحيح از يك فناوري نيازمند اصلاح روال‌هاي انجام امور است. آموزش مجازي به اصطلاح "دانشجو-‌محور" است؛ به اين معنا كه نحوة آموزش و مديريت سيستم به گونه‌اي است كه گويي تمام سيستم درخدمت يك دانشجو است و فعاليت‌ها و پيشرفت او را تحت نظر دارد. در يك سيستم آموزش مجازي ايده‌آل، ارزيابي فعاليت‌ها و پيشرفت دانشجو و نيز تعيين علاقه‌مندي‌هاي او تحت نظارت يك سيستم نرم‌افزاري قرار دارد و دانشجو مراحل ياد‌گيري و رشد را مرحله به مرحله پشت سر مي‌گذارد؛ در واقع رسيدن به يك مرحله تأييدي است بر ياد‌گيري مفاهيم مطرح در مراحل قبل. به اين ترتيب، ارزيابي دانشجو در تمام مدت آموزش صورت مي‌گيرد و در اين صورت، ديگر نيازي به برگزاري آزمون حضوري نيست. موارد مربوط به رفع اشكال نيز با استفاده از امكاناتي نظير پست الكترونيكي قابل انجام است.

 

درنهايت، درصورت نياز به برگزاري آزمون يا دوره‌هاي حضوري، مي‌توان از همكاري بين دانشگاه‌هاي كشور بهره جست. يعني هر دانشجو براي گذراندن واحدهاي عملي و شركت در امتحانات بتواند به نزديكترين دانشگاه محل سكونت خود مراجعه كند.

 

 

 

 

 

 

اجراي طرح آزمايشي دانشگاه‌هاي مجازي

 

با توجه به جديد بودن مبحث دانشگاه مجازي و بالا بودن ريسك سرمايه‌گذاري در اين حوزه، اجراي يك طرح آزمايشي با همكاري چند دانشگاه و بهره‌گيري از اين تجربه در برنامه‌ريزي‌هاي بعدي، مي‌تواند گامي مؤثر و كارساز باشد؛ در واقع بهتر است به جاي ايجاد چند دانشگاه با نواقص و مشكلات متعدد و اغلب مشابه، در مرحلة اول، ايجاد يك دانشگاه مجازي به صورت اصولي مورد توجه قرار گيرد.

 

 

ايجاد پرتال دانشگاه‌هاي مجازي در كشور

 

پرتال ابزاري مناسب جهت دسترسي به اطلاعات به صورت طبقه‌بندي شده است. ايجاد پرتال دانشگاه‌هاي مجازي كشور مي‌تواند يكي از اولويت‌هاي برنامه‌هاي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري باشد.

 

 

تدوين استاندارد‌هاي لازم

 

تدوين و گردآوري استانداردهاي لازم در زمينة ايجاد و توسعة دانشگاه مجازي، يكي از مهمترين لوازم اين امر است. اين استانداردها مباحثي نظير مسائل فني، محتوا، امنيت، كيفيت اراية خدمات و غيره را شامل مي‌شود و مي‌‌تواند چارچوبي مناسب براي تصميم‌گيري در اين حوزه فراهم آورد.

 

 

تعيين معيارهاي دقيق براي شهريه

 

اراية يك تحليل دقيق اقتصادي در مورد دانشگاه مجازي و بررسي عواملي چون دورة بازگشت سرمايه در فعاليت آنها، مي‌تواند معيارهاي مناسب و دقيقي براي تعيين شهريه اين دانشگاه‌ها فراهم سازد؛ اين موضوع با در نظر گرفتن مزيت‌هاي دانشگاه مجازي نظير عدم نياز دائمي به ساختمان و مكان فيزيكي جهت تشكيل كلاس، امكان استفاده تعداد زيادي دانشجو از مطالب يك دوره در مقايسه با دوره‌هاي حضوري و نيز قابليت استفاده مجدد از محتوا، اهميت بيشتري مي‌يابد. البته بايد توجه كرد كه مسألة خودكفايي مالي دانشگاه‌ها مي‌تواند زمينة افزايش بي‌قاعدة شهرية دانشگاه‌هاي مجازي وابسته به آنها را فراهم سازد.

 

 

فراهم كردن زمينة رقابت بين دانشگاه‌هاي مجازي

 

شكي نيست كه بهبود كيفيت محتوا و اراية خدمات در گرو حاكم بودن جو رقابتي بين دانشگاه‌هاي مجازي و از بين بردن انحصار در اين زمينه است. لذا ايجاد زمينة رقابت سالم و حمايت صحيح دولت از اين قبيل فعاليت‌ها مي‌تواند موجبات رشد و توسعة دانشگاه‌هاي مجازي را در كشور فراهم سازد؛ در اين صورت، هزينه و كيفيت خدمات مي‌‌تواند به عامل رقابت بين دانشگاه‌هاي مجازي تبديل شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آينده‌پژوهي، مفاهيم و مباني-1

آنچه در ادامه مي‌ايد، اولين بخش از مطالبي است كه به موضوع "آينده‌پژوهي" و مباني و مفاهيم آن مي‌پردازد. موضوعي كه عليرغم ارزش و نقش فراوان و تعيين‌كننده‌اي كه در جهان امروز يافته است، در فضاي سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي كشور ما (به ويژه در حوزة مهمي چون مخابرات و ارتباطات) چندان شناخته‌شده و مورد توجه نيست.

 

 

مقدمه:

مردم به طور آگاهانه يا ناآگاهانه آموخته‌اند كه هر كس بتواند رازهاي پنهان آينده را كشف كند، مي‌تواند فرداي بهتري براي خود بسازد. از اين‌رو شايد بتوان فال قهوه، كارت‌هاي تاروت، طالع‌بيني از روي تاريخ تولد، خطوط چهره، خطوط كف دست و فال حافظ را از جمله نشانه‌هاي اشتياق افراد براي شناخت آينده و آينده‌پژوهي دانست. نكتة جالب توجه اين است كه عموم مردم بدون آنكه از علم آينده‌پژوهي مطلع باشند يا در اين رشته تحصيل كرده باشند، به طور شهودي يا تجربي، آينده‌پژوهي و آينده‌نگري مي‌كنند.

بر اين اساس، شايد اولين تصوري كه در ذهن ما از عباراتي نظير "پيش‌بيني آينده"، "آينده‌شناسي" و "آينده‌پژوهي" خطور مي‌كند، مفاهيمي نظير پيش‌گويي و غيب‌گويي است?؛ در حالي كه عبارات مذكور به دانشي اشاره مي‌كنند كه از حدود چهل سال پيش، توجه تعداد زيادي از دانشمندان، محققان و نوآوران جهان را در علوم مختلف از جمله؛ علوم نظامي و دفاعي، اجتماعي، فرهنگي و غيره، به خود معطوف كرده است. هدف اين دانشمندان اين است كه با استفاده از شيوه‌هاي نظام‌مند و اصولي بتوانند به اين دو سؤال اساسي پاسخ دهند:

 

 

ادامة وضعيت جاري و تداوم سازوكارهاي كنوني، چه تبعات و عواقبي را به همراه خواهد داشت؟

آيندة مطلوب چيست و چگونه مي‌توان به آن دست يافت؟ چه راه‌هايي براي شناخت آينده‌هاي نامطلوب وجود دارد؟ چگونه مي‌توان فرصت‌هاي پيش رو را شناخت و از آنها استفاده كرد؟

آنچه ايجاد و توسعة تفكر آينده‌نگرانه در سطوح مختلف ملي را به امري مهم تبديل مي‌كند، استفادة كشورهاي ديگر از دانش آينده‌پ‍ژوهي، با هدف شكل‌دهي به جهان آينده مطابق با آمال و اهداف خودشان است؛ جهاني كه آيندة ما را هم در بر مي‌گيرد. در حاليكه الزاماً نفع آنها با نفع ساير كشورها يكي نيست، بلكه گاهي در تضادي آشكار نيز قرار دارد. بنابراين آگاهي و بيداري جامعه، قبل از آنكه ضربة شديدي بر پيكر آن فرود آيد، موجب آسيب‌هاي كمتري خواهد شد.

در ادامه، ابتدا مفاهيم كلي و اوليه درباره آينده‌پژوهي مطرح مي‌شود و سپس تعدادي ازسر‌فصل‌هاي مهم مطرح در حوزة آينده‌پژوهي توضيح داده خواهد شد.

 

 

 

تعريف آينده‌پژوهي

 

آينده‌پژوهي دانش و معرفتي است كه چشم انسان‌ها را نسبت به رويدادها، فرصت‌ها و مخاطرات احتمالي آينده بازمي‌كند و ابهام‌ها و ترديدهاي فرساينده را مي‌كاهد. اين دانش توانايي انتخاب هوشمندانه را افزايش مي‌دهد و به همگان اجازه مي‌دهد تا بدانند كه به كجاها مي‌توانند بروند (آينده‌هاي اكتشافي) و به كجاها بايد بروند (آينده‌هاي هنجاري) و از چه مسيرهايي مي‌توانند با سهولت بيشتري به آينده‌هاي مطلوب خود برسند (راهبردهاي معطوف به خلق آينده).

 

 

 

 

 

پيش‌گويي و آينده‌پژوهي

 

 

يكي از مهم‌ترين تفاوت‌هاي پيش‌گويي و آينده‌پژوهي اين است كه پيش‌گويي به معناي خبر دادن از رويدادها و تغييرات آينده است كه مي‌تواند از مجراي وحي و گاهي نيز مبتني بر شهود (حس ششم) و يا رؤيا باشد؛ در حاليكه آينده‌پژوهي به معناي مطالعة نظام‌يافتة آينده است كه بر پاية اصول، روش‌ها و تكنيك‌هاي مدوني است كه به ‌وسيلة آينده‌پژوهان توسعه يافته است. به ‌عبارت بهتر، آينده‌پژوهي دانش و معرفت شكل بخشيدن به آينده به ‌صورت آگاهانه، فعالانه و پيش‌دستانه است؛ اين دانش، جهان را متشكل از اجزاي به‌هم‌پيوسته و درحال‌تغيير مي‌داند و مي‌تواند بذر روياها، آرزوها و آرمان‌هاي اصيل يك كشور را در آينده بارور كند.

انواع آينده

در مباحث آينده‌پژوهي از آينده‌هاي مختلفي نام برده مي‌شود و آيند‌پژوهان آينده را به شكل‌هاي مختلفي تقسيم‌بندي مي‌كنند كه متداول‌ترين آنها چنين است:

 

آيندة ممكن: هر چيزي اعم از خوب يا بد، محتمل يا بعيد كه مي‌تواند در آينده روي دهد.

 

آيندة محتمل: آيندة ممكني كه به احتمال زياد در آينده به وقوع خواهد پيوست.

 

آيندة مطلوب: آيندة محتملي كه مطلوب و مرجح است.

 

 

آينده از حيث زمان نيز به چند قسم تقسيم مي‌شود:

 

آيندة نزديك: حداكثر تا يك‌سال

 

آيندة كوتاه‌مدت: بين يك تا پنج سال

 

آيندة ميان‌مدت: بين پنج تا بيست سال

 

آيندة درازمدت: بين بيست تا پنجاه سال

 

 

عناصر تشكيل‌دهندة آينده

 

آينده از چهار عنصر "رويدادها، روندها، تصويرها و اقدام‌ها" تشكيل مي‌شود و اين عناصر مي‌توانند باعث پيدايش آينده‌هاي مختلف شوند:

 

رويدادها: تمام وقايعي كه امكان وقوع دارند (آينده‌هاي ممكن).

 

روندها: يعني

 

1) وقايعي كه در گذشته و حال اتفاق افتاده است و در آينده نيز به احتمال زياد اتفاق خواهد افتاد (مانند آلودگي محيط زيست).

 

2) وقايعي كه تحت شرايط خاص احتمال وقوع پيدا مي‌كنند (مانند تغيير حكومت در اثر فشارهاي سياسي و اقتصادي).

 

3) وقايع نوظهور كه به اعتقاد آينده‌پژوهان، مهمترين روندهاي آينده، همين مسائل نوظهور هستند كه عمدتاً پيامد مستقيم يا غيرمستقيم فناوري‌هاي جديد هستند (مانند انقلاب نيمه‌هادي‌ها).

 

تصويرها: كه منظور از آن، ساختن تصوير از آينده‌هاي مطلوب براي مردم است.

 

اقدام‌ها: كه به معني طرح‌ريزي و اراية راهكار براي رسيدن به آيندة مطلوب است.

 

 

تاريخچة آينده‌پژوهي

 

دانش آينده‌پژوهي ماهيتي بين‌رشته‌اي دارد و در خلال جنگ جهاني دوم و دوران پس از آن شكل گرفته است. با وجود اينكه بيش از نيم‌قرن از پيدايش و تكوين اين رشته مي‌گذرد، اكثر مردم و حتي پاره‌اي از مديران نيز از وجود چنين علم و رشته‌اي بي‌اطلاع هستند.

 

 قابل توجه آنكه تفكر دربارة آينده و توجه به آن، در ايران ريشه‌اي سنتي و قديمي دارد و با فرهنگ و رسوم ايرانيان نيز سازگار است؛ به ‌طوري‌ كه ضرب‌المثل‌هاي مختلفي در فرهنگ ايراني در اين ‌باره وجود دارد؛ مانند؛ "سالي كه نكوست از بهارش پيداست"، "ديروزت را ديديم، فردايت را هم خواهيم ديد" و "اين ره كه تو مي‌روي به تركستان است"؛ كه جملگي حكايت از تأكيد نياكان ما به احساس مسؤوليت در قبال تصميم‌هاي گرفته‌شده و نتايج و پيامدهاي بعدي آنها دارد. در فرهنگ اسلام نيز احاديث فراواني وجود دارد كه بر اهميت نگرش به آينده تأكيد مي‌كند؛ به‌ عنوان مثال، حضرت علي(ع) طبق حديثي كه در غررالحكم آمده است، همه آينده‌ها را نزديك مي‌دانند و با اين جمله بر ضرورت شناخت آينده تأكيد مي‌كنند.

 

 

اهميت آينده‌پژوهي و ضرورت توجه به آن در متون علمي و مهم جهان نيز مشاهده مي‌شود؛ به ‌عنوان نمونه، مايكل فارني در كتاب "آنچه آموختم" چنين مي‌گويد:"انديشيدن به آينده نه فقط در پيش‌بيني پيشرفت‌هاي خاص مفيد است،‌ بلكه به طرح پرسش‌هاي بهتر و آموختن هرچه بيشتر درباره خود فرد نيز كمك خواهد كرد".

آينده‌پژوهي معاصر

پس از كشف آمريكا (دنياي نو) و انحطاط امپراتوري روم، موج جديدي در ارتباط با آينده‌پژوهي ايجاد شد. تامس مور در كتاب اتوپياي خود آينده را ترسيم كرد. يك قرن بعد نيز فرانسيس بيكن با تكيه بر علوم جديد، آرمانشهري را به نام "آتلانتيس نو" آفريد.

 

آمريكايي‌ها بعد از پايان جنگ سرد، با انگيزة تقويت قدرت نظامي و حفظ امنيت ملي، به شكل جدي به مطالعة آينده پرداختند. آرنولد، رييس وقت نيروي هوايي آمريكا دو خدمت بزرگ به جنبش آينده‌پژوهي كرد.

 

يكي اينكه در سال 1944 دستور داد نخستين پيش‌بيني در ارتباط با فناوري‌هاي آينده انجام شود كه اين‌كار سنت پيش‌بيني فناوري را بنيان نهاد. خدمت دوم، نهادينه‌سازي فرآيند تحليل گزينه‌هاي سياستي بود.

آرنولد در سال 1946 شركت هوايي داگلاس را مأمور اجراي پروژه‌اي به نام ر?ند كرد تا در ارتباط با موضوع جنگ‌هاي بين‌قاره‌اي ‌هوايي مطالعه كند. در سال 1948 واحد پروژه رند از شركت داگلاس جدا شد و شركت رند با حمايت مالي بنياد فورد به شكل مستقل تأسيس شد. اين شركت مطالعة خود را از فناوري‌هاي نظامي به كشف سياست‌ها و راهبردهاي ملي معطوف كرد. بعد از آن، اولاف هلمر به همراه عد‌ه‌اي ديگر، انديشگاه آينده‌پژوهي را تأسيس كرد. چندي بعد، انديشكده‌ها و مراكز تحقيقاتي مختلفي براي مطالعة آينده تأسيس شدند.

 

در پايان دهة 1960 و با توسعه فناوري، دو تغيير مهم در ديدگاه مردم نسبت به آينده ايجاد شد. يكي اين كه مردم متقاعد شدند كه مطالعه و بررسي آينده امكان‌پذير است؛ ايجاد شيوه‌هايي چون تكنيك دلفي به اين بحث كمك بزرگي كردند. تغيير مهم ديگر اين بودكه جهان آينده، يك آيندة مقدر و ازپيش‌تعيين‌شده نيست، بلكه انعطاف‌پذير است. بدين معني كه انسان مي‌تواند با ساخت آينده به زندگي خود جهت دهد. بر اين اساس مي‌توان گفت كه رشتة آينده‌پژوهي در دهة 1960 به شكل كامل شناخته شده بود.

 

 

 

مسيرهاي تكاملي رشتة آينده‌پژوهي

رشتة آينده‌پژوهي از مسيرهاي تكاملي مختلفي گذشته است؛ در طول زمان، عوامل و شرايط خاصي باعث توجه بيشتر به آينده و شناخت آن شده است كه در بستر اين فعاليت‌ها، آينده‌پژوهي به تكامل رسيده و در نهايت به يك رشتة دانشگاهي تبديل شده است.

يكي از اين مسيرها بر اساس تجزيه و تحليل روندهاي اجتماعي و نقش فناوري در دگرگوني‌هاي اجتماعي پايه‌ريزي شد.

مسير ديگر از طريق برنامه‌ريزي (استراتژيك) ملي و مستمر بود كه جايگزين برنامه‌ريزي موقتي و موردي شد. هدف اين برنامه، تفكر دربارة آينده بود.

مسير تكاملي ديگر در كشورهايي طي شد كه در سال 1940 از شر كشورهاي استعمارگر خلاص شده و حكومت، هويت، تاريخ، رهبران و شهروندان جديدي ايجا كرده بودند و با مسائلي مانند تعيين ماهيت ملت در آينده مواجه بودند.

 

مسير ديگر در تكامل مطالعات آينده‌پژوهي، فعاليت كانون‌هاي تفكر بود كه مواردي را مانند انتخاب سياست‌ها، استراتژي‌ها، توصيه‌ها و هشدارها در بر مي‌گرفت كه هر يك متضمن تفكر آينده‌نگرانه بود.

همچنين، كميسيوني كه فرهنگستان ادبيات و علوم آمريكا براي پي بردن به وضعيت جهان در سال 2000 تشكيل داد، با انتشار مجله و انجام مطالعات و تخصيص اعتبار، به پيشرفت مطالعات آينده‌پژوهي كمك خوبي كرد. پيشرفت‌هاي مشابه در علوم سياست‌گذاري و ارزيابي تحقيقات نيز كمك شاياني به توسعة بحث‌هاي آينده‌پژوهي كردند، به دليل اينكه اين دو امر، لزوماً بر پيش‌بيني آينده متكي هستند. چاپ و نشر كتاب نيز كمك بزرگي به تبيين مفهوم آينده‌پژوهي و بحث‌هاي پيرامون آن كرد.

 

مأخذ:

 

عطاا... عباسي، مهدي محمودي، با راهنمايي و نظارت مصطفي تقوي؛ "آينده‌پژوهي و نقش آن در سياستگذاري علم