آيت الله مكارم شيرازي در ديدار اعضاي بسيج اساتيد:

 

اساتيد بسيجي در خاكريزاول دفاع از اسلام قرار دارند

 

 

 

 

ادامه نوشته

ترويج

برگزاري مسابقات كتابخواني به صورت دوره اي

تشويق به تشكيل  گروه هاي چند نفره كتابخواني در مدارس ) ايجاد رقابت و رفاقت(

برگزاري كنفرانس هاي ارائه آخرين كتاب مطالعه شده توسط  هر يك از اعضاي گروه( مثلا ايده از اين جمعه تا آن جمعه يك كتاب(

راه اندازي ايده دست به دست كردن كردن كتاب پس از مطالعه......ارائه كتاب رايگان و توصيه به تحويل دادن به نفر ديگر و تشويق به مطالعه و... تبليغ رو در رو..(

 

 

رفاقت با كتاب، انس با مطالعه

رفاقت با كتاب، انس با مطالعه

 

 

 
   ● نويسنده: جواد - محدثى‏

منبع: ماه نامه - پرسمان - 1382 - شماره 8، ارديبهشت

 
 

يكى از كمبود«كتاب» مى‏نالد، ديگرى از كمبود «مطالعه».

گاهى كتاب و كتابخانه موجود و دم دست است، اما اشتياق مطالعه و انگيزه كتابخوانى نيست.

گاهى هم شوق خواندن هست، اما يا نمى‏دانيم« چه بخوانيم؟»، يا آن‏چه را مى‏خواهيم، نمى‏يابيم يا گران است و دسترسى به آن، مشكل.

بهرحال، «مطالعه» خوراك روح و فكر انسان است و «كتاب»، سفره‏اى است كه غذاهاى گوناگون را در اختيار خوانندگان مى‏گذارد.اگر اشتهاى ما كور شده باشد، كتابها چه تقصيرى دارند؟ پس نبايد ضعف‏ها را هميشه به گردن ديگران و مسؤولان فرهنگى انداخت.

گاهى بى رغبتى به مطالعه، مى‏تواند عامل بسيارى از نارساييهاى فكرى و ضعف بينش و سطحى نگرى در مسايل مربوط به انديشه و جامعه باشد.

«نويسندگان»، به صورت توليدكنندگان فراورده‏هاى فكرى، يا به عنوان عامل تهيّه و توزيع و عرضه، سهم و نقش دارند، نقشى كه گاهى بنيادين و سرنوشت ساز است.

دانشجو، بايد «جوياى دانش» باشد، هميشه، همه جا و در هر شرايط.بايد با كتاب، دوست شد، انس گرفت، در سفر و حضر آن را همراه داشت و خستگى‏هاى روحى و عدم نشاط را با آن درمان كرد و مطالعه را گامى براى جلوگيرى از هدر رفتن فرصت‏ها دانست .

خوشبختانه «كتاب و مطالعه»، با همه گسترش‏ها و تنوّعى كه در رسانه‏ها و امكانات ارتباطى و اطلاع رسانى و فيلم و فرستنده و ماهواره و...پديد آمده، جايگاه خود را دارد و «كتابخوانى» بخش عمده‏اى از اوقات بسيارى را به خود اختصاص مى‏دهد.

به كتاب، بايد به ديد يك «پزشك روح و فكر» نگريست.

كتابخانه، كمتر از داروخانه نيست. تأثير مطالعه بر فكر و اخلاق و ديدگاهها و زندگى انسان نيز، ناچيزتر از قرص و كپسول و گياهان دارويى و مراقبت‏هاى بهداشتى نيست.كمبود مطالعه، در هر شخص و جامعه‏اى كه باشد، يك عارضه نامطلوب است كه بايد با آن مقابله كرد و به درمانش پرداخت و افراد بى خيال را به «عارضه» بودن آن توجه داد.

اين توجه و اين نياز، در حيات دانشجوى،هم ضرورى‏تر و هم مشهودتر است.

وقتى كتاب، درمان روح است و مطالعه هم غذاى فكر و جان، در گزينش اين دارو و نسخه گرفتن از پزشكان انديشه(نويسندگان و صاحبان فكر و قلم) بايد دقيق بود، زيرا عوارض مطالعات نادرست و كتابخوانى غلط، يا خواندن كتاب‏هاى مضر و بيهوده و فرصت كش، بيش از غذاى مسموم است و بيشتر لغزشها، معلول كم اطلاعى يا خواندن آثار سست و ضعيف يا انحرافى است، يا پذيرش القاءات و انديشه‏هاى بى بنياد و مغالطه آميز برخى از اهل قلم.

پس چندان ناروا نيست اگر از طريق مطالعه، به نوعى«كتاب درمانى» روى آوريم و بيمارى هايى همچون يأس و نوميدى، افسردگى، جهل، شك، بيخبرى، ضعف بينش، كاستى‏هاى اخلاقى، گمراهى‏هاى سياسى و انحرافات اعتقادى را با مطالعه آثار متقن و سودمند و جذاب، درمان كنيم و ناتوانى خويش را در عرصه انديشه، با خواندن آثار غنى جبران كنيم و توانا شويم.

از هر كس هم عذر «اهل مطالعه نيستم» پذيرفته باشد، از دانشجو پذيرفته نيست، چرا كه تار و پود حيات دانشجويى، با علم و كتاب و استاد و بحث و مطالعه و پرسش و كاوش آميخته است. و خواندن، جزو خميرمايه زندگى جوانان ما در اين مقطع از تحصيلات و زندگى و عمر است.

از ديگرسو، براى انبوه كتاب‏هاى بى شمار و جديد و خواندنى هم بايد فكرى كرد و چاره‏اى انديشيد، چون قطعاً به خواندن همه خواندنى‏ها نمى‏رسيم. چه راهى مى‏ماند؟ جز انتخاب و بهْ گزينى و اولويت بندى؟! اين نوعى به بهره‏ورى رساندن ساعات عمر و «مديريت زمان» است. بدون اين گزينش و مديريت، ظرفيت ذهنى ما از آنچه كه ضرورى و مفيد و اولويت دار نيست پر مى‏شود و جا و زمينه و فرصت براى «اولويت‏هاى مطالعاتى» باقى نمى‏ماند.

از همين جا، لزوم بهره‏گيرى از متد و روش آشكار مى‏شود، چون مطالعه روشمند، بازدهى بيشترى دارد و كتاب خوانى بدون اصول و ضوابط و روش درست، ضايعات فكرى و وقتى پيش مى‏آورد و... چه بسيار انسان‏ها كه از بيهودگى آنچه در گذشته خوانده‏اند، يا نادرست بودن روش كار كتابخوانى، گله مندند و متأسف. ولى، حسرت مشكلى را حل نمى‏كند.

به جاى آنكه كتاب، شمار را غافلگير كند و وقت شما را در سلطه خويش بگيرد، «قدرت انتخاب» را از دست ندهيد، مطالعه «فعال» داشته باشيد نه «انفعالى»، گزينشى عمل كنيد نه از دم و كيلويى!

وقتى در هر كارى، داشتن روش، مسير، برنامه و طرح، كارساز و مفيد است،چرا در مطالعه نباشد؟ سير مطالعاتى و طرح مطالعاتى و راهنماى كتابخوانى و مشاوره درباره اينكه چه بايد خواند و چگونه و چه مقدار و درباره كدام موضوع و... نشانه ارزش‏شناسى درباره عمر و جوانى و نعمت فرصت و فراغت است.

روشمندى، در هر كارى از جمله مطالعه، ما را به بيشترين دستاورد با كمترين تلاش و هزينه مى‏رساند، يعنى نوعى پيموندن راه «ميان بر» است. حتماً در اين زمينه، كتاب‏هاى مستقلى را كه نگاشته شده و حاصل دانش و تجربه پيش كسوتان است،بخوانيد.

در مطالعه، «كميت» و مقدار، نبايد برتر از «كيفيت» تلقى شود. زياد خواندن مهم نيست، خوب و عميق خواندن و خوب فهميدن و نيكو به كار بستن مهم است.

به هر حال، «كمبود وقت» را كه خيلى‏ها از آن مى‏نالند،مى‏توان با نظم در كتابخوانى و تنظيم وقت مطالعه و جلوگيرى از هدر رفتن لحظات و فرصت‏ها حل كرد.

اگر كسى ارزش سرمايه عمر را بداند و غافل نشود كه اين مجال‏ها و ميدان‏ها، شايد ديگر هرگز به دست نيايد، اينگونه در خرج كردن سرمايه زمان و عمر، ولخرجى و ريخت و پاش نمى‏كند و حسابگرانه مى‏كوشد تا اين سرمايه را به سودرسانى برساند و از دست و دل بازى پرهيز مى‏كند.

آنچه را مى‏خوانيد، با ديگران به بحث بگذاريد،

از مطالعاتتان حتماً يادداشت برداريد،

مطالعه موضوعى را بر «پراكنده خوانى» ترجيح دهيد،

موارد مبهم و نيازمند به سؤال را هنگام مطالعه، يادداشت كنيد،

هنگام خواندن، تمركز فكرى خود را حفظ كنيد و كنترلى بر ذهن خويش داشته باشيد،

كتاب‏هاى خوب و ضرورى را كه بايد حتماً خواند، از اساتيد هر فن و كارشناسان هر موضوع بپرسيد و اگر خيلى خوب و مفيد است، به يك بار خواندن آن اكتفا نكنيد.

درباره آنچه مى‏خوانيد، عميقاً بينديشيد و در ذهن خود آنها را حلاجى كنيد،

مطالعات خويش را براى ديگران بازگو كنيد، تا هم در ذهن خودتان بيشتر رسوخ كند و از يادتان نرود، هم به ديگران هم از محصول مطالعات خود،بهره برسانيد،

با كتاب، دوست باشيد و اوقات فراغت خود را با كتابخوانى پرنشاط كنيد،

با خريد كتاب‏هاى خوب،نياز روح و فكر خودتان را (مثل نياز شكم) برطرف سازيد،

كتاب‏هاى خوب و اثر گذار يا پر مطلب و غنى را به دوستانتان هم معرفى كنيد،

از«محتكران كتاب» نباشيد و به ديگران هم امانت بدهيد تا خانه و اتاق شما يك «كتابخانه امانى» گردد.

اگر پول خريد كتاب نداريد، يا از كتابخانه يا از دوستان و آشنايان، امانت بگيريد و پس از خواندن و يادداشت بردارى، به همان صورت اوليه (سالم و تميز) به صاحبش برگردانيد.

بارى... رفاقت با كتاب،انس با مطالعه!

كتاب

 

کتابخوانی باید سنّت رایج شود

کتاب و کتابخوانی از نگاه رهبر

 

اشاره:

از آنجا كه تغییرات اساسی و بنیادین در هر جامعه، وابستگی كامل به همۀ نهادهای فكری و فرهنگی آن جامعه دارد، و نیز به دلیل اهمیت كارآیی و شدت تأثیرگذاری‌ای كه در مسائل فرهنگی مشهود است، می‌توان به این درك و دریافت رسید كه رهبران خردمند و جوامع‌ِ خواهان پیشرفت و اعتلاء، همواره باید نگران اوضاع فرهنگی خود باشند؛ چه آنكه هر تحول و جهش مطلوبی، در پرتو رشد فرهنگی حاصل می‌شود و به بار می‌نشیند.

خوشبختانه برخورداری فرهنگ ارزشمند ما از ریشه‌های قوی و مانا، نگرشها و پویشهای فرهنگی ما را قدرت و استحكام  فزاینده‌ای می‌بخشد؛ زیرا ما با فرهنگی رشد كرده‌ایم كه تمامی جلوه‌های افتخارآفرین‍َش، نمودهای راستین فرهنگی‌اند. نخستین جلوۀ باشكوه چنین ارزشی را می‌توان در ابتدای برنامه‌های پیامبر عظیم‌الشأن اسلام یافت، كه رسالتش را با فرمان‌ِ «خواندن» از سوی خداوند آغاز می‌كند و پی می‌گیرد. در همین فرهنگ مقدس است كه خداوند یگانه، به قلم و حرمت آن سوگند یاد می‌كند و معجزۀ جاودانۀ آخرین سفیر الهی را یك كتاب آسمانی تشكیل می‌دهد.

این نشانه‌های روشن، به افزودۀ پیشینۀ پ‍ُربار فرهنگی ما، یعنی شمار كتابها و كتاب‌خانه‌ها و كتاب‌نگاران، و ظهور و وجود بزرگان و نام‌آوران و اهالی دانش و اندیشه و بینش در عرصۀ شكوفایی تمدن و گسترش فرهنگ مطلوب، ما را متقاعد می‌سازد كه «كتاب» را یكی از برترین، زیباترین و مهم‌ترین تجلیات فرهنگی بدانیم و آن را از گران‌سنگ‌ترین پدیده‌ها و میراث بشری به شمار آوریم.

كتاب، حتی در روزگار پیشرفتهای چشمگیر بشر در عرصه‌های دانش و نوآوری و فرهنگ، نه تنها اهمیت خود را از دست ننهاده، كه ابعاد گسترده‌تر و تازه‌تر و جلوه‌هایی پایدارتر یافته است. بی‌گمان، آنان كه گامهای بلندی در وادی پیشرفتهای گوناگون برداشته‌اند، هرگز با كتاب و كتابخوانی بیگانه نبوده‌اند و یا اقبالی اندك بدان نداشته‌اند؛ بلكه مطالعه را به عنوان یك عنصر اصلی و ضروری در زندگی خود دانسته‌اند.

كتاب باید والاترین جایگاه را در گستره‌های فردی و اجتماعی دارا باشد؛ حال آنكه سوگمندانه و به دلایلی گوناگون، اكنون كتاب از چنین موقعیتی به شایستگی در جامعۀ ما برخوردار نیست و هنوز مطالعه به عنوان یك نیاز دایمی برای همگان مطرح نمی‌باشد. این مسئله، با توجه به چنان پیشینۀ درخشان و درك ضرورتها و نیازهای این زمان، درخور تأمل فراوان است و بازنگری آن باید از اولویتهای زندگانی ما باشد.

 تأكیدات مقام معظم رهبری به رشد و گسترش فرهنگ كتاب و كتابخوانی در جامعه .........

(مجموعه کامل را می توانید از کتاب «کتاب و کتاب خوانی در آیینه رهنمودهای مقام معظم رهبری» منتشره توسّط دفتر نشر فرهنگ اسلامی ،مطالعه نمایید.)

  

ضرورت آنی، نیاز هماره

گرچه اكنون كتابهای فراوانی با عناوین و موضوعات گوناگون انتشار می‌یابد، اما هنوز در بسیاری از زمینه‌ها كمبود آثار برجسته یا قابل قبول، به روشنی محسوس است. رفع چنین نقیصه‌ای برای جامعۀ پویای ما، یك ضرورت گویاست؛ به گونه‌ای كه انتشار كتاب در همۀ موضوعات را بایستی یك ضرورت آنی و یك نیاز همیشگی دانست:

 

من می‌خواهم از متفكران كشورمان خواهش بكنم كه به مسئله ارائه و تولید كتاب خوب و لازم برای مردم، به چشم یك نیاز فوری جامعه و كشورشان نگاه كنند. اگرچه به بحمد الله ما كتاب خوب در جامعه‌مان داریم، لیكن جای خالی و كمبود هم بسیار داریم. خیلی از كتابها را ما نداریم. خیلی از موضوعات هست كه دربارۀ آنها چیزی نداریم، یا چیز قابل عرضه‌ای نداریم. در حالی كه دیگران در كشورهای دیگر در زمینۀ موضوعات گوناگون، گاهی دهها هزار عنوان كتاب و تألیف دارند، اما دربارۀ همان موضوعات، تعداد كتابهایمان انگشت‌شمار است! ...حتی در موضوعاتی كه ما در آنها سابقه و خبرگی و زمینه‌های زیاد آگاهی و دانش را هم داریم، تعداد كتابهایمان اندك است. حقیقتاً در زمینۀ ارائه موضوعات لازم، كار شایسته‌ای در گذشته نكرده‌ایم. كتاب را به صورت یك چیز لوكس و تشریفاتی و مخصوص یك عدۀ خاص نگریستیم؛ نه به صورت یك وسیلۀ لازم برای همۀ مردم.

 

مقام معظم رهبری پس از بیان این مسئلۀ مهم، بر تلاش گسترده به منظور رفع این نقیصه تأكید می‌كنند:

ما باید این نقیصه را جبران كنیم؛ هم به عهدۀ مؤلفان و محققان و نویسندگان و هنرمندان تكلیف سنگینی در این زمینه بار هست، و هم به عهدۀ دست‌اندركاران تهیه و تولید كتاب و نشر و دستگاههایی كه آنها را پشتیبانی می‌كنند.

 

در حالی كه افراد ناهماهنگ با انقلاب، مجد‌ّانه با تولید و نشر آثار خویش، حجم گسترده‌ای از اندیشه‌هاشان را در گسترۀ جامعه می‌پراكنند، آیا ما خودیها در برابر این غریبه‌ها نباید به تولید انبوهی از كالاهای فرهنگی ـ از جمله كتاب ـ به گونه‌ای سنجیده و گسترده و به طور مستمر بپردازیم؟

آن كسانی كه هماهنگ با انقلاب نیستند، دستشان باز است؛ ترجمه می‌كنند و رمان و نمایشنامه و تاریخ می‌نویسند؛ تحقیق جامعه‌شناسی عرضه می‌كنند ...كه آدم مبهوت می‌ماند از اینكه این همه كتاب دارد عرضه می‌شود. آماری كه ما از عرضۀ كتاب در جمهوری اسلامی داریم، بخش مهمش اینهاست. اینها متعلق به ما نیست؛ اینها غریبه است. بسیاری از كتابها بود كه در رژیم گذشته به خاطر آن گرایشهای چپ و دیگر مسائل، ممنوع الترجمه بود و از چاپ آنها جلوگیری می‌شد؛ ولی الان به بركت آزادی در نظام جمهوری اسلامی، آزادانه ترجمه می‌شود! خیلی خوب، بشود، ما حرفی هم نداریم؛ تا آنجایی كه متعرضانه نباشد، اشكالی ندارد؛ اما در كنارش ما بایستی كتاب بدهیم.

 

اهمیت تولید كتاب

نقش ارزشمند كتاب و اهمیت تولید كتاب به اندازه‌ای است كه در هر فرصتی باید آن را شایستۀ یادآوری دانست. مقام معظم رهبری ضمن بیان نكته‌ای تاریخی، به این مسئلۀ مهم چنین اشاره می‌كنند:

از ورود ناپلئون به مصر ـ كه یك چاپ‌خانه هم با خودش آورد ـ ببینید استعمارگران چگونه عمل می‌كردند، ما چگونه عمل می‌كنیم. آن روزی كه ناپلئون به مصر آمد، فقط یك سردار جنگی بود؛ امپراتور نبود و هنوز سلطنت و حكومت نداشت. او به عنوان یك نیروی اشغالگر و معارض با انگلیس، در آنجا پایگاه درست كرد و با خودش یك چاپ‌خانه آورد. مسئلۀ چاپ و نوشتن و كتاب، این قدر اهمیت دارد. ناپلئون با خودش چاپ‌خانه وارد مصر كرد... فرانسویها تقریباً دو سال در مصر بودند و در این مدت، دو یا سه مجله منتشر كردند. در حقیقت، روشن‌فكری عربی مصری، از زمان ناپلئون شروع شد.

 

سرمایه‌گذاریهای فرهنگی

هر چه در زمینۀ رشد فرهنگ و نشر خواندنیهای مفید بیشتر سرمایه‌گذاری شود، و هر چه بودجه و امكانات در این راه به كار گرفته شود، گرچه شاید در آغاز توجیه اقتصادی نداشته باشد و تنها، مصرف‌كنندۀ هزینه‌ها جلوه كند، اما در نهایت، به رشد و اعتلای فرهنگ و به سود افراد جامعه خواهد بود:

در كار فرهنگی نباید مسئلۀ پول و بودجه، یك مشكل عمده به حساب آید؛ به این معنا كه مشكلات و نقایص فرهنگی را در ردیف نیازهای بودجه‌ای و در آخرهای لیست قرار ندهیم؛ بلكه در اولهای لیست ـ اگر نگوییم در ردیف اول ـ قرار بدهیم. اگر درست فكر بكنیم، این به صرفۀ اقتصادی مملكت هم است. یعنی از اینكه بودجه و امكانات بیشتر را به كارهای فرهنگی ـ به‌خصوص فرهنگ آموزشی ـ متوجه كنیم، كشور زیان نخواهد كرد؛ زیرا كه خود این برای آیندۀ كشور تولید امكانات می‌كند.

 

سیاست‌گذاری در عرصۀ ادب و هنر

به طور كلی در كار تولید و نشر آثار ـ به‌ویژه در زمینه‌های ادبی و هنری ـ یك سیاست‌گذاری اصولی، روشن و مدون، به منظور اعتلای كار، شناخت نقصها و كمبودها و یافتن راهكارهای ارائۀ بهتر آثار، و نیز به منظور كسب آمادگی كامل برای اجرا، ضرورتی انكارناپذیر می‌یابد:

ادبیات و هنر انقلاب، برای رشدش، تعلیماتش، جهت‌گیریهایش، و برای شناخت كمبودها و تدبیری برای پ‍ُر كردن آنها، یك سیاست‌گذاری كلی لازم دارد. بررسی شود كه ما امروز در چه زمینه‌هایی از هنر كمبود داریم؛ كجای ادبیات ما نقص دارد؛ چگونه می‌شود این نقصها را برطرف كرد؛ از چه دستگاهی می‌شود كمك گرفت؛ چه مدیریتهایی باید سر كار باشند. ...بنابراین،، تصمیم‌گیری روی سیاستهای كلی ادبیات و هنر، یكی از كارهاست.

 

سیاست چاپ و نشر

در زمینۀ چاپ و انتشار كتاب هم طبعاً باید خط مشی مشخص و جهت‌گیریهای سنجیده‌ای وجود داشته باشد. حال آیا سیاست مدو‌ّنی در این زمینه وجود دارد یا نه؟ پاسخ این پرسش را از بیان مقام معظم رهبری می‌خوانیم:

اینكه آیا سیاستی وجود دارد یا نه، این را قاعدتاً باید وزارت ارشاد به شما بگوید و پاسخ دقیق را آنجا به شما خواهند داد. من بعید هم می‌دانم كه هیچ سیاستی نباشد؛ قاعدتاً در این زمینه سیاستها و خط مشیها و جهت‌گیریهایی هست. البته هر چه بگذرد، طبیعتاً بهتر خواهد شد. من حالا كه نگاه می‌كنم، از نوع كتابهایی كه دارد عرضه می‌شود، نوع مطالبۀ مردم و رغبت و تقاضای آنان را حس می‌كنم. من از بعضی از ناشران می‌پرسیدم كه فروشتان چطور است، پاسخهایی كه می‌دادند، برای ما روشن می‌كند كه مردم به چه چیزهایی بیشتر رغبت دارند؛ كه حالا ممكن است بعضی از اینها هدایت شده باشد؛ یعنی دستگاه فرهنگی كشور، مردم را به سمت علاقۀ خاصی و به‌نوعی از كتابها هدایت كرده باشد؛ اما ممكن هم هست كه نه، بدون هدایت آنها باشد و خود مردم خواسته باشند. به هر تقدیر، یك جهت‌گیری كلی نسبتاً مطلوبی مشاهده می‌شود.

 

*

ما در زمینۀ كتاب چند تكلیف مهم بر عهده داریم. یك تكلیف این است كه كتاب‌ِ خوب تولید كنیم و در صحنه‌ها و عرصه‌های فكری مختلف، كتاب به وجود بیاوریم؛ ...یعنی كل كشور و طبقۀ اهل فرهنگ كشور چنین تكلیفی دارند.

 

*

ما الان در زمینه‌های گوناگون دچار كمبود كتابیم. البته حجم كتاب بالا رفته است، ...ولی باز هم كتاب كیفی كم داریم. منظورم كتاب علمی متخصصان نیست؛ نه، همین كتابهایی را كه عامۀ مردم احتیاج دارند بدانند؛ چه كتابهایی در بخشهای مختلف دینی، از عقاید و تاریخ دین و امثال آن گرفته، چه كتابهای سیاسی و كتابهای مربوط به مسائل اجتماعی و مسائل تاریخی. ما راجع به اینها كتاب سنگین و وزین و متقن ـ كه انسان خاطرجمع باشد این كتاب در اختیار مردم قرار می‌گیرد و سطح فكر را بالا می‌برد ـ كم داریم. بایستی ما اینها را تكثیر كنیم، تا قدرت انتخاب برای مردم به وجود بیاید. ...فرضاً شما وارد كتاب‌فروشی می‌شوید، می‌گویید كه در فلان زمینه ـ مثلاً تاریخ مشروطیت ـ كتاب می‌خواهم. شما را به دو، سه كتاب ارجاع می‌دهند؛ می‌بینید كه یكی از آن كتابها طولانی است، یكی خوش‌قلم نیست، یكی یك مشكل دیگر دارد؛ خوشتان نمی‌آید و رها می‌كنید. ما باید به قدری در این زمینه‌های خاص كتاب داشته باشیم كه هر مراجعه‌كننده‌ای غایت و مطلوب خود را آنجا پیدا كند. باید كتاب كوتاه، بلند، آسان و عمیق داشته باشیم. باید تنوع در موضوعات و تنوع در كتابهای دارای موضوع واحد داشته باشیم؛ البته همه هم متقن و صحیح باشد، كه ما متأسفانه این را نداریم. ذهنها بایستی از این جهت بتوانند خودشان را آن‌چنان كه ممكن است، از این سرچشمه سیراب كنند.

 

*

به مسئلۀ هنر و زیبایی خیلی اهمیت بدهید؛ نگویید اهمیتی ندارد. در چاپ، در حروف‌چینی، در صفحه‌بندی، در چگونگی آرایش و نقطه‌گذاری مطالب و تنظیم صفحات و ایجاد فاصله‌های مناسب باید دقت كرد. حتی با انتخاب حروف زیبا، شما می‌توانید تأثیر بیشتری برای مطلب و فكر خودتان تدارك ببینید.

 

*

در فراهم آوردن آثار، باید دو نیاز یا دو جنبۀ مهم را در كشور ما در نظر گرفت. ...یكی عبارت است از شناسایی نیاز فعلی... كشور و جامعه در بخشهای مختلف و تأمین آن، و دوم كمك به پیشرفت دانش در سطح جهان و آوردن ارمغانهای نو و هدیه كردن آن به بشریت؛ هر دو با هم باید مورد توجه قرار بگیرد.

اگر ما فقط غرق در نیازها شدیم و محققان و مؤلفان دانشمند و انسانها و مغزهای كارآمد ما از نوآوری غفلت كردند، عقب خواهیم ماند. البته به بشریت لطمه می‌خورد، چون جزئی از بشریت هستیم؛ اما به ما هم لطمه خواهد خورد و پیام ما هم ناگفته خواهد ماند.

 

تولید كتاب خوب، در واقع گام مؤثری برای ترغیب مردم به مطالعه است. در این زمینه، هم باید از «هنر» بهره گرفت و هم از «هنرمندان و نویسندگان»، تا امكان ارائۀ كتاب به برترین شكل و شیوۀ ممكن و با بهترین كیفیت و محتوا فراهم آید و در نتیجه، كتاب و مطالعه جایگاه واقعی خود را در جامعه بیابد:

نفس عرضۀ كتاب، نفس كشاندن مردم به میدان مطالعۀ كتاب، كار مفیدی است. كوشش كنید كه... بیشتر به كیفیت پرداخته بشود. ...ارائۀ نوع كتاب، ...موضوعاتی كه ارائه می‌شود، همه‌اش مؤثر است. ...بایستی بهترین كارها را از لحاظ نحوۀ ارائه، هنر و قالب انتخاب كرد؛ وال‍ّا اگر شما به وجود محتوا و به قالب اهمیت ندادید، فرهنگ مملكت زیان خواهد دید.

...جوانان هنرمند را دعوت كنید، دستشان را بگیرید و بگویید شما خودتان ببینید چه كار می‌توانید بكنید. بیایند طرحهایتان را ببینند و بگویند ما چه كم داریم.

 

گسترش شمارگان نشر

بی‌گمان كتابخوانی به عنوان یك پدیدۀ عظیم و سنت فرهنگی رو به رشد و رایج، باید چنان گسترش شتابناكی بیابد كه منجر به افزایش رو به تزاید‌ِ شمارگان نشر كتاب شود:

تكلیف بعدی این است كه كتابخوانی به عنوان یك سنت رایج دربیاید و همه در كشور كتابخوان بشوند... و كتاب به یك عده از افراد جامعه اختصاص پیدا نكند. ...بعضی از ناشران به من می‌گفتند كه ما تشكر می‌كنیم از اینكه می‌بینیم فرهنگ كتابخوانی توسعه پیدا كرده است و مردم به كتاب تمایل بیشتری نشان می‌دهند. ...البته اگر ما به آن حدی برسیم كه مورد نظر من است، آن وقت بایستی تعداد كتابهایی كه هر بار چاپ می‌شود، از دو هزار و پنج هزار و ده هزار، به دویست هزار و سیصد هزار برسد؛ یعنی این‌گونه بایستی كتاب در جامعه پخش بشود. ...از این شصت میلیون جمعیتی كه امروز هستیم، تعداد كثیری هستند كه اینها اهل كتاب‌اند، اهل سوادند و بیشتر هم خواهند شد؛ رو به تزاید است. اگر همه كتابخوان بشوند، ما بایستی كتاب زیادی در دسترس اینها داشته باشیم.