عوامل موثر بر جلب توجه مخاطبان به تلويزيون
وري اطلاعات و خبررساني نوين
مهيار داعيالحق
ماهنامه شبکه - مرداد ۱۳۸۵ شماره 67
اشاره :
دسترسي به اطلاعات و ارائه دقيق و سريع آن به مخاطبان هميشه از نكات قابل توجه و حتي از جمله موارد رقابت ميان رسانههاي مختلف و خبرنگاران آنها بوده و هست. از ديرباز رسانههاي سنتي براي پوششدادن اخبار گوناگون نقاط مختلف كشورها، خبرنگاران يا منابع خبري مورد اعتمادي را در آن مكانها انتخاب ميكردند تا از طريق هر نوع وسيله ارتباطي، كه به فراخور زمان متفاوت بود، خبرها را با سريعترين روش ممكن به مركز ارسال نمايند.
روزگاري فقط روزنامه به عنوان رسانه قلمداد ميشد. درعصر پدران ما، راديو و سپس تلويزيون نيز به آن اضافه شد. البته اين مسئله كه آيا وجود اين دو رسانه جديد شنيداري و ديداري، تأثيري منفي بر جذب مخاطبان روزنامهها ميگذارد يا خير، سالها از جالبترين موضوعات مورد كنكاش كارشناسان مسائل اجتماعي بود. اما تجربه نشان داد كه هر نوع رسانه جديد هم ميتواند تأثير منفي بر عملكرد اسلاف خود داشته باشد و هم تأثير مثبت.
در واقع زماني كه پاي يك رسانه جديد بهميان ميآيد، همگان تصور ميكنند كه جبهه قديميترها اولين قرباني ظهور آن نورسيده ميشود، اما اگر دقيقتر به مسئله بنگريم، درمييابيم كه شايد در بسياري موارد، رسانههاي قديمي ميتوانند به بهترين وجه از فايده پيدايش يك همتاي نوپا بهرهمند شوند. به بياني ديگر، اگر شخصي اهل رسانه و خبررساني باشد، اهل آن باقي خواهد ماند و هيچ مانعي نميتواند به صرف تغيير در ابزار خبررساني، علاقه يا پشتكار وي در ادامه اين روند را مختل كند.
دوم اين كه، اگر رسانه جديد تحولي در امر خبررساني براي مردم است، اين مسئله در درجه اول ميتواند به رسانه سنتيتر در تهيه منابع و توليد خبر كمك نمايد؛ چرا كه هم اصحاب آن رسانه مثل بقيه شهروندان از مزاياي تحول و تسريع در دريافت اخبار بهرهمند ميشوند و هم بهتر از عامه مردم، ذات خبري و ساختارآن را درك ميكنند و قادرند آن را با تغيير در نگارش و گويش خاص منبع، مطابق حال مخاطبان خود درآورند.
بنابراين، هرچه گستره يك رسانه جديد چون تلويزيون و پس از آن اينترنت، زيادتر شود، امكان دسترسي سريعتر و آسانتر براي اسلاف آن نيز ميسر ميشود. اين مسئله اكنون به قدري واضح است كه حتي بسياري از دستاندركاران و گزارشگران رسانههاي كاغذي يا تلويزيوني از ذكر نام سايتهاي اينترنتي و اخيراً برخي وبلاگها به عنوان منابع مورد استناد و تهيه گزارش، ابايي ندارند.
تأثير گسترده بودن رسانههاي وابسته به فناوري نوين بر رسانههاي سنتيتر مؤلفه ديگري هم دارد و آن، پيبردن به بازخورد پخش يك رويداد يا يك خبر، قبل از ارائه تفسيرهاي اضافي است. به عبارتي، با وجود رسانههاي مبتني بر فناوريهاي ارتباطي جديد، علاوه بر اخبار و اطلاعات، واكنشها نيز بهتر و رساتر در سطح جامعه يا حتي جهان منعكس ميشوند و در نتيجه امكان نتيجهگيري و تعبير و تفسيرهاي دقيقتر نيز فراهم ميشود.
اما با وجود محاسن و مزايايي كه رسانههاي ارتباطي جديد براي تمام مخاطبان خود از جمله رسانههاي قديميتر به همراه دارند، برخي از ويژگيهاي ذاتي آنها نيز از جمله نقاط ضعف يا برتري آنها در مقايسه با سايرين محسوب ميشود. يكي از بارزترين نقاط برتري اين نوع رسانهها، امكان برقراري ارتباط دوطرفه با مخاطبان است.
امروزه بسياري از سايتها امكان دريافت يادداشتها و نظرات بازديدكنندگان را فراهم ميآورند، سايتهايي كه تحت عناويني چون گروههاي اجتماعي يا گروههاي خبر (Newsgroup) فعاليت ميكنند، ساير افراد اجتماع را نيز به مشاركت در توليد خبر و خبررساني تشويق ميكنند. بسياري از وبلاگهاي خبري نيز امكان اظهارنظر خوانندگان را فراهم كردهاند و به اين وسيله به وجود برداشتها و نظرات مختلف درمورد يك خبر عينيت تازهاي بخشيدهاند.
اما اگر بخواهيم به فناوري نه تنها به عنوان ابزار نمايش و ارائه خبر يا منبع تهيه آن، بلكه به عنوان ابزاري جهت توليد خبر هم بنگريم، به نتايج مشابهي ميرسيم.
امروزه اساسيترين عنصر دنياي فناوري اطلاعات، يعني كامپيوتر، در تمام مراحل تهيه يك خبر وارد شده است. كامپيوترهاي جيبي يا قابل حمل، انواع نرمافزارهاي ويرايشگر متن كه اكنون قادرند حتي صحت نگارش و جملهبندي را كنترل كنند، صنعت چاپ كه اكنون با اين پديده و دنياي آن رابطه بسيار نزديكي برقرار كرده است، شبكهها، اينترنت و پستالكترونيك كه به كاربرديترين و غيرانحصاريترين وسيله انتقال اخبار و اطلاعات تبديل شده است و بسياري از عوامل و عناصر ديگر، در تمام مراحل توليد يك خبر براي يك رسانه نوشتاري، ديداري يا شنيداري نقشي حياتي ايفا ميكنند. در اين وضعيت، ديگر هيچ رسانهاي وظيفه اطلاعرساني خود را معطل مخابره و دريافت اخبار و گزارشهاي ارسالي از طريق فاكس، تلكس يا ارتباط مستقيم با خبرنگاران و گزارشگران خود نميكند.
البته با وجود تمام اين مزايا، معايبي نيز در اينگونه رسانهها يا اصولاً شيوههاي مدرن خبررساني ديده ميشود كه قابل چشمپوشي نيست. در اين زمينه، علاوه بر تمام اشكالاتي كه به خود فناوري نوين اطلاعات مربوط است و مستقيماً در رسانههاي مبتني بر آن تسري داده ميشود، از لحاظ اجتماعي و ذات خبررساني هم ايراداتي وجود دارد. به عنوان مثال، تعدد بيرويه و بدون قانون و قاعده مراكز اطلاعرساني اينترنتي چنان است كه گاهي خود كارشناسان اين رشته را هم در به رسميت شناختن يا جعلي حساب نمودنِ آنها دچار مشكل ميكند.
مشكل ديگر، مربوط به بازار شايعه و حتي اشتباه در نقل مطالب به دليل كمبود امكانات حرفهاي يا نداشتن اخلاق حرفهاي اطلاعرساني در برخي سايتها يا وبلاگهاي اينترنتي است. بهطوري كه بسياري از آنها به دليل وجود همين دو نقص، نميتوانند منبع مناسبي براي ساير رسانهها به حساب آيند.
نكته ديگر، عدم وجود مرزبندي روشن بين اعمال سليقه در انتشار اخبار يا اعمال عقايد، دستهبنديها يا گروهبنديها در نقل خبر است. البته وابسته بودن يك رسانه به يك دسته يا گروه خاص سالهاست به عنوان يك واقعيت پذيرفتهشده و تحت عنوان <ارگان رسمي> شناخته شده است، اما اين كه در سايتهاي اينترنتي يا وبلاگها اين مسئله بهصورت شفاف و رسمي مطرح شود يا بتوان به صحت اين ادعا يا صحت اخبار و گزارشهاي مطرح شده در آن اعتماد كرد يا نه، مسئله ديگري است كه به راحتي نميتوان از آن گذشت. به هر روي، هر روش جديد خبررساني داراي مزايا و معايبي است كه طي سالهاي متمادي استفاده از آن، براي عموم آشكار ميشود
http://www.shabakeh-mag.com/Articles/Show.aspx?n=1002691
دانشمندان، تاريخ زندگی بشريت را از نگاهکردهای مختلف به گونه های متفاوت تقسيم بندی نموده اند و هر عصر را به نام مهمترين و باارزشترين پديدة همان دوران نامگذاري کرده اند. در اين ميان، عصر ما را عصر اطلاعات نام گذاشته اند؛ لذا در برشمردن اهميت مسألة اطلاعات و اطلاع رساني در جهان امروز فکر ميکنم بيان همين کافي باشد.
شايد به جرأت بتوان گفت که امروزه تلويزيون از نگاه گستردگي حوزة مخاطبان و نيز چگونه گي انتقال اطلاعات، و نيز ارتباط و تأثير بر مخاطب، در صدر وسايل ارتباط همه گاني قرارداد.
اهميت اجتماعي و سياسي برنامههاي خبري در سراسر جهان روزبهروز افزايش مييابد. شاهد اين مدعا، رشد کمي و کيفي برنامههاي خبري در سراسر جهان است. برنامههاي خبري که در آغاز تنها پانزده دقيقه از پخش تلويزيوني را در هفته به خود اختصاص ميدادند، اينک معمولا به طور متوسط در هرهفته، حدود هفتاد ساعت از اين زمان را اشغال ميکنند و هستند شبکههايي که در طول شبانهروز، تنها برنامههاي خبري پخش ميکنند. اين رشد غير منتظره که در طول نيم قرن اتفاق افتاد، تنها شاهد اهميت فزاينده برنامههاي ياد شده نيست؛ نگاهي به تحقيقات انجام شده در مورد رسانهها، به ويژه در جوامع غربي، نشان دهنده اين حقيقت انکارناپذير است که در هيچ حوزهاي از ارتباطات جمعي، به اندازه و به ميزان برنامههاي خبري، تحقيقات مختلف و گوناگون انجام نشده است. کمتر رشتهاي از علوم اسناني است که علاقهاي به بررسي برنامههاي خبري از خود نشان نداده باشد.
اهميت اخبار باعث ميشود تا بسياري از محققان به بررسي تاثيرات آن بپردازند. دقيقا در همين زمينه، دنيس مک کوايل، درکتاب بسيار معروف خود با نام مقدمهاي بر نظريههاي ارتباطات جمعي،1 در بخش تاثيرات اجتماعي وسايل ارتباط جمعي، ميپرسد «آيا اخبار تلويزيوني تاثيري بر مخاطبان دارد؟» مک کوايل در ادامه، پس از ارائه پاسخي مثبت به اين سؤال، تاثيرات اخبار را به کوتاه مدت و درازمدت تقسيم ميکند. او، تاثيرات کوتاه مدت را شامل مراحل يادگيري و جذب اطلاعات و تاثيرات بلندمدت را شامل مواردي ميداند که شکلدهنده انگارههاي مخاطب 2 از جهان و جامعه است. او اين انگارهها را چهارچوبهايي براي تفسير اتفاقات و حوادث جهان معرفي ميکند. اگر نظر مک کوايل در زمينه تاثيرات انگارهسازي برنامههاي خبري مورد قبول واقع شود، آنگاه بايد نتيجه گرفت که اخبار، به ويژه درجوامع مدني امروز، داراي قدرتي بسيار عظيم است؛ بنابراين بسيار طبيعي خواهد بود که از برنامههاي خبري دائما به شکل هنجاري،براي بسط و گسترش يا حتي شکلدهي ارزشها و باورهاي اجتماعي مشخص و معيني استفاده شود. دقيقا در زمينه همين قدرت بسيار زياد اخبار و مخصوصا خبرهاي تلويزيوني است که ميتوان پرسشي درمورد ابعاد اين تاثيرات طرح کرد: «آيا هر رسانه خبري به شرط چاپ يا پخش يک سلسله مطالب خبري به چنين قدرت عظيمي دست خواهد يافت و آيا تاثيرات همه برنامههاي خبري يکسان است؟»
چگونه ميتوان توجه مخاطبان را به يک برنامه خبري جلب کرد؟ شايد هيچ پرسش ديگري، به اين اندازه ذهن يک تهيه کننده خبر تلويزيوني را به خود مشغول نکند. اگر سازمانهاي پخش تلويزيوني به دو دسته خصوصي و عمومي تقسيم شوند، هر دو دسته، البته به دلايل متفاوت، خواهان جلب توجه بيشترين مخاطب ممکن به برنامههاي خبري خود هستند. شبکههاي خصوصي يا به قول منتقدان آنها، شبکههاي تجاري، براي تامين مخارج يک برنامه خبري بايد بتوانند توجه تعداد قابل ملاحظهاي از مخاطبان را به برنامه خود جلب کنند. هرچه تعداد مخاطبان يک برنامه خبري در سازمانهاي پخش تلويزيوني خصوصي بيشتر باشد، بهاي تبليغات ميان برنامهاي يا تبليغاتي که قبل يا پس از اخبار به نمايش درميآيد، بالاتر خواهد بود. جذب مخاطبان بيشتر، علاوه بر تامين سود بالاتر موجب افزايش امکانات و بودجه برنامه خواهد شد که اين به نوبه خود، کيفيت آن را نيز بهبود ميبخشد.
براي سازمانهاي پخش تلويزيوني عمومي نيز، جلب توجه مخاطب به يک برنامه خبري به همين اندازه و شايد حتي بيشتر اهميت دارد. دليل اين امر را بايد در کارکردهاي خبر در فضاي عمومي جستوجو کرد. براي بررسي اين مبحث، ابتدا رابطه محيط استفاده از رسانه1، يعني محيط تماشاي يک برنامه خبري، با چگونگي جلب توجه مخاطب مطالعه خواهد شد. بحث اصلي در اينجا اين خواهد بود که «ساختار مناسب» حلقه رابط محيط استفاده از رسانه با مفهوم جلب توجه است. سپس در رابطهاي تنگاتنگ با محيط ياد شده و براي روشن شدن آن، سعي خواهد شد باتوجه به نظريههاي مختلف، تعريفي نسبتا دقيق از مفهوم «توجه» ارائه شود. بنابراين مفهوم «توجه» با درجه فعال بودن مخاطب در مقابل پيام ارتباطي، ارتباط نزديکي دارد. محيط تماشا، لزوم جلب توجه مخاطب؛ ساختار مناسب
ميزان توجه مخاطب به صفحه نمايش تلويزيوني، مهمترين عامل در ادراک وي از محتواي برنامه خبري محسوب ميشود. اما ميزان توجه، رابطهاي تنگاتنگ با شلوغي محيط تماشا و مزاحمتهاي موجود در آن دارد. محققان و نظريهپردازاني چون مورلي1، کاتس2، لويس 3، تانيا مالينوفسکي4، شارلوت بروند سون 5 و بري گونتر 6 که در حوزههاي کاملا متفاوت مخاطبشناسانه، فعاليت ميکنند. همه بر اين امر صحه ميگذارند که اصولا ادراک مخاطبان برنامههاي خبري بسيار پايين است.
دليل پايين بودن ادراک مخاطبان به اشکال گوناگون و به تفصيل توضيح داده ميشود، اما شايد بتوان ادعا کرد که شلوغي محيط تماشاي تلويزيون و تاثير منفي آن بر ميزان توجه مخاطب به صفحه تلويزيون، دليلي است که بيشتر تحقيقات موجود از آن ياد ميکنند.1 گاه حتي در مواقعي که مخاطب به دقت يا به عبارت عاميانه، چهارچشمي به صفحه تلويزيون خيره ميشود، به دليل اشکالات ساختاري برنامههاي خبري، تنها بخش بسيار کوچکي از مطالب را درک و در بهترين حالت، تنها خلاصهاي بسيار کلي از خبرها را از در ذهن ثبت ميکند.2 اين اشکالات ساختاري را عمدتا بايد در منطبق نشدن ساختارهاي موجود ارائه اخبار با محيط تماشاي تلويزيون جستوجو کرد؛ براي مثال، اليس 3 مطرح ميسازد که ساختار خطي براي محيط تماشاي تلويزيوني مناسب نيست.
موثر در جلب توجه مخاطبان ؛نحوه ارتباط گويندگان و خبرنگاران
نحوه ارتباط گویندگان در این زمینه بسیار مهم است و لازم است بیشتر پرداخته شود:یکی از راههای جلب توجه مخاطبان به اخبار به نحوه ارتباط گویندگان و خبرنگاران با یکدیگر بر می گردد . عوامل زیر ارتباط بهتر ، موثرتر ، صمیمی تر و موفق تر را موجب می شوند .
۱ . تسلط بر موضوع و آگاهي از آن
اگر گوينده بر موضوع تسلط کامل داشته باشد، در مواقع بروز اشتباه ، به درستي و حرفه اي عمل مي کند و اين کاستي ها را به ديگران منتقل نمي کند . گوينده ها براي تسلط داشتن بر موضوع بايد مطالعه کنند ، خبر بخوانند ، خبر بنويسند ، خبر گوش کنند.
با تسلط بر موضوع است که گوینده می تواند با پرسیدن سئوالات جذاب ضرباهنگ و جذابيت خبر را افزايش دهد و در مواقع بروز اشتباه احتمالی واکنش مناسب داشته باشد . متاسفانه به علت فقدان تسلط یا تسلط ناکافی برخی همکاران سئوالات کلی می پرسند یا فقط در ابتدای ارتباط می گویند : " همکاران محترم بفرمائید " و خبرنگار و مصاحبه شونده هم درپایان می گوید : " اگر سئوالی ندارید با شما خداحافظی می کنم
. "
۲. تسلط بر روند کار
"تسلط بر روند کار " تا حدود زیادی ارتباط موفق گوینده را تضمین می کند . منظورم این است گوینده برای جلوگیری از بروز اشتباه ، جمع و جور کردن شرایط بحرانی و افزایش قدرت مانورش هنگام بروز اشتباه باید با عوامل توليد و پخش خبر مرتبط باشد ، در فرایند کار مشارکت کند و یا حداقل از آن مطلع باشد . واضح تر بگویم آگاهي گوینده از روندکار سردبير ، دبير خبر ، تهيه کننده ، کارگردان ، تصويربردار ، صدابردار و برنامه های بخش خبری ( آیا قرار است با جایی ارتباط داشته باشند ؟ خبر جدیدی بیاید ؟ و یا ... ) به وي بسيار کمک مي کند و جلوی بسیاری از اشتباهات را می گیرد .گوينده همچنین مي تواند با برقراري ارتباط خوب با سردبير و اعضاي تحريريه و کادر فنی و ايجاد فضاي اعتماد و اطمينان ، قدرت مانور بسیار زیادی در اجرا و تغيير محتوا هنگام بروز اشتباه برای خود کسب کند.
۳. تسلط بر خود
برخی از همکاران خبر می خوانند اما نمی دانند چه می گویند !! اسم همکاراشان را می دانند اما اشتباه می گویند ، فراز و فرود صدا دارند اما نابجا . واژه ها را متصل یا منفصل می خوانند اما معنای متضاد برداشت می شود . ارتباط غیر کلامی دارند امابی اثر و یا منفی و ....اینان کسانی هستند که تمرکز بر افکار ، تسلط بر اعضا و جوارح و متن ندارند . تسلط بر خود براي اجراي موفق تر ، ارتباط بهتر و نيز کاستن از فشارهاي روحي ـ رواني و جلوگيري از انتقال آن به ديگر عوامل بسيار سودمند است .
۴. ارتباط طبیعی
ارتباط طبیعی گوينده هاي خبر جذابیت ، اثرگذاری خبر و اعتماد مخاطبان را افزایش می دهد . بنابراین گویندگان باید از حرکات تصنعي ، غيرطبيعي و غيرعادي بپرهيزند و از رفتارهاي مردم در روابط ميان فردي الگو بگيرند .
" اتوکیو " برای برقراری ارتباط طبیعی با مخاطبان ابداع شد اما متاسفانه در موارد قابل توجهی به علت ارتباط نادرست برخی همکاران گوینده از این ابزار و نگاه مصنوعی و استفاده افراطی و غلط از این دستگاه به عنوان پارازیت و مخل ارتباط عمل می کند . باید از اتوکیو استفاده کرد اما نباید ارتباط با متن خبر زیر دست گوینده قطع شود . نباید مردم فکر کنند گوینده نابغه است یا چند ساعت وقت گذاشت تا خبر را " حفظ " کند .
معتقدم باید مثل مردم حرف بزنیم ، لباس بپوشیم ، ارتباط برقرار کنیم . نباید مردم حس کنند گویندگان آرم های متفاوتی هستند .ورود و خروج گویندگان و خبرنگاران به خبر نیز نباید کلیشه ای و برای همه فصول ،بخش ها و مناطق باشد بلکه آنها بايد به تناسب زمان ، مکان ، نوع موضوع و ... بارعايت اصول و ضوابط ، متفاوت ، متعدد و متکثر باشد .به عنوان مثال نباید همیشه گفته شود :سلام بینندگان عزیز ، شبتون بخیر .به اخبار خارجی که همکارم خانم .... به اطلاع شما می رساند توجه فرمائید یا ....... می توان به گونه دیگر سلام و علیک و خداحافظی کرد و به گویندگان و خبرنگاران پاس داد .مثال دیگر در مورد ارتباط خبرنگار و گوینده :ضرورتی ندارد همیشه هم گوینده بگوید : " خبرنگار از ما از لندن گزارش می دهد " و هم خبرنگار در پایان بگوید : .... خبرنگار صدا و سیما – لندن .گفتن نام " مکان " در پايان گزارش خبرنگاران فقط به بهانه نام بردن مکان رويداد لازم نيست بلکه آوردن نام مکان در موقعي الزامي است که به خبر و رسانه اعتبار بدهد. (مانور حضور)
برخی مواقع لوکیشن و حوادث گزارش گوینده و خبرنگار را از بردن نام آن مکان بی نیاز می کند .
عوامل موثر در جلب توجه مخاطب به خبر
نقش گوينده
گوینده آخرین دروازه بان خبر است . در انتهای فرایند خبر قرار دارد و نقش او در اعتماد زایی یا برعکس اعتمادزدایی بسیار برجسته است .گوینده می تواند با تسلط بر موضوع ،اعضاء و جوارح خود، ارتباط صحیح و طبیعی با خود و دیگران ( گویندگان همان بخش خبری، خبرنگاران و مصاحبه شوندگان) و در نهایت اجرای خوب برجذابیت، هیجان ،پویایی ، محتوای بخش خبری و اعتبار رسانه بیافزاید و برعکس با اجرای غیرحرفه ای زحمات همکاران خود را هدر دهد .در جمع بندی اینکه ؛ بعد از تیتراژ و عناوین و خلاصه خبر ، مخاطبان با گوینده مرتبط و توجه آنها جلب می شود .اگر می خواهیم مخاطبان با علاقه و اشتیاق به بخش های خبری توجه کنند ، رعایت عوامل زیر ضروری است :
1. ميزان انطباق چهره و صدای گوینده با هویت آن بخش خبری
معتقدم باید از میان مدل های گویندگی کشورهای عربی و حرفه ای باید به اجرا اولویت بدهیم . داشتن سیما و صدای زیبا نه فقط کافی نیست بلکه برخی مواقع ضرر دارد . تصریح می کنم هر گوینده در درجه اول باید مجری باشد .
2. میزان توانایی گوینده در استفاده از اعضاء و جوارح خود در انتقال محتوا ( ارتباط غیر کلامی )
ارتباط غیر کلامی باید طبیعی باشد . متاسفانه بسیاری مواقع ،مصنوعی و آزار دهنده است . ارتباطات غیر کلامی انتقال پیام را تسریع و فهم مخاطبان را تسهیل می کند
.
3. میزان اطلاعات گوینده و تسلط و اشراف او بر محتوا
اطلاعات گوینده اگر بیشتر از سردبیر نباشد ،نباید کمتر از او باشد . اطلاعات، گوینده را در اجرا و مواجهه با موارد پیش بینی نشده بیمه می کند و قدرت مانور او را افزایش می دهد .
4. میزان آمادگی گوینده در مواجهه با موارد پیش بینی نشده و چگونگی اداره بخش خبری
5. نوع واکنش گوينده هنگام بروز اشتباه در گويش خود
اگر چه بروز اشتباه در اجرا بویژه اجرای زنده خبر تقریبا اجتناب ناپذیر است اما می توان میزان آن را کم و از اشتباهات فاحش و غیرقابل جبران جلوگیری کرد . به یاد داشته باشیم هر اشتباهی در رسانه به تعداد مخاطبان تکثیر می شود بنابراین باید حتی الامکان از بروز آن جلوگیری کنیم اما درصورت بروز اشتباه بهتر است به احترام مخاطبان آن را تصحیح و در برخی مواقع حتی عذرخواهی کرد . به روی خود نیاوردن اشتباه و گذشتن از آن بدون اصلاح ، ضمن اینکه توهین به مخاطبان و زیر سئوال بردن فهم و درک آنها است ، تاکید مجدد و صحه گذاشتن بر بی سوادی و زیر سئوال بردن دقت و نظارت خود گوینده و عوامل آن بخش خبری است .
نکته دیگر اینکه برخی از اشتباهات با توجه به نوع رسانه و بخش خبری غیر قابل جبران است . مثلا با توجه به مخاطبان اخبار دانشگاه ، علمی فرهنگی و بخش های دارای مخاطبان خاص و تحصیلکرده ، توجیه برخی اشتباهات ویرایشی و دستوری یا تلفظ غلط واژه های تخصصی بسیار مشکل است .
6. میزان تمرکز بر اجرا و محتوا
گاهي اوقات گوينده با توجه زياد به متن براي اجراي بهتر خبر و اداي صحيح اصطللاحات از اصل خبر و موضوع آن غفلت کرده و نمي داند که محتواي متني که مي خواند چيست.
نقش خلاصه خبر و عناوين در افزایش توجه مخاطبان
2- نقش خلاصه خبر و عناوين در افزایش توجه مخاطبان
در مطبوعات نخستین ارتباط مخاطبان ، صرفنظر از اندازه ،رنگ و عکس های روزنامه با تیتر برقرار و توجه خواننده ابتدا به تیتر جلب می شود . در واقع مخاطبان با با دیدن تیتر ، در مورد خرید و مطالعه مطبوعات یا برعکس نخریدن آن تصمیم گیری می کنند . در راديو و تلويزيون، نخستین عاملی که توجه مخاطبان را جلب می کند، غیر از دکور ، گوینده و تیتراژ ، خلاصه خبر و عناوين است . خلاصه خبر و عناوین همانند تيتر، عصاره و جوهرة خبر و ماندگارترين بخش آن در ذهن مخاطب محسوب ميشود. درخبرهاي راديو و تلويزيوني از خلاصه خبر و عناوين، معمولاً بعد از تيتراژ استفاده ميشود، اما گاه در قالب نوشته پيش از تيتراژ نيز ميآيد. (مثل خبر شبكه چهار سيما)
خلاصه خبر و عناوين در جذب و دفع مخاطبان نقشي اساسي ايفا ميكند. اگر خلاصه خبر يا عناوينمتناسب با نيازهاي مخاطبان جذاب، بديع، پرمعني و در عين حال كوتاه باشد، مخاطبان را جذب و به شنيدن و ديدن خبر تشويق ميكند و برعكس اگر در جهت نيازهاي آنها نباشد، مخاطبان را دفع ميكند.
خلاصه خبر و عناوين نيز، همچون تيتر، موضوع و جهت گيري بخشهاي خبري راديو و تلويزيون را مشخص مي كند. در واقع، خلاصه خبر و عناوينهر بخش خبري، به مخاطبان مي گويد كه كدام يك از رويدادها از نظر آن بخش خبري مهمتر است.
برای فتح خاکریز توجه مخاطبان از طریق "خلاصه خبر و عناوین " ، رعایت نکات زیر ضرورت دارد :
الف ) رعایت اصول کمی خلاصه خبرها و عناوين
همانطوریکه استفاده از یک یا دو تیتر در صفحه اول روزنامه توجه مخاطبان را بیشتر جلب می کند ، استفاده از دو خلاصه خبر و عنوان نیز باعث افزایش توجه مخاطبان به خبر و ماندگاری بیشتر آنها می شود اما یقینا در زمینه قدرت تصمیم گیری مخاطبان اختلا ل ایجاد می کند . به عبارت دیگر اگر چه تعداد کم خلاصه خبر و عناوین باعث "افزایش توجه مخاطبان "می گردد ولی قدرت تصمیم گیری را در مورد دیدن یا شنیدن آن بخش خبری از مخاطبان محدود می کند .
در مورد تعداد خلاصه خبرها و عناوين در هر بخشخبري، ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد. بنابر دلایل فوق برخي از همكارانمعتقدند تعداد آنها بايد كم و حداكثر 4 عدد باشد تا بتواند در اذهان مخاطبان اثرگذار و ماندگار شود و توجه آنان را بیشتر جلب کند اما برخي ديگر از همكاران و محققان اين ديدگاه را قبول ندارند و معتقدند در هر بخشخبري باید تعداد زيادتريخلاصه خبر و عناوين پخش شود.
به نظر بنده، اگرچه با تعداد کم خلاصه خبرها و عناوين، ميزان توجه مخاطبان ، ماندگاري و اثرگذاري آن در اذهان بيشتر ميشود، اما حق انتخاب و تصميم گيري در مورد ادامه ديدن و شنيدن و تعقيب آن بخش خبري را از آنها ميگيرد. معتقد نيستمكه بايد خلاصه خبر و عناوين همه خبرهايي را كه در هر بخش پخشميشود، پخشكنيم،تعداد زیاد خلاصه خبر و عناوین میزان توجه مخاطبان را کاهش می دهد اما تأكيد ميكنمكه بايد خلاصه و عناوين مهم آن بخشخبري را با لحاظكردن اصلبالانسو توازن و با هدف جلب توجه مخاطبان ، افزایش اثرگذاری و ماندگاری در اذهان پخشكنيم و به مخاطب دربارة تصميم به ادامه ديدن يا شنيدنآن بخشخبريكمككنيم.
اين مسئله به راحتي براي مخاطبان مطبوعات امكانپذير است، زيرا خوانندگان روزنامه ها با ديدن تيترهاي متنوع ميتوانند به اين سؤال پاسخ دهند كه آيا آن روزنامه مطالب مورد نياز آنها را دارد يا خير و آيا ضرورتدارد آن روزنامه را بخوانند يا نه؟
با توجه به همين منطق، بايد اين امكانبراي مخاطبان راديو و تلويزيون هم فراهمشود تا تصميم گيري كنند. بنابراين، تعداد خلاصه خبرها و عناوين نبايد آن قدر كم باشد كه حق انتخاب را از مخاطبان بگيرد. نیاز مخاطبان ، ارزشهای خبری و اهمیت اخبار و سیاست رسانه ای در انتخاب خلاصه خبر و عناوین موثر است .
ب ) نوع نگارش
نوع نگارش خلاصه خبر و عناوین در" جلب توجه مخاطبان" موثر است . بنابراین رعایت نکات زیر پیشنهاد می شود :
1ـ در عناوين و خلاصه خبراز واژه هايي پرمعني، كوتاه و با صلابت استفاده ميشود. مثل
• افزايش ده درصدي حقوقكارمندان دولت
• تأكيد رئيس جمهور بر حل مشكل اشتغال
• ترور و كشته شدن بوش
• كودتا در ليبي
• و موفقيت دانشمندان در كشف علت سرطان
2- خلاصه خبر و عناوين خبر بايد كوتاه، پرمعني، جذاب، بديع و اصطلاحاً ساندويچي و قابل هضم باشد.
3ـ همانطور كه خلاصه خبر و عناوين مبهم، كلي و كم محتوا يا بيمحتوا پسنديده نيست، از
نگارش خلاصه خبر و عناوين با محتواي زياد، جزئي و طولاني نيز بايد به شدت پرهيز كرد.
4ـ خلاصه خبر و عناوين بايد حول محور اصلي و مهم خبر متمركز شوند و تا جاييكه ممكن است از ذكر
محورهاي فرعي و كم اهميت تر خودداري شود.( حتی المکان یک محوری باشد .)
5ـ براي ترغيب مخاطبان مختلف به ديدن و شنيدن خبرها، سعي شود اصل توازن و تعادل موضوع و محتوا در نگارش خلاصه خبر و عناوين لحاظ شود.
استفاده از اصطلاحات عاميانه در حين خبر در جلب توجه بينندگان از ديدگاه مردان و زنان تاثير غير همساني دارد . شايد بتوان دليل اين امر را ظرافت زنانه در بکارگيري الفاظ بيان کرد .
استفاده از تفاسير خبري از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير غير همساني دارد . استفاده از گزارشات خبري که بيشتر با زندگي روز مره مردم ارتباط دارند از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير غير همساني دارد . تلويزيون در بيان خبر چقدر با واقعيت هاي روز تطابق دارد از ديدگاه مردان و زنان يکسان نيست . شايد دليل اين امر اين باشد که زنان بيشتر زمان خود را در خانه صرف مي کنند و از واقعيت هاي روز به اندازه مردان با خبر نيستند و همواره اخبار را با توجه به ذهنيت خود , مطابق با واقعيت مي پندارند . لحن و تن گوينده خبر از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يکساني دارد . صداو تصوير هم زمان در اخبار از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يکساني دارد . ترتيب اخبار بر اساس اهميت خبري از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يکساني دارد . تفکيک اخبار به دو صورت کوتاه و مفصل در ديدگاه مردان وزنان در جلب توجه بينندگان تاثير يکساني دارد . استفاده از موسيقي در پخش خبر در جلب توجه بينندگان از ديد گاه مردان و زنان يکسان است . بيان خبر در قالب عکس و تصاوير به منظور ايجاد آگاهي در جلب توجه بينندگان از ديدگاه مردان وزنان تاثير همساني دارد . صميمي بودن گوينده در هنگام خبر به از ديدگاه مردان و زنان تاثير يکساني دارد . رعايت مدت زمان مناسب براي ارائه خبر از ديدگاه مردان و زنان تاثير يکساني در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . لباس و پوشش مجري از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يکساني دارد .
در آزمون پيرسون براي بيان همبستگي ميان متغير ها به نتايج زير رسيديم :
در بيان همبستگي ميان سن و ويژگي هاي خبر سيما , ميان سن و لباس و پوشش مجري , صميمي بودن گوينده ( گوينده خبر ) , بيان خبر ها در قالب عکس ها و تصاوير , تفکيک اخبار به صورت هاي کوتاه وبلند , صدا وتصوير همزمان ,داشتن تفاسير خبري ( شکل و سبک خبر ) استفاده از موسيقي در پخش خبر , بيان خبر مطابق با واقعيت هاي روز ( شرايط اجراي خبر ) وبه طور کلي عوامل سبک و شکل خبري همبستگي خيلي کم وجود دارد . بين سن با سوالات مدت زمان مناسب براي اجراي خبر ( شرايط اجراي خبر ) اولويت بندي کردن اخبار بر اساس اهميت ( شکل و سبک خبري ) و به طور کلي شرايط اجراي خبر همبستگي معکوس کم وجود دارد .
بين تحصيلات با سوالات بيان خبر در قالب عکس ها و تصاوير , صدا وتصوير همزمان , استفاده از ملودرام خبري ( گزارش هاي خبري ) و داشتن تفاسير خبري ( شکل و سبک خبر ) , بيان خبرهاي مطابق با واقعيت هاي روز و به طور کلي شرايط اجراي خبر همبستگي کم وجود دارد . بين تحصيلات با سوالات پوشش مجري , صميمي بودن گوينده ( گوينده خبر ) , مدت زمان مناسب براي اجراي خبر , استفاده از موسيقي در بيان اخبار ( شرايط اجراي خبر ) , تفکيک اخبار به دو صورت کوتاه و مفصل و اولويت بندي کردن اخبار به اهم و مهم ( شکل و سبک خبر ) و به طور کلي عوامل گوينده خبر و شکل و سبک خبر همبستگي معکوس کم وجود دارد .
در اين نمونه مردم معتقدند لباس و پوشش مجري تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارد . همچنين رعايت مدت زمان مناسب براي ارائه خبر در جلب توجه بينندگان تاثير زيادي را دارا مي باشد .
درصد زيادي از مردم هم به دنبال خبر هايي هستند که سنت را شکسته و به دنبال پرده برداري از اخبار مي باشند . صميمي بودن گوينده در هنگام بيان خبر هم تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . بيان خبر ها در قالب عکس و تصاوير به منظور ايجاد آگاهي تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا ميباشد . استفاده از موسيقي در پخش خبر به منظور جلب توجه بينندگان تاثير زيادي را دارا نمي -باشد.
تفکيک اخبار به دوصورت کوتاه و مفصل تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . ترتيب اخبار بر اساس اهميت خبري تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارد . صدا و تصوير هم زمان تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا نمي باشد . لحن و تن گوينده خبر تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . از ديدگاه مردم تلويزيون در بيان خبر به ميزان زياد با واقعيت هاي روز تطابق ندارد . استفاده از گزارشات خبري که با زندگي روزمره مردم سروکار دارد به ميزان زيادي در جلب توجه بينندگان موثر نمي باشد . داشتن تفاسير خبري نقش زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . استفاده از اصطلاحات عاميانه در حين خبر تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا نمي باشد .
http://mhsoroush.blogfa.com/