Ansari

مشکلات، تنگنا ها و راهکار های پوست و چرم دامی

(برنامه راهبردی)

حمیدرضا انصاری رنانی

عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات علوم دامی کشور

مقدمه

یکی از تولیدات مهم دامی ایران، پوست(چرم) می باشد که در حدود 80 سال پیش، کشور شاهد تولید صنعت چرم به شکل مکانیزه بود.فرهنگ مصرف، فن آوری قدیمی تولید در کشور و ضرورت تأمین کفش و فرآورده های دیگر چرمی باعث علاقمندی بیشتر پیشه وران و صنعت تولید چرم سنگین(گاوی)در راستای تأمین ماده اولیه خود یعنی پوست خام، در پاره ای موارد دچار کمود شده و اقدا به واردات پوست و همچنین چرم ساخته شده گاوی نموده است .لیکن پوست گوسفندی به دلایل استقبال کمتر مصرف کنندگان، عدم فن آوری به روز جهت فرآوری آن و نیز اغوا کننده بودن حجم ارز ناشی از صادرات این کالا، غالباً به شکل سالامبور از مرزهای کشور خارج شده است.همین امر خود باعث بالا رفتن قیمت سالامبور مورد مصرف کارخانجات داخلی شده، که نتیجه آن بالا رفتن قیمت تمام شده چرم گوسفندی و عدم استقبال مصرف کنندگان از مصنوعات این نوع چرم شده است.این در شرایطی است که تنها 15 درصد از چرخه کاری تولید پوست تا چرم در تولید سالامبور است و اقتصاد صنعتی و دامپروری ایران از اخذ 85 درصد ارزش افزوده ما بقی آن محروم می ماند.

با بررسی وضعیت موجود صنایع پوست و چرم این مقاله به دنبال یافتن مشکلات و تنگناها وارایه راهکارهای سریع و علمی در حل این معضلات می باشد. در یان راستا مجموعه ای از اطلاعات کشوری و جهانی پوست و چرم درقالب برنامه راهبردی پوست، چرم و الیافت دامی ایران گرد آوری شده و با ارایه

 

وضعیت پوست و چرم دامی

آمار موجود نشان می دهد که ظرفیت اسمی صنعت تولید چرم ایران بیش از مقدار پوست استحصالی می باشد.ظرفیت اسمی نصب شده تولید چرم سبک و سنگین در کارخانجات فعال بولید و فرآوری چرم به ترتیب 130000و 89500 هزار فوت مربع در سال 1385 بوده است(جدول1). لیت ذر شرایطی است که به ترتیب نزدیک به 7/41 و 5/21 میلیون فوت مربع چرم سبک سنگین ظرفیت 10 کارخانه معظم صنعت چرمسازی هستند که به دلایل مختلف در سالهای اخیر تعطیل شده و کارخانجات فعال موجود نیز حدود 20تا35 درصد ظرفیت اسمی نصب شده در حال کارند.

 

جدول 1- ظرفیت اسمی، تولید،مصرف سرانه و میزان نیاز کشور به انواع چرم

نام کالا

واحد سنجش

ظرفیت

اسمی

سال تولید

مصرف

سرانه

میزان

نیاز

میزان نیاز

یا مازاد

80

81

82

83

84

چرم سنگین

میلیون فوت مربع

5/89

55

5/58

65

5/60

62

98/0 فوت مربع

 

 

چرم سنگین

میلیون فوت مربع

130

32

5/34

37

8/48

48

4/0 فوت مربع

27

21+

چرم سنگین

تن

1920

650

670

700

468

580

5% کیلوگرم

3400

2860-

 

بر اساس آمار موجود سالانه در حدود 20 میلیون جلد پوست گوسفندی، 7/4 میلیون جلد پوست بزی و 4/2 میلیون جلد پوست گاوی از کشتار کشتارگاهی و خارج کشتار گاهی کشور در دسترس قرار می گیرد که درصورت تبدیل آنها به چرم، ارزش افزوده قابل توجهی را نصیب کشور خواهد نمود.لیکن در تبدیل پوست به چرم، آسیب دیدگی پوست خام به صورت سالامبور، عقب ماندگی فناوری مورد استفاده در تبدیل پوست به چرم؛ آسیب دیدگی پوست به دلیل بیماری های دامی، روش های سنتی کشتار و پوست کنی نامناسب، بخش قابل توجهی از ارزش افزوده از دسترس خارج می شود.

 

موانع و محدودیت های پوست و چرم

1- مسائل صنفی و تشکیلاتی

- نبود تشکیلات منسجم تصمیم گیرنده و عدم وجود متولی مستقل و هدایت کننده

- نبود هماهنگ کننده بین مراکز تحقیقاتی، اجرایی، ترویجی و آموزشی

- عدم وجود تشکیلات صنعی و نداشتن اتحادیه و تعاونی های دامداری مختص پرویش دهندگان دام.

- عدم وجودارتباط تنگاتنگ بین تولید کنندگان و مصرف کنندگان.

 

2- مسائل آموزشی

- عدم کفایت آموزش مناسب بهره برداران

- کم سواد و بی سواد بودن قشر پرورش دهندگان دام.

- پایین بودن سطح دانش و آموزش واسطه های خرید، بهره وران و نساجان محلی

- پایین بودن سطح مهارت و مدیریت نیروی انسانی.

ناکافی بودن مطالعات و آموزش در زمینه پوست و چرم دامی به دلیل نبود واحدهای آموزش چه در گروه های علوم دامی و چه گروه های تخصصی در دانشگاههای کشور.

 

3- آلودگی به انواع بیماری های مسری و انگلی

- کمبود پرسنل دامپزشکی و خدمات رسانی ناکافی دامپزشکی و بهداشتی.

- شیوع بیماریهای مهم و همه گیر دامی بخصوص در مناطق دور افتاده

- کمبود اعتبارات دارویی.

- عدم توان سم پاشی جایگاه ها توسط دامداران

- عدم وجود اطلاعات و دانش کافی دام داران درمبارزه با بیماری ها و انگل ها

- کمبود تاسیسات جانبی در مراکز تولید دام.

- کمبود جایگاه مناسب و بهداشتی جمع آوری پوست.

 

4- ضایعات در مراحل مختلف

- ضایعات پوست کنی.

- عدم سورت و درجه بندی پوست در زمان استحصال.

- عدم مکانیزه بودن برداشت پوست.

- نبود ماشین متناسب پوست کنی.

- آلوده شدن و یا آلوده کردن پوست.

- مکان های نامناسب نگه داری پوست جدا شده

- نفوذ بعضی از حشرات و انگل ها به انبار و محموله های پوست.

- تغییر در رطوبت پوست و در نتیجه ایجاد نوسان وزن در زمان خرید و فروش.

- عدم نگهداری مناسب پوست.

- افزایش در رطوبت پوست و در نتیجه ایجاد نوسان وزن در زمان خرید و فروش.

- عدم نگهداری مناسب پوست.

- افزایش در رطوبت پوست و ایجاد زردرنگی در آنها در اثر رشد قارچ ها.

- افزایش مدت نگهداری و آلودگی پوست.

- عدم تصفیه پساب کارخانجات و بوجود آمدن مشکلات زیست- محیطی متعدد.

 

5- چالش های اقتصاد

- صادرات بی رویه پوست گوسفند به کشورهای خارجی و عدم استفاده از ارزش افوزده.

- صرفه کم اقتصادی پرورش دام به دلیل بالا بودن هزینه پرورش دام.

- عدم نقدینگی نزد دامداران.

- شرایط سخت استفاده از اعتبارت و تسهیلات بانکی کارخانه داران.

- عدم توان در رقابت اقتصادی مابین تولید پوست با محصولات اصلی دام از جمله گوشت و شیر.

- عدم تعادل قیمت بین تولیدات دامی.

- عدم تناسب بین افزایش قیمت تولیدات دامی.

- عدم اختصاص یارانه مناسب به تولید کننده برای حفظ سطح تولید یا افزایش آن.

- مشکلات فروش و بازاریابی پوست تولیدی.

- عدم بازاریابی و قیمت گذاری مناسب پوست.

- قیمت بالای ماشین آلات و وارداتی بودن آنها

- عدم دسترسی به لوازم یدکی و خدمات پس از فروش مربوط به ماشین های عمل آوری پوست.

- عدم بکارگیری ظرفیتهای کشور برای تولید مواد شیمیایی و تجهیزاتی مورد نیاز کارخانجات پوست.

- قدیمی بودن تجهیزات و فناوری مورد استفاده در صنایع چرم.

- عدم بکارگیری روشهای مناسب کشتار دام، پوست کنی و انبار داری

- عدم استفاده از ظرفیتهای موجود کارخانه های تولید چرم

 

6- مسائل تجاری

- نبود مرکز اطلاعات بازاریابی و قیمت گذاری به روز پوست و چرم.

- عدم تعادل بین قیمت پوست و چرم جهانی با داخلی

- عدم تمایل به سرمایه گذاری خارجی به دلیل عدم ثبلات اقتصادی.

- وجود واسطه های غیر ضرور و دلال محور بودن بازاریابی و اقتصاد پوست و چرم.

- عرضه نامناسب پوست و چرم برای فروش.

 

7- مسائل ترویجی

- عدم وجود ارتباط پیوسته تحقیق، ترویج، اجرا و بهره بردار.

- عدم مشارکت فعال ترویج، اجرا و بهره بردار در تحقیق.

- نامناسب بودن ارایه و انتشار گزارش فنی و ترویجی.

- عدم کفایت نیروی انسانی متخصص انتقال یافته ها.

- عدم توانایی و مهارت کافی در انتقال یافته ها به بهره برداران توسط محققین

- عدم بهره گیری از روش های پیشرفته اطلاع رسانی مانند ارتباطات جمعی و اینترنت.

- نبود یا کمبود فیلم های مستند در تبلیغ و آگاهی در بهینه سازی تولید و مصرف.

 

8- مسائل تحقیقاتی

- عدم وجود یک موسسه تحقیقاتی مستقل پوست و چرم.

- عدم تناسب هرم نیروی انسانی محقق در این زمینه.

- نارسایی ساختار تشکیلاتی موجود در این زمینه.

- عدم تمرکز، تصمیم گیری و سیاست گذاری در امر تحقیقات بین موسسات تحقیقاتی، دانشگاه و اجرا.

- ناکارآمد بودن سیستم اطلاع رسانی و عدم آگاهی محققین سطوح غیر مدیریتی از مسائل.

- نداشتن شاخص مناسب ارزیابی.

- مقطعی بودن تحقیقی و عدم پیگیری ادامه نتایج طرح ها.

- ناکافی بودن وتوسعه نیافتن بخش تحقیقات کاربردی دام.

- مراحل طولانی در طی ارایه، تصویب و تامین اعتبار طرح های پژوهشی.

- ضعف در ساختار انتقال یافته های تحقیقاتی در طی مراحل داوری و چاپ در مجلات داخلی.

- نداشتن توان مالی محققین در چاپ نتایج تحقیق در مجلات داخلی و خارجی

- عد تخصیص اعتبار به محقق برای انتشار مقالات. 

- نبود تشویق های مالی و معنوی از انتشار مقالات در داخل و خارج

 

راه حلهای ارایه شده برای برطرف کردن مشکلات و تنگناها

 

الف) راه حل های کوتاه مدت

-         افزایش تولید در واحد دام.

-         ترویج اصول صحیح نگهداری دام.

-         تجهیز و نوسازی و بازسازی جایگاه دام.

-         بهداشتی نمودن اماکن دامی.

-         کنترل بیماریها و پیگیری و درمان بیمارها و انگلهای آسیب رسان به پیوست

-         - حفاظت و بهره برداری مناسب از ذخائر ژنتیکی مطلوب.

-         ایجاد تشکل های صنفیمناسب.

-         احداث صنایع جنبی، تبدیلی و فرآوری

-         تشویق دامداران به ایجاد تعاونی دامداری

-         استقرار واحدهای صنعتی دامداری و صنایع وابسته.

-         بهبود مدیریت تولید، ارزیابی عمل کرد بهره وران و ارتقا بهروری در واحدهای تولیدی

-         برنامه ریزی جهت سازماندهی واحدهای توسعه بیمه بهره وران و بیمه دام.

-         تقویت و حمایت از بهره وران و تامین نقدینگی.

-         اجرای دورههای آموزشی همراه با ارایه روش های ترویجی در بهبود مدیریت و پرورش دام.

-         ارایه و گسترش خدمات آموزشی، ترویجی، بهداشتی، دامپزشکی، دامپروری به دامداران

-         انتقال دانش و به کارگیری یافته های پژوهشی در داخل کشوز.

-         پیش بینی وضعیت آینده روند تولید تا مصرف پوست و چرم.

-         ترویج روش های پوست کنی. نگهداری، انبارداری و ...

-         تصحیح تعرفه های گمرکی، قوانین و مقررات صادرات و واردات.

 

ب) راه حل های متوسط و طولانی مدت

-         اعمال سیاستهای صحیح اصلاح نژادی

-         سازمان دادن به کار مامورین پوست کنی تا خود را در برابر مرغوبیت پوست کنی مسئول بدانند.

-         اجباری نمودن صدور پروانه برای فروشندگان پوست و مجبور گردانیدن آها به تهیه وسایل فنی.

-         کنترل پروانه کار کلیه کارگاههای چرمسازی و جلوگیری از ادامه فعالیت فاقدین پروانه کار.

-         کمک به دباغان روستایی جهت تاسیس شرکتهای تعاونی.

-         تشویق افراد به تولید مواد شیمیایی و مواد متفرقه ایکه مواد اولیه آن در ایران موجود است.

-         کم کردن تعرفه های گمرکی مربوط به ماشین آلات، مواد شیمیایی و مواد متفرقه صنعت چرم.

-         توسعه صادرات پا افزار

-         تشویق صنعت پا افزار به استفاده از چرم رویه که از پوستهای سبک تهیه می شود.

-         ترغیب به تولید داخلی مواد شیمیایی و متفرقه جهت تامین احتیاجات صنعت پا افزار.

-         تشویق به تهیه البسه چرمی که از پوستهای داخلی تهیه شده باشد.

-         تشویق به تهیه انواع مختلف کالاهای پوستی گرانبها در ایران.

 

طرحهای تحقیقاتی انجام شده پوست در زمینه و الیاف دامی در داخل کشور

تاکنون تعداد 21 طرح تحقیقاتی در مورد پوست دامی به شرح جدول 2 انجام شده است.

 

جدول 2- تعداد و موضوعات طرحهای تحقیقاتی انجام شده پوست دامی کشور تا سال 1386

موضوع

پوست و چرم

شناسایی

1

مدیریتی

9

تغذیه

-

اصلاح نژد و زنتیک

-

فیزیولوژی

-

ماشین آلات و مواد شیمیایی

7

عمل آوری

4

جمع

21

 

طرحهای تحقیقاتی انجام شده هر چند که بسیار ارزشمند و قابل استفاده می باشند اما بدلیل گسترده بودن موضوعات پوست و چرم دامی، به هیچ وجه پاسخگوی همه نیازهای تحقیقاتی و تولیدی این بخش از علوم و صنایع کشور نمی باشد. از آنجاییکه غالب بهره برداران نتایج این گونه تحقیقات را روستائیاتن و عشایر پرورش دهندگان دام های کوچک تشکیل می دهند که مشمول مسائل عمومی و کلی دامداری از جمله توان کم و ضعف مالی و فرهنگی، پایین بودن سطح مهارت و سنتی بودن روش مدیریت، نامتعادل بودن قیمت تولید دامی و پایین بودن قیمت الیاف و پوست دامی می باشند، قادر به بهره برداری از نتایج طرح های تحقیقاتی نمی باشد. بعلاوه عدم هماهنگی بین مراکز تحقیقاتی، اجرایی ترویجی و آموزشی، نبود متخصص انتقال یافته افزون بر علت است.

 

شناسایی و اولویت بندی طرحهای محوری

باتوجه به وضعیت موجود صنایع پوست و چرم کشور و به منظور بهبود کمی و کیفی این محصولات در داخل کشور و امکان رقابتی کردن آنها در بازارهای بین المللی، محققان و دست اندرکاران، اولویت بندی طرحهای تحقیقاتی پوست و چرم (نمودار 1) ارایه گردیده است.

 

 

 

Arzesh

رقابت پذیری رنجیرة ارزش چرم در آسیا

مرتضی مرادی

1-دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمناون،ایران

Moradi-Morteza@Yahoo.com

 

1-مقدمه

بررسی و شناخت مزیت ها رقابتی و میزان رقابت پذیری محصولات، بنگاه ها و صنایع موجود در هر کشور گامی اساسی در شناخت وضع موجود و آیندة صنعتی و مقدمه ای برای برنامه ریزی های استراتژیک و بلند مدت می باشد.در کشور ایران نیز صنعت چرم به عنوان یکی از اصلی ترین زیر مجموعه های صنعت نساجی، چرم و پوشاک، از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد.که لازم است رقابت پذیری آن مورد واکاوی قرارگیرد.زنجیرةارزش صنعت چرم شامل تولید پوست خام حیوانات، انواع چرم، انواع کیف و چمدان و هنچنین انواع کفش و پای پوش می باشد و در حال حاضر با بیش از هزار و صد واحد تولیدی با دارا بودن بیش از دو درصد از کل اشتغال مستقیم صنایع کشور، جایگاه و اهمیت ویژه ای را به خود اختصاص داده است.جدول اطلاعات دقیق و جامع تری را در مورد وضعیت موجود زنجیرة ارزش صنعت چرم نسبت به کل صنایع کشور نشان می دهد.

جدول 1-وضع موجود زنجیرة ارزش صنعت چرم ایران در مقایسه با کل صنایع تا پایان بهمن ماه1383 [1]

 

تعداد واحد تولیدی

سرمایه گذاری(میلیارد ریال)

اشتغال (نفر)

زنجیرة ارزش صنعت چرم کشور

144،4

4/991

33،225

کل صنایع کشور

65،453

4/153،1585

1،578،521

سهم از کل صنایع کشور

%75/1

%65%

%2/1

 

اگر چه فعالیت های صنعت چرم در سطح جهان از ارزش افزودة بسیار بالایی برخوردار هستند ولی متأسفانه این صنعت همانند سایر بخش هیا صنعت نساجی، چرم و پوشاک در جند سالة اخیر درکشور با مشکلات عدیده ای مواجه بوده است.به طوری که بسیاری از واحد های بزرگ بخصوص در بخش تولید کفش با بحران و ورشکستگی مواجه شده اند و حتی قادر به پرداخت حقوق پرسنل خود نیز نبوده اند.از سوی دیگر دولت برای جلوگیری از گسترش اینبخران دست به یکسری سیاست های حمایتی زده است که از آن جمله م وان به پرداخت جوایز صادراتی و نیز تصویب قانون نوسازی صنایع نساجی، چرم و پوشاک کشور و تخصیص 500 میلیون دلار اعتبار به کل این صنایع اشاره کرد[2].اما به علت گستردگی و تنوع بخش هیا مختلف این صنایع  سطح بالای رقابت در عرصة جهانی تجارت مطمئناً این اعتبارات نمی تواند کارگشا باسد و مشکلات گوناگون آن را برطرف نماید بنابراین لازم است این منابع محدود به صورت هدفمند به زیر بخش هایی که از رقابت پذیری بالاتری برخوردار هستند اختصاص یابد تا کارآیی این گونه سرمایه گذاری ها افزایش یابد.

بدین منظور در یان مقاله پس از بررسی مفاهیم رقابت پذیری و چگونگی ارزیابی آن ،رقابت پذیری بخش های مختلف زنجیرة ارزش صنعت چرم ایران و تعیین مزیت های نسبی آن در مقایسه با چهار کشور آسیایی دیگر شامل چین، پاکستان، جمهوری کره، اندونزی طی سال های 1998 تا 2004 میلادی مورد ارزیابی قرار گرفته است.بدین منظور زنجیرة ارزش صنعت چرم بر اساس سیستم کد گذاری(Nomenclature) مورد استفاده توسط سازمان جهانی SITC(Standard International Trade Classification) تقسیم بندی شده است.در سیستم SITC صنعت چرم در قالب کدهای دو رقمی 21،61،83،85، معرفی شده که خود مجدداً به هفت کد سه رقمی و جزئی تر دسته بندی شده اند.شرح مختصر هر یک از این کدها در جدول (2) و شمای کلی زنجیره ارزش چرم در شکل(1) قابل مشاهده است.

 

جدول 2:شرح مختصر کدهای سه رقمی موجود در زنجیرة ارزش چرم بر اساس سیستم کد گذاری[3]

کد

شرح

211

پوست خام حیوانات

212

پوست های نرم خام از جمله سر، دم، دست، پا، و سایر قطعاتی که در پوست سازی مورد استفاده قرار می گیرد

611

انواع چرم

612

اشیاء از چزم طبیعی یا از چرم دوباره ساخته شده(برای مصارف فنی، همچنین اشیاء زین و برگ سازی برای هر نوع حیوان)

613

پوست های نرم طبیعی دباغی شده یا آماده شده(ازجمله سر، دم، دست، و پا و سایر قطعات ،اخال و دم قیچی

831

انواع رختدان کوچک ،چمدان،انواع کیف

851

انواع کفش و پای پوش

 

 

2- رقابت پذیری و نحوة ارزیابی آن

 

در مورد رقابت پذیری نظریات مختلفی ارائه شده است به طوری که بنا بر نظر لال (Lall.s. )مفهوم رقابت پذیری اگر چه بسیار متداول است و به شکل قابل توجهی مورد استفادة محققین قرار گرفته است ولی همچنان بحث برانگیز است[4] اما به طور کلی می توان رقابت پذیری ار قابلیت ها و توانمندی هایی دانست که یک کسب و کار، صنعت، منطقه، کشور دارا می باشند و می توانند آنها را حفظ نمایند تا رد عرصة رقابت بین المللی نرخ بازگشت بالایی را در فاکتورهای تولید ایجاد نموده و نیری انسانی خود را در وضعیت نسبتاً بالایی قرار دهند.[5]. مایکل پورتر

(Michel Porter) تأثیر مشتریان و تآمین کنندگن را بر رقابت پذیری خاطر نشان کرده است و معتقد است که مزیت رقابتی یک بنگاه، بایستی به عنوان بخشی از یک سیستم گسترده و در ارتباط تأمین کنندگان، توزیع کنندگان، و همچنین مرف کنندگان نهایی مورد بررسی قرار گیرد.[6] کارایانیس و پورپسکو نیز در تحقیقات خود بر نقش تکنولوژی اطلاعات و ICT و تدارکات الکتریکی کالا در افزایش بهره وری ملی و ارتقاء رقابت پذیری کشورهای اتحایة اروپا به خصوص کشورهای مرکزی و شرقی آن تأکید دارند.[7]

علی رغم تعارق و برداشت های مختلف از مفهوم در مراجع مختلف، می توان اظهار داشت که توجه فه فعالیت در یک بازار منصفانه، غیر جنبدارانه و بین المللی و کسب سهم بازار و سود از آن در اکثر تعاریف ه عنوان فصل مشتر ک مورد توجه بوده است.علاوه براین در بسیاری از مطالعات نیز برای اندازه گیری رقابت پذیری از صادرات استفاده شده است.[8،4و9]. از همین رو بسیاری از شاخص های ارزیابی رقابت پذیری و تعیین مزیت های نسبی بر اساس اطلاعات مربوط به تجارت جهانی و میزان صادرات و یا واردات کشورهای مختلف در بازارهای بین المللی پایه ریزی شده اند. در این میان شاخص مزیت نسبی آشکار شده(RCA) که توسط بالاسا در سال 1965 معرفی شده و توسط والراس اطلاح گردیده و توسعه یافته است.جایگاه ویژه ای دارد.شاخص RCA در بسیاری از تحقیقات داخلی و خارجی، در زمینه های مختلف مورد استفادة محقیقن قرار گرفته است.

این شاخص صادرات یک محصول را در مقایسه با کل صادرات آن کشور و همچنین در ارتباط با عملکرد صادرات مجموعه ای از کشورها اندازه گیری می کند و مقدار بزرگتر از یک برای شاخص RCA بیانگر وجود مزیت نسبی و کوچکتر از یک نشانة عدم وجود مزیت نسبی مقادیر می باشد.اگر روند RCA در یک دورة زمانی دائماً رو به رشد باشد، نشان هندة آن است که توان صادرات آن محصول روز به روز افزایش یافته و تقاضای خارجی نیز از روند باثباتی برخوردار بوده است. البته این موضوع در عکس نیز برقرار است. نرخ رشد RCA یا سهم صادراتی صنایع نیز می تواند میزان بهبود در عملکرد صادراتی را به خوبی نشان دهد.

 

3-ارزیابی رقابت پذیری زنجیرة ارزش چرم در ایران

همانگونه که پیش تر نیز اشاره شده در بررسی زنجیرة ارزش چرم پوست خام، چرم، کیف، چمدان و انواع کفش و پای پوش مرود برسی قرار می گیرد .بخش عمدة صادرات و تجارت در سطح جهانی در این زنجیره، همانگونه که در شکل (1) مشاهده می گردد مربوط به کد 851 می باشد که در بر گیرندة انواع کفش و پای پوش است.پس از آن انواع چرم و کیف و چمدان در ربته های بعدی قرار دارند.در ایران نیز انواع کفش و پای پوش 47 در صد از کل صادرات این زنجیره را ره خود اختصاص داده است . توجه به این نکته ضروری است که صادرات انواع کفش و پای پوش سهم اندکی را درکل صادرات ایران دارا می باشد[16و محاسبات تحقیق]. در رتبة بعد از آن انواع کفش و پای پوش پوست خام حیوانات قرار گرفته است که در واقع جزء مواد اولیه و بالا دستی زنجیره محسوب می گردد که از نظر ارزش افزوده و همچنین میزان اشتغال زایی سهم کمتری را در زنجیرة ارزش چرم به خود اختصاص می دهد.

 

این در حالی است که کشور ایران در دو کد 212و613 هیچ گونه صادراتی ندارد.هرچند که در سطح جهانی نیز این محصولات سهم اندکیاز تجارت را به خود اختصاص داده اند و تنها کشورهای معدودی به صادرات آنها اقدام می نمایند.جدول (3)رتبه بنید سایر زیر بخش های مربوط به این زنجیره را در کشور ایران بر اساس شاخص RCS نشان می دهد.به طور کلی ایران در این زنجیره دارای مزیت نمی باشد و رشد شاخص RCA مربوط به آن نیز در طی دورة مورد بررسی با نوسان شدید همراه بوده است. بررسی زیر بخش های مختل این زنجیره نشان می دهد که تنها کد 211 که شامل پوست خام حیوانات می باشد دارای مزیت بوده است که این مزیت نیز طی دورة پنج سالة مورد بررسی به شدت در حال افول بوده است.

 

 

 

 

جدول 4-رقابت پدیری ایران در مقایسه با کشورهای هفتگانه در زنجیرة ارزش چرم بر اساس متوسط شاخص

RCA (16 و محسبات تحقیق)

بخش

شاخص

ایران

پاکستان

چین

جمهوری کره

اندونزی

کل زنجیره

RCA

46%

52/2

19/4

95%

22/2

r

3%-

5%

7%-

14%

6%-

R

6%

55%

95%

93%

40%

211

RCA

86/1

4%

3%

6%

5%

r

29%-

86%

35%-

16%-

21%-

R

95%

81%

90%

92%

76%

212

RCA

-

-

8%

1%

1%

r

-

-

18%-

22%-

16%-

R

-

-

79%-

17%-

22%

611

RCA

61%

99/9

08/1

87/2

58%

r

28%1%

1%

8%

10%-

2%-

R

84%

2/0

67/0

90/0

25/0

612

RCA

1%

98/6

06/3

21/0

8%

r

76%

19%

6%

1%

27/0

R

78%

25%

50/0

1%

42/0

613

RCA

-

-

87/2

3/0

2%

r

-

-

1%

11/0-

11/-

R

-

-

2%

70/0

29/0

813

RCA

10/0

21/0

83/6

68/0

10/1

r

47/0

15/0

9%-

30/0-

10/0-

R

57/0

54/0

98/0

96/0

42/0

851

RCA

40/0

88/0

02/5

56/0

55/3

r

1%-

14/0

8%-

15/0

5%-

R

00/0

88/0

94/0

94/0

34/0

 

شکل(4) نیز روند تغییرات میانگین شاخص RSCA  را طی دوره هفت ساله مطالعه نشان می دهد مشاهده می شود که تنها کشور پاکستان دارای شاخص مثبت و با روند صعودی است و دو کشور چین و اندونزی اگر چه در این زنجیره رقابت پذیرند ولی میزان رقابت پذیری آنها رو به افول دارد.در بین کشورهای مورد بررسی بیشترین نرخ نزولی مربوط به جمهوری کره است.در این شکل نیز به خوبی دیده می شود که کشور ایران در مقایسه با سایر کشورها وضعیت رقابتی امیدوار کننده ای ندارد.

 

5-نتیجه گیری

 

در این مقاله رقابت پذیری زنجیرة ارزش صنعت چرم ایران در مقایسه با چهار کشور دیگر شامل کشورهای چین، پاکستان، جمهوری کره و اندونزی طی سال های 19998تا 2004 میلادی مورد ارزیابی قرار گرفته است.برای یان منظور از شاخص مزیت نسبی آشکار شده است و زنجیرة ارزش چرم بر اساس سیستم کد گذاری SITC به هفت کد سه رقمی تقسیم شده است. کشور ایران در پنج کد فعالیت صادراتی دارد و در دو کد سه رقمی 612،613 هیچ گونی صادرات و یا تولیدی انجام نمی دهد لذا بر اساس شاخص RCA نمی توان مزیتی را برای آنها قائل شد . این در حالی است که کشور ایران در کد 211 که پوست خام حیوانات را شامل می گردد.دارای مزیت می باشد ولی این مزیت از عدد 85/3 در سال 1998 با نرخ نزولی و شدید 23/29 در صد به مقدار 66/0 در سال 203 میلادی تنزل پیدا کرده است .اما کد 611 که معرف چرم است نرخ رشد متوسط شاخص RCA بسیار زیاد و با ثباتی را تجربه کرده است.توجه به این مساله حائز اهمیت می باشد کد 211 در زنجیرة ارزش چرم مادة اولیة کد 611 می باشد، بنابراین بین کاهش در شاخص RCA کد 211 و افزایش در شاخص RCA کد 611 ارتباط منطقی وجود دارد و نشانگر حرت صنعت تولید چرم ایران به سوی تولید محصولات با ارزش افزودة بیشتراست.اگر چه روند صعودی در قسمت پایین دستی زنجیرة ارزش چرم و در کد 831 که انواع کیف و چمدان را شامل می گردد نیز وجود دارد ولی این گروه از شاخص RCA قابل توجهی برخوردار نمی باشند. در کد 851 که در بر گیرندة انواع کفش و پای پوش می باشد اگر چه مقدار شاخص RCA در وضعیت بهتری قرار دارد، اما در کل دورة هفت سالة مورد مطالعه مقدار این شاخص همواره کمتر از عدد یک بوده است که بیانگر عدم مزیت در صادرات این محصول برای ایران است.

بررسی زنجیرة ارزش صنعت چرم در سایر کشورهای مورد مطالعه نشان دهندة آن است که عملاً غیر از ایران سایر کشورها در تجارت جهانی که 211 مادة اولیه این زنجیره محسوب میشود سهم چندانی را به خود اختصاص نداده اند و عمدة توجه فعالان این صنعت بر کدهای 611و851 که ارزش افزودة بیشتری ایجاد می نماید.قراردارد.

به طور کلی کشور چین در بخش های قابل توجهی از این زنجیره رقابت پذیری بالایی دارد واز قطب های بزرگ جهانی در این صنعت محسوب می شود.توجه به این مسأله حائز اهمیت است که کشورهای چین و اندونزی، انواع  پای پوش و کیف و چمدان را که محصولات پایین دستی این زنجیره می باشند و ارزش افزودة بسیار بالاتری را حاصل می نمایند مورد توجه قرار داده اند و در تولید و صادرات آنها اهتمام ویژه ای از خود نشان داده اند و در بازارهای جهانی از جایگاه رقابتی بسیار بالایی برخوردار شده اند.


DAM

پرورش شتر مرغ در ایران

 

پرورش شتر مرغ از سال 78 با تصویب شورای پروتئین در کشور آغاز گردید. خیلی زود با استقبال گسترده سرمایه گذاران داخلی مواجه گردید

بر این اساس واردات ماده ژنتیکی شامل جوجه ، تخم نطفه دار و پرونده بالغ از کشورهای کانادا ،بلژیک، هلند، ترکیه، آفریقای جنوبی، زیمباوه، عربستان سعودی، ایتالیا به کشور انجام شده که اعظم آن به صورت جوجه یک روزه بوده است.

طی سالهای گذشته با توچجه به تقاضای بازار برای پرنده زنده ، در آمد تولید کنندگان از فروش پرنده زنده و دادو ستد آن تأمین می گردید که این روند تا سال 86 ادامه داشت. با افزایش جمعیت پرنده قیمت آن سالانه سیر نزولی داشت و به مرور به حد تعادل د رمقایسه با سایر کشور ها رسیه است که یان مسئله با عث گردید کشتار آغاز و این رشته فعالیت وارد فاز جدیدی گردد.

در نیمه اول سال 87 کشتار شتر مرغ سیر صعودی داشته و م اکنون تعدادی از مزارع شتر مرغهای پرواری خود را در کشتارههای دام کشتار و در بسته بندی بهداشتی (1 کیلوگرمی) به بازار عرضه میکنند.قیمت فروش به سوپر مارکتها حدود 11000 تومان و در سوپر مارکتها بین 12500 تومان تا 14000 تومان به فروش میرسد.

طی دو سال اخیر کاهش قیمت پرنده زنده و به تعادل رسیدن قیمت آن اعم از جوجه و سایر سنین موجب گردید.تولید کنندگانی که نتوانسته اند مسائل فنی و مدیریت مزرعه خود را بهبود دهند از گردونه این فعالیت خارج گردند که این امر پیش بینی شده بود.

در حال حاضر تولید کنندگان تلاش می نمایند بازار فروش محصولات را بدست آورده و با بهبود مدیریت خود را به میانگین های جهانی نزدیک نمایند.

 

طرح ساماندهی، وضعیت پرورش شتر مرغ

با توجه به سابق چند ساله در خصوص پرورش شتر مرغ در کشور و نیز مشکلات موجود در این رابطه در سال 85 بمنظور ساماندهی به وضعیت پرورش شتر خمر در کشورد به دستور وزیر جهاد کشاورزی کمیته تخصصی پرورش شتر مرغ تشکیل و با فعالیت کار گروه ها ی تخصصی متشکل از اعضای دولتی و خصوصی کشور تدوین گردید.

در این استراتژی نخوه صدور مجوز و دستور العمل های فنی و بهداشتی و مناطق مستعد جهت پرورش شتر مرغ لحاظ گردید و به کلیه استانها ابلاغ شد. بر اساس مطالعات مکان یابی بعمل آمده استانهای خراسان رضوی، کرمان ، اصفهان ، خراسان شمالی ، خراسان جنوبی ، فارس ، مرکزی ، اردبیل ، سمنان و قم جزو مناطق اولویت دار جهت پرورش شتر مرغ معرفی گردید ند.

بر اساس این استراتژی ، معاونت امور دام موظف گردید نسبت به اجرای طرح به گزینی شتر مرغ مادر اقدام نموده و تا پایان سال 1388 ظرفیت شتر مرغهای مادر به گزینی شده را تا حداکثر سقف 6000 قطعه تنظیم نماید و سالانه در حدود 000/120 قطعه شتر مرغ شوند. همچنین این جمعیت تا پایان برنامه پنجم به 12500 قطعه مادر و 000/250 قطعه مادر و 000/250 قطعه کشتاری می رسد.

 

کارگروه تخصصی پرورش شتر مرغ

پس از تدوین استراتژی پرورش شتر مرغ کشور کارگروه تخصصی شتر مرغ با مسئولیت معاونت امور دام متشکل از اعضا دولتی و خصوصی تشکیل و جلسات آن به طور منظم تشکیل میگردد. این کارگروه در خصوص برنامه ها و سیاستهای شتر مرغ جلسات خود را برگزار می نماید

همزمان کمیته فنی شتر مرغ بنا به تشخیص کارگرو تخصصی مربوطه به منظور بررسی و تدوین مسائل فنی و بهداشتی تشکیل گردید. در این جلسات از کارشناسان مجرب در بخص دولتی و خصوصی استفاده شده است. تصمیات اتخاذ شده در کمیته فنی شتر مرغ جهت تأیید نهایی به کارگروه تخصصی ارجاع میگردد.

 

اهداف کیفی پرورش شتر مرغ

معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی با در نظر گرفتن اهداف کیفی و کمی متعددی پرورش شتر مرغ را در دستور کار و توجه جدی خود قرار داد عمدترین اهداف مورد نظر را می توان موارد زیر دانست:

1)      ایجاد تنوع پروتئینی در کشور با عرضه گوشت قرمز فاقد چربی و کلسترول

2)      تولید چرم مرغوب و تولید فرآورده های چرمی با توجه به شکل منحصر به فرد پوست و ایجاد بازار جدید در صنایع چرم سازی در کشور

3)      ایجاد کارگا ههای کوچک برای تولید فرآورده هایی از تولیدات جانبی مانند پوسته، تخم ،چربی، پر و ...

4)      ایجاد زمینه برای صادرات فرآورده های تولیدی با توجه به تقاضای موجود در دنیا

5)      استفاده از قابلیت تکثیر بالای شتر مرغ در تولید گوشت و سایر فرآورده ها

6)      امکان پرورش در ضای باز و با ایاد تأسیسات کم هزینه و پرورش در مناطق خشک و بیابانی

7)      استفاده از قابلیت پرنده در استفاده از صایعات کشاورزی و علوفه در تولید گوشت.

 

بر اساس آمار اعلام شده وزارت جهاد کشاورزی طی سالهای 1387تا 1386 مجموع واردات و تولید جوجه شترمرغ در کشور به رقم 77 هزار قطعه بالغ شده است که از این میزان 58 هزار قطعه تولید داخلی و مابقی واردات بوده است .

 

جمعیت شتر مرغ در کشور در طی سالهای 80 لغایت 86

ردیف

شرح

79

80

81

82

83

84

85

86

1

شترمرغ مادر

40

140

250

400

600

1500

2500

3500

2

جمعیت شترمرغ

156

900

3500

7000

10000

20000

30000

50000

 

با احتساب کشتار و حذف پرندگان و تلفات یخبندان در سال 86 و نیز روند تولید مثل جدید جمعیت شتر مرغ در نیمه اول سال 87 در حدود همان 50 هزار قطعه سال 86 تخمین زده می شود.

 

مجوزهای صادره از سال 80 لغایت 86

 

پروانه تأسیس

پروانه بهره برداری

مادر

(تعداد)

ظرفیت کل

گوشتی

(تعداد)

ظرفیت کل

مادر

ظرفیت

گوشتی

ظرفیت

80

8

200

-

-

3

75

-

-

81

7

175

5

400

2

50

-

-

82

10

500

15

1200

3

700

1

100

83

10

900

14

1400

4

300

1

100

84

32

2605

113

27000

11

930

1

100

85

43

4500

40

6800

5

400

6

460

86

40

1380

50

5651

3

373

7

820

جمع کل

150

10260

237

42450

31

2455

23

1928

 


بدون کد

 

موضوع :نمایشگاه بین المللی مد و پوشاک چرم و نمایش زنده لباس(fashion)

 

نمایشگاه جاده ابریشم

بسمه تعالی

 

نمایشگاه بین المللی مد لباس و پوشاک چرم و نمایش زنده لباس (fashion) از تاریخ 15 لغایت 18 بهمن ماه سال جاری توسط شرکت ؟؟؟؟؟؟؟؟ تحت مجوز رسمی از سازمان بازرگانی آذربایجان شرقی و اماکن عمومی و ادره فرهنگ و ارشاد اسلامی تبریز با هدف تبادل اطلاعات فی مابین مسارکت کنندگان از سراسر دنیا و آشنایی مصرف کنندگان ا زمحصولات روز دنیا و عرضه محصول در نمایشگاه به صورت فروش مستقیم ،در هتل شهریار تبریز برگزار می گردد.لذا با توجه به همسویی فعالیت آن شرکت محترم با موضوع نمایشگاه از شما دعوت می شود در نمایشگاه جاده ابریشم مشارکت نمایید.

نماشه مذکور برای اولین بار در ایران دارای سالن مد ونمایش زنده می باشد شرکت کنندگان در این نماشگاه همزمان از تبلیغات گسترده(تلویزیون ،رادیو، بیلبورد، مصاحبه خبری با مشارکت کنندگان، سمینار، یک میلیون بلیط ورودی درسطح شهر تبریز، لوح فشرده نمایشگاه) برخورداری از بازدیدکنندگان سراسر کشور به واسطه نور نمایشگاه ،تبادل اطلاعات با پرندهای معروف دنیا به واسطه شرکت کنندگان خارجی بهره مند می شوند، همچنین زمان نمایشگاه قبل از آغاز سال جدید و نزدیک به روز valentine می باشد که انگیزه کافی برای خرید مخاطبان را تصمین می کند.

*تولیدی

*چرم و کیف و کفش

*پوشاک(زنانه ، مردانه مجلسی، و اسپرت، لباس شب و ...)

*کلیه طراحان چرم، لباس، پارچه، کیف و کفش

*شال و روسری

*پارچه(مواد اولیه (نخ، پلی استر و نایلن، پشم و ...)

*بدلیجات( انواع زیور آلات و ...)

 


ZEHTAB

بازارسازي،‌بازاريابي و بازرگاني و چالش‌هاي پيش روي صنعت چرم

محمد حسين زهتابچيان

رئيس هيات مديره شركت راك شيمي

موضوعي كه قرار بر طرح آن دارم بازسازي، بازاريابي و بازرگاني و معضلات و چالش‌هاي پيش روي صنعت چرم ايران است.

اولين موضوعي كه لازم مي‌دانم مطرح كنم اين است كه آيا اصولاً ما مي‌توانيم توليد كنند، صادر كننده و تامين كننده خوبي در صنعت چرم در جهان باشيم؟

آيا با تغييرات شگرفي كه اقتصاد جهاني در بيست سال اخير به خود ديده، مي‌توانيم بدون در نظر گرفتن تمامي فرصت‌هاي از دست رفته و يا موجود و يا به دست نيامده، به موضوع بازارسازي و بازراريابي و بازرگاني چرم بپردازيم؟ و اينكه اصولا رشد دامپروري و صنايع وابسته (چرم، فرش، مصنوعات چرمي و ...) به جز رشد و توسعه بازارهاي بين‌المللي است؟

ما در دهه 2010 زندگي مي‌كنيم، دهه‌اي كه به شدت از سال‌هاي قبل فاصله گرفته و دنيا با همه وسعتش، با جادوي اينترنت و تكنولوژي ارتباطات و اطلاعات، به اندازه مونيتور يك كامپيوتر كوچك شده است.

چين مقتدر، هندوستان تازه نفس، تركيه برقامت ايستاده و پاكستان مطرح، رقباي كوچكي نيستند كه بتوانيم آنان را بدون برنامه‌اي مدون و همتي عالي پشت سر بگذاريم. بديهي است هر ايراني شرافتمند و متعهدي علاقمند ساختن كشور و تمدن ايراني و ايجاد اشتغال و ارزش افزوده در سرزمين پدري‌اش است.

اما آيا با بضاعت موجود، چنين كاري ممكن است؟

آيا ما مي‌توانيم با كيف و كفش و لباس چرمي ساخت خودمان وارد بازار جهاني شده و سربلندگوي سبقت و رقابت مثبت رقابت مثبت را از بازيگران قبلي برباييم؟

متاسفم كه بگويم نه، نه و نه!

قبل از اينكه به مسائل بازرگاني چرم بپردازم به معضلات و مشكلات موجود اشاره مي‌كنم و در انتها با جملاتي اميدوار كننده‌تر كلامم را به پايان مي‌رسانم:

1- ميزان كشتار دام در جهان كاهش يافته و اين به دليل كشتار كمتر دام و توجه بيشتر مصرف كنندگان به مصرف كمتر گوشت قرمز و تغيير ذائقه به سمت مصرف گوشت سفيد حادث شده است شايد خشكسالي‌هاي پي‌درپي و گران شدن علوفه و خوراك دام، اين مساله را تشديد كرده باشد.

2- كشورهاي اروپايي به دليل توجه به محيط زيست، اين تكنولوژي را به كشورهاي چين و هند و تركيه و بعضا پاكستان منتقل كرده‌اند و در سال‌هايي كه اين اتفاق براي صنعت چرم دنيا مي‌افتاد ما از صحنه غايب بوديم و صنعت چرم ايران به دلايل محدوديت واردات پوست خام، كه ناشي از ذبح شرعي و غيره است،‌ انگيزه‌اي براي حضور در صحنه نداشته، ضمن اينكه دلارهاي نفتي نيز اهميتي براي اين يكصد ميليون دلار صادرات غير نفتي قائل نبود!

3- اين صنعت هرگز در ايران مزيت نسبي نداشته  هرگز فرصت مناسب براي سرمايه‌گذاران خارجي به حساب نيامده، تا آنان را براي حضور در ايران تشويق كند. ما با قوانين متغيير، محدوديت منابع پوست، تورم دو رقمي و ده‌ها مشكل و معظل ديگر- كه اصولاً صنعت ايران به آن دچار است هرگز جذابيتي براي سرمايه گذاريان خارجي نداشته‌ايم.

اكنون كه اين صنعت در تراژيك‌ترين شرايط خود در 40 سال اخير به سر مي‌ّرد، اگر در همچنان بر اين پاشنه بچرخد، نسل بعدي چرمسازان غيور ما ديگر چرمساز نخواهند بود و به مشاغلي روي خواهند آورد كه قطعاً رنگ و بويي از صنعت پدري ندارد. در اين شرايط، چگونه مي‌توانيم از بازارسازي و بازاريابي و بازرگاني صحبت كنيم؟ در حالي كه حتي صادر كنندگان سالامبور نيز به دليل كمبود ميزان پوست، انگيزه‌اي براي ادامه كار ندارند و يكي پس از ديگري اين صنعت را ترك گفته و به سمتي هدايت مي‌شوند كه قطعاً به ادامه توليد سالامبور و چرخه منتهي نمي‌شود.

زمان به سرعت از ما عبور كرده و تكنولوژي‌هاي ارزان و تكنولوژيست‌هاي تازه نفس را از دست داده‌ايم. اگر اكنون بخواهيم برنامه‌اي براي حضور در بازارهاي جهاني تدوين كنيم، نياز به يك استراتژي راهبردي واقع بينانه دراز مدت داريم و بايستي از خوش بيني و ساده انديشي به شدت پرهيز كرده و همفكري و همدلي، به طرح اين استراتژي پرداخته و قدم به قدم آن را به اجرا بگذاريم.

 

در اينجا چند راهكار وجود دارد:

راه اول، دولت تورم را كاهش دهد. در اين وضعيت ثبات نرخ ارز بسيار عالي است و مانند شرايط كشورهاي ديگر خواهد شد. اما اگر نمي‌تواند نرخ تورم را كاهش دهد بايد نرخ ارز را افزايش دهد. البته اين افزايش خود تورم‌زا است، اما در مقابل آنقدر اشتغال و توليد ثروت مي‌كند كه هر سه گروه وارد كنند، توليد كننده و صادر كننده سود مي‌برند و همچنين بالا رفتن درآمد ناخالص ملي، رشد اقتصادي و ارزش افزوده را در پي خواهد داشت.

وقتي اقتصاد سودآور نيست و چون هوشمند است، طبيعتاً به جايي مي‌رود كه سودآور باشد. گاهي به بانك، گاهي به مسكن، گاهي و روزي هم از كشور فرار مي‌كند و در جاي امن‌تري سرمايه‌گذاري مي‌شود. بهتر است اقتصاد را تعريف كرده و آن را سودآور كنيم. جايزه صادراتي 3 يا 5/1 درصد كه طي پروسه طولاني محاسبه مي‌شود در نهايت به اعطاي سهام شركت‌هاي دولتي ختم مي‌شود، تشويق مناسبي به حساب نمي‌آيد. به نظر بنده، اگر از ابتدا اين جايزه صادراتي وجود نداشت، صادر كنند نيز با چشمداشت، از قبل برا آن هزينه نمي‌كرد. بسته‌هاي تشويقي نيز بسيار پيچيده‌اند. بلكه يك كارآفرين اصلاً فرصت اين كار را ندارد، آدمش را هم ندارد، اصلا رويش هم نمي‌شود دنبال اين كار برود، چون اين كار را تكدي‌گري مي‌داند و اين تسهيلات را حق خود نمي‌داند كه دنبال گرفتنش برود. كارآفرين فكر مي‌كند در قبال دولت و ملت وظيفه‌اي داشته و انجام داده، و قرار نيست از كسي تشكر بشنود.

اين مسائل را كه كنار هم مي‌گذاريم، مي‌بينيم كه صادرات به طرز وحشتناكي سودآور نيست، و توليد به تبع آن و بعد واردات. كسي كه پول دارد و مي‌خواهد آن را در مسير صحيح بيندازد، چكار مي‌تواند بكند؟‌آيا بايد وارد بازار مسكن شود، يا واردات، يا توليد يا فاينانس و غيره. حالا شايد دلش بخواهد وارد كار واردات شود. كالايي را وارد مي‌كند به قيمت يك دلار (معادل 900 تومان) و پس از يك سال به دليل رقابت شديد و از كار افتادن كارخانه‌ها و عدم صادرات توليد داخلي موفق به فروش آن نشد قيمت آن كالا همچنين يك دلار است. در اين مدت دلار مثلا 5 تومان گران‌تر شده و از اين روي، اين وارد كننده ضرر مي‌كند و از چرخه واردات خارج مي‌شود كه اين به ضرر توليد و صادرات نيز هست.

بنابراين وارد كننده متضرر، پولش را در بازار مسكن به كار مي‌اندازد كه %100 سود قطعي دارد. حال اگر واردات سودآور بود، پول از آن فرار نمي‌كرد به سوي مسكن نمي‌رفت و قيمت مسكن نيز كاهش پيدا مي‌كرد، توليد و صادرات نيز افزايش مي‌يافت و ارزش افزوده و رشت اقدصادي نيز افزايش مي‌يافت و رفته رفته تورم كاهش پيدا مي‌كرد. پول نيز وارد صنعت مي‌شد و بانك‌ها نيز اينقدر حساب معوقه نمي‌داشتند.

راه دوم اين است كه اقتصاد را آزاد كنيم. الان عده‌اي فكر مي‌كنند كه با محدود كردن صادرات مواد اوليه يا واردات كالاهاي اساسي، مي‌توانند روي شاخص‌ها تاثير بگذارند. اين كار باز توليد صنايع گلخانه‌اي است كه اصلاً به نفع اقتصاد ايران نيست. ما سال‌هاي سال تجربه حمايت‌هاي گلخانه‌اي و معضلات مهر عدم ساخت را داشته‌ايم. مي‌بينيم كه وقتي مهر عدم ساخت را برداشتند و تعرفه را جايگزين آن كردند، صنايع وابسته به اين مهر از بين رفتند و نابود شدند. به مجرد بالا رفتن قيمت ارز خيلي از اين صنايع نابود شدند، چون وابسته به ارز 80 توماني و 300 توماني و ترجيحي بودند،‌ احا حالا مجبورند ارز به قيمت واقعي بخرند. اين تجربه ناخوشايند را نبايد دورباره تكرار كنيم. محدوديت براي واردات بايد سد تعرفه‌اي باشد. آن هم بايد به شدت هوشمندانه تعيين شود و بايد پلكاني رو به كاهش باشد، نو رو به افزايش، تا صنايع ما رفته رفته رقابتي شوند. قطعاً در اين فرآيند تعدادي از صنايع متوقف مي‌شوند، يا تغيير كاربري مي‌دهند. اين مكانيزم بازار است. در آمريكا سالانه صدها هزار شركت منحل شده و صدها هزار شركت ديگر شروع به كار مي‌كنند. در اروپا هم همينطور. چين هم دارد همينطور مي‌شود. متوقف شدن گروهي از صنايع دليل مي‌شود كه همه ملت هزينه كنند تا جلوي توقف آن را بگيرند. امروز صنعت پرورش ميگو دچار مشكل مي‌شود، فردا صنعت نساجي و پس فردا صنعت چرم. بگيرند. امروز صنعت پرورش ميگو دچار مشكل مي‌شود، فردا صنعت نساجي و پس فردا صنعت چرم. مشكل هر روز از گوشه‌اي سردرمي‌آورد. صنايع همه مشكل دارند. ولي اگر اين مسائل به طور ريشه‌اي حل شود، مشكلات صنايع رفع مي‌شود و توسعه مي‌يابند.

در زماني كه دنيا به سوي اقتصاد آزاد پيش مي‌رود، ممنوعيت صدور مواد اوليه اشتباه است. 10 سال پيش، تعرفه ورود برخي كالاها در هند 70 يا حتي 80 درصد بود كه به تدريج كاهش يافت تا اینکه امسال به 15% رسید و بنا دارند به 5% برسانند. تشویق های صادراتی در چین از بین رفته است، زیرا اقتصاد آنها در دنیا تعیین کننده شده است. از اول اکتبر 2007 که دولت چین جوایز صادراتی را به تولید کنندگان فولاد نداد، فولاد 7% گران شد. و از اول جولای 2007 کل جوایز صادراتی صنایع حذف شد، بلافاصله قیمت تمام کالای وارداتی چین در سایر کشورها 10% گران شد. چون اقتصد چین قوی است، بر بازارها اثر می گذارد و تعیین کننده است. ما باید سازوکارهای در حال جریان دنیا را پیش بگیریم و اقتصد را آزاد کنیم. البته کنترل دولت باید بر اقتصاد همچنان باشد، اما نه 80%، بلکه 20% و این کنترل برای پیشگیری از خروج اقتصاد از مسیر اصلی باید اعمال شود.

ممنوع کردن صادرات و واردات کالاها قطعاً به زیان اقصاد و صنعت ایران است و در دراز مدت صنایع ایران را گلخانه ای و آسیب پذیر می کند. ورود به سازمان تجارت جهانی، جدا از بحث مزایا و معایب آن، یک الزام است و نمی توان از آن اجتناب کرد. ما باید وارد تعامل با جهان خارج شویم. هر کشور دارای ویژگی های منحصر به فرد خود است، اما یک چیز در همگی آنها مشترک است، و آن این است که همه به دنبال جنس ارزان هستند. برای بقا در این فضای رقابتی باید به کل صنایع توجه شود، نه اینکه در هر مقطعی از چند صنعت حمایت صورت پذیرد. باید قوانینی وضع کرد کهحمایت تمام صنایع را در بر گیرد، مثلا دولت کل حق بیمه سهم کارفرما را به عنوان یارانه بپردازد. کل این مبلغ هر چقدر هم بشود، تاثیر اشتغال زایی آن را جبران می کند. یا اینکه مثلا هزینه گاز و برق و آب صنایع را کاهش دهد. این قبیل رایانه ها دوباره به ساختار اقتصد مملکت بر می گردد. یا اینکه مثلا قیمت تسهیلات را متناسب با عرضه و تقاضا تعیین کند، و برای صنایع صادر کننده امتیازی قائل شود. نتیجه مثبت این یارانه ها در درآمد ناخالص ملی دیده می شود و گردش سرمایه ملی را افزایش می دهد. نباید به دنبال محدودیت و پیچیده کردن اقتصاد بود. هر جا کنترل بیشتر باشد، فساد و رانت نیز هست و ویژه خواری ایجاد می شود. اقتصاد زبان خیلی ساده ای دارد. حتی می توان آن را به واردا می کشاند و صنایع داخل را از فرصت کسب سود محروم می کند. اگر یک کشاورز ثروتمند شود به نفع اقتصاد است، چون در همان شغل می ماند. درآمد است که او را در روستا میخکوب می کند، به طوری که حتی حاضر می شود با هزینه خود برای روستا جاده سازی و برق کشی کند.

 

و اما در مورد صنعت چرم ایران

این صنعت دارای ضعف های زیادی است. ما صنایع بزرگ در آن نداریم. خوشه صنعتی هم باید سودآور شود. مثلا اگر ایتالیایی بخواهد در ایران کارخانه ای راه اندازی کند، بررسی هایی انجام می دهد. علاوه بر امنیت اجتماعی و خوب بودن رفتار و فرهنگ مردم هزنیه های راه اندازی صنعت و نیروی انسانی را کمتر از ایتالیا می بیند. اما به مواد اولیه که می رسد، می بیند قیمت آن 2 برابر ایتالیا است! برای سود آور سازی این صنعت باید واردات مواد اولیه آن را ساده کرد. با اصلاح قوانین این کار میسر می شود. مشکل شرعی واردات پوست تا حدود حل شده است. سایر موانع نیز باید مرتفع شود. در اقتصاد اروپا و چین حتی واردات پوشاک آزاد است. و اگر کسی آنقدر نادان باشد که کالای بی کیفیت وارد کند. جریمه اش نیز ورشکستگی است. ضمن اینکه نهادهای مختلفی هستند که از حقوق مصرف کننده حمایت می کنند.

ظرفیت کارخانه های چرم سازی فعلی، آماده جذب سالانه 300 میلیون جلد پوست است. اما حداکثر پوست استحصالی در داخل حدود 30 میلیون جلد است. عده ای اعتراض می کنند که چرا دام زنده صادر می شود. مگ چه اشکالی دارد؟ بگذارید صادر شود. این سازوکار بازار است. اگ برای صادر کننده سود دارد چرا صادر نشود؟ از آن طرف می شود دام هم وارد کرد. به خاطر کمبود پوست نباید جلوی صادرات دام و محصولات پوست و چرم را گرفت. بلکه باید واردات آنها را تسهیل کرد تا کمبود بازار رفع شود. با بستن اقتصد هیچ مشکلی حل نمی شود. تنها حاصل این محدودیت ها افزایش قاچاق و از بین رفتن منابع است. در نهایت هم مجبوریم برگردیم قانون را اصلاح کنیم. پس چه بهتر که ریشه را درست کنیم. پوست و مواد اولیه چرم باید آزاد شود. تعرفه می توان وضع کرد، ولی در آزاد کرد آن نباید شک کرد. یعنی تنها راه سودآور کردن این صنعت همین است. در این شرایط، بسیاری از پول ها از بازارهای دیگر خارج شده و کارخانه ها به راه می افتد، و عده ای هم که مترصد افزایش قیمت ÷وست داخلی به هر مناسبتی هستند، به جای این کار به واردات این مواد اولیه مشغول می شوند. انجمن ها و تشکل های موازی همه با هم همدل می شوند، چون وقتی این صنعت برای همه سودآور باشد، کسی با کسی مخالفت نمی کند. چه مانعی دارد که یک تاجر پوست را به 2 دلار وارد کند. و بعد از پروسس به 3 دلار صادر کند؟ کمبود مواد اولیه به تعطیلی کارخانه ها و ناامیدی و اعتراض صنعتگران می انجامد. دولت نیز فکر می کند صادرات وت بلوی گوسفندی باعث تعطیلی این کارخانه شده و آن را ممنوع اعلام می کند. عده ای هم پیدا می شوند با سوء استفاده، سالامبور بزی را به جای گوسفندی اظهار می کنند. پس بیاییم به آزاد سازی اقتصاد و سودآور سازی تولید و صادرات بیندیشیم. یک راه حل آن نیز تدوین یک برنامه از سوی دولت برای کاهش پلکانی تعرفه ها طی یک برنماه 5 تا 10 ساله است. بدین ترتیب همه می دانند که تعرفه واردات فلان کالا در هر یک از این ده سال چقدر است. دیگر اینک دولت وارد چرخه توزیع و صادرات و واردات بخش خصوصی نشود. با صبوری، آن را به بخش خصوصی واگذار کند تا بازار به تعادل برسد. اگر واردات کالایی برای عده ای سودآور است، بگذاریم آنقدر صادرات بکنند تا قیمت هایشان رقابتی بشود. رونق صادرات به نفع تولید کننده و در نهایت به نفع اقتصاد مملکت است. هم زمان با این اقدامات، اقتصاد را باید آزاد کرد. جالب است بدانید که امروزه همان هندی هایی که ذبح حیوانات را حرام می دانند، جلوداران صنعت چرم هندوستان هستند. آنها اقتصاد را قبول کرده اند.

بالاخره روزی تمام مشکلات اقتصادی حل خواهد شد، چون اقتصاد هوشمند است و می گردد و راه خود را پیدا می کند. همان صنعتگر ایتالیایی نیز اگر فعالیت تولید در ایران را توام با صرف اقتصادی ببیند. خودش سرمایه گذاری کرده و کارخانه راه اندازی می کند و خوشه صنعتی نیز خود به خود تشکیل می شود. نباید سعی کنیم هر چیزی را به زور درست کنیم.

در پایان ضمن تشکر از همه عزیزان، امیدوارم که به استراتژی های راهبردی توجه بیشتر شده و با رفع موانع و تدوین مقررات و قوانین منطقی و پایدار و ایجاد انگیزه سودآوری برای صنعت چرم، کار این صنعت را به صنعتگران بسپاریم، و مطمئن باشیم که ظرف مدت حداکثر 5 سال، این صنعت به حد اعلای پیشرفت و توسعه خویش خواهد رسید.